آسیه دهباشی

چگونه حافظه بلندمدت را تقویت کنیم؟

نگاهی به تقویت حافظه از دید روایات و تجربیات

اگر می‌خواهید حافظه شما تقویت شود و فراموشي نداشته باشید، هر روز يك مثقال مرباى زنجبيل بخورید، اگر این مربا را با شکر نیشکر درست کنید و به جای پنیر به کودکان هر روز صبح بدهید، تمرکز و حافظه آنها بسیار زیاد خواهد شد.

 

با یک دست دو هندوانه برندارید!

صبح شنبه است. دفترچه یادداشتتان را باز می‌‌کنید و با فهرستی بلندبالا از کارهای انجام‌‌نشده مواجه می‌‌شوید. چند دقیقه بعد، روی مرورگر اینترنتی‌‌تان ده‌‌ها صفحه باز کرده‌‌اید، پیش‌‌نویس ایمیلی که باید به رئیستان بفرستید به حال خود رها شده است، چند جمله درهم‌‌وبرهم به لیست کارهایتان اضافه کرده‌‌اید و شانه‌‌تان هم تیر می‌‌کشد!

 

همراه با «سردار سرتیپ دوم علی اسحاقی»، بنیان‌گذار و مبدع جنگ الکترونیک در هشت سال دفاع مقدس
گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سرهنگ خلبان «سیدنورالدین حسینی» که در دو لباس روحانیت و خلبانی به کشورش خدمت کرد/ بخش دوم
گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سرهنگ خلبان «سیدنورالدین حسینی» که در دولباس روحانیت و خلبانی به کشورش خدمت کرد/ بخش اول

شنود عراقی‌ها؛ رمز پیروزی «فرمانده کل قوا»

همراه با «سردار سرتیپ دوم علی اسحاقی»، بنیان‌گذار و مبدع جنگ الکترونیک در هشت سال دفاع مقدس

علی اسحاقی در سه‌سالگی به همراه خانواده‌اش از درچه اصفهان به عراق مهاجرت می‌کند و تا پایان دوران دبیرستان یعنی زمانی که حزب بعث روی کار می‌آید و به آزار و اذیت و اخراج ایرانیان می‌پردازد، آنجا می‌مانند و سپس به ایران بازمی‌گردند. دوره سربازی را در گارد شاهنشاهی می‌گذراند و آنجا با جنگ الکترونیک آشنا می‌شود. پس از سربازی کار در ذوب‌آهن اصفهان و توانیرو را تجربه می‌کند؛ ولی به دلیل ناعدالتی از هر دو استعفا می‌دهد و به خریدوفروش و تعمیرات موتورسیکلت روی می‌آورد. می‌گوید در این حرفه، درآمد بسیار خوبی عایدش می‌شود و خیلی‌ها دیگر او را با نام «حاج علی موتوری» می‌شناسند. علی اسحاقی، زمان انقلاب در فعالیت‌های انقلابی مشارکت فعال داشت. با پیروزی انـــقلاب بــرای خــوابــاندن غــائله‌ها مأموریت‌های مختلفی به گنبدکاووس و سیستان و بلوچستان می‌رود و بلافاصله با شروع جنگ با خانواده و چهار فرزندش راهی جنوب می‌شود. «سردار سرتیپ دوم علی اسحاقی» که به‌عنوان معاون اطلاعات عملیات در جبهه خدمت می‌کند، پس از مدتی مجموعه کوچکی را در واحد اطلاعات به نام «شنود» راه‌اندازی می‌کند و نقش و تأثیر موفق شنود در عملیات‌های مختلف سبب می‌شود تا این واحد از عملیات فتح‌المبین به بعد، با نام واحد «جنگ الکترونیک» نقش‌آفرینی کند. خاطرات او در کتابی به نام «جنگ الکترونیک» به رشته تحریر درآمده است.

پروازی دیگر

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سرهنگ خلبان «سیدنورالدین حسینی» که در دو لباس روحانیت و خلبانی به کشورش خدمت کرد/ بخش دوم

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سرهــنــگ خلبان «سید نورالدین حسینی»، بهمن‌ماه سال 53 وارد ارتش می‌شود. به دلیل سرپرستی چند بچه نیازمند و کسب درآمد طلبگی را رها می‌کند. از شیراز به هوانیروز اصفهان می‌آید. گواهینامه خلبانی می‌گیرد و پس‌ازآن دوره تخصصی خلبانی هلی‌کوپتر کبرا می‌بیند. پس از انقلاب هم‌زمان با جنگ‌های کردستان تصمیم می‌گیرد از ارتش استعفا بدهد و دوباره وارد حوزه شود؛ اما پدرش اجازه نمی‌دهد و می‌گوید برای لباسی که بر تن کرده‌ای، هزینه بسیاری شده، حالا که نیاز کشور است، باید کمک کنی. او در ارتش می‌ماند و هم‌زمان با آن دروس حوزه را ادامه می‌دهد. سال 60 ملبس می‌شود و در هر  دو لباس خدمت می‌کند. به‌عنوان خلبان مأموریت می‌رود و هم‌زمان به‌عنوان روحانی در منطقه اعزام می‌شود. صبح تا ظهر پرواز می‌کند. ظهر لباس روحانیت بر تن می‌کند و نماز می‌خواند و مسائل عقیدتی را بازگو می‌کند. اوایل اعتراض‌هایی هم می‌شود که باید یک لباس را انتخاب کند؛ ولی وقتی می‌بینند در هر دو لباس مسئولانه تلاش می‌کند، از او حمایت می‌کنند. در بیشتر عملیات‌های غرب و جنوب حضور داشته و ساعات زیادی با شهید شیرودی و شهید کشوری هم پرواز بوده است. با بیش از 1200 ساعت پرواز با هلی‌کوپتر کبرا  جانباز 53 درصد است. آشنایان او را سید صدا می‌زدند و غریب‌ترها سرهنگ. سید، خلبانی را بهترین درس عملی خداشناسی می‌داند. آنچه در ادامه می‌خوانید، بخش دوم گفت‌وگوی اصفهان زیبا با حجت‌الاسلام‌والمسلمین سرهنگ خلبان «سید نورالدین حسینی» است که بخش اول در تاریخ یکشنبه 8 خرداد منتشر شد.

از حجره تا هلی‌کوپتر کبری!

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سرهنگ خلبان «سیدنورالدین حسینی» که در دولباس روحانیت و خلبانی به کشورش خدمت کرد/ بخش اول

طلبگی را دوست داشت. پدرش اصرار داشت لباس روحانیت بپوشد. یک سال در حوزه تحصیل کرد و سپس به دلیل یک‌کار خداپسندانه برای آنکه درآمد مالی داشته باشد، وارد ارتش شد. از شیراز به دانشکده هوانیروز اصفهان آمد. خلبان هلی‌کوپتر کبری شد. عشق پرواز در جانش ریشه کرد. پس از انقلاب دروس حوزوی را  ادامه داد و بهار سال 60 ملبس شد. هم با هلی‌کوپتر کبری پرواز می‌کرد، هم با  لباس روحانیت مسائل عقیدتی را بازگو می‌کرد. جنگنده در آسمان می‌جنگید؛ نترس و بی‌باک. 17 بار  سانحه هوایی برایش اتفاق افتاد. به اعتقاد حجت‌الاسلام و المسلمین سرهنگ خلبان «سید نورالدین حسینی» خلبانی شغلی معنوی است که بر فراز آسمان، خلبان سراسر نیاز می‌شود و اگر با منبع نیاز خو  بگیرد، عارف می‌شود.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - آسیه دهباشی