زنان

نان در فمینیست‌بودن است

درباره رویکرد اینفلوئنسرهای اینستاگرامی به فمینیسم

«بنویس حق طلاق می‌دید به زن‌هاتون بعد اسم خودتون رو هم گذاشتید مرد؟ ایموجی هم نذار»! اگر از اهالی شبکه‌های اجتماعی باشید، احتمالا داستان این توییت به گوشتان خورده است. 

سلبریتی، رسانه و جنسیت‌های فرمایشی

چرا باید تیغ نقدمان علیه بازنمایی‌های رسانه‌ای تیز باشد؟

بتی فریدان، در کتاب «راز ورزی زنانه»، به رسانه‌ها و هم‌دستان دیگرشان، ازجمله چیزی که امروزه در ادبیات تخصصی به آن گفتمان پزشکی و گفتمان روان‌شناسی مرسوم می‌گوییم، از یک منظر مهم می‌تازد. صحبت اصلی فریدان در آن کتاب بر سر آن است که تمامی این‌ها که نامشان برده شد، با استفاده از قدرتی که دارند، شمایلی از زن آرمانی تصویر می‌کنند که کاملاً منطبق با الگوی مرسوم از زن ایدئال است، زنی کاملا در خدمت امیال مردانه (در تمام سطوح ساختاری).

قیصرهای پوشالی!

اصفهانی‌ها درباره «قتل‌های ناموسی» چه می‌گویند؟

بازتاب خبر قتل فجیع رومینا اشرفی، دختر نوجوان تالشی، در شبکه‌های اجتماعی مردم ایران را در شوک فرو برد. این عمل که به گفته موافقان و مخالفان عملی غیرانسانی تلقی شد، به ناگاه تلنگری بود برای توجه دوباره خانواده‌ها به رابطه با فرزندانشان. در این میان رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شهر اصفهان نیز مستثنا نبودند. شایعات، واقعیات، اظهارنظرها، بحث‌ها و جدل‌های بسیاری بین کاربران در شبکه‌های اجتماعی و میان مردم و خانواده‌ها در کوچه و بازار و در خانه‌ها درگرفت: عده‌ای خواستار اشد مجازات برای عاملان این فاجعه شدند و عده‌ای دیگر با استناد به قوانین مجازات اسلامی حق را به ولی دم دادند و برخی دستگاه قضا و قوانین آن را انعطاف‌ناپذیر قلمداد کردند. 

پیچ و خم‌های مداخله برای محو خشونت علیه زنان

به بهانه 25 نوامبر

خشونت علیه زنان و دختران پدیده‌ای جهانی است که در طول تاریخ همواره سعی شده تا از نظرها پنهان شود. چند سالی می‌شود که 25 نوامبر به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان نام‌گذاری شده است. علی‌رغم این‌که خشونت علیه زنان و دختران در سرتاسر جهان امری رایج است، اما به نظر می‌رسد که همین رواج تا حد بسیاری جلوی رسیدگی به موضوع را به طور تاریخی گرفته است. کما این‌که به رسمیت شناختن روزی جهانی برای جلوگیری و منع خشونت علیه زنان نیز نتوانسته تا آن‌جا که انتظار می‌رود جلوی رواداشتن خشونت را بگیرد. به ویژه رخ دادن بسیاری از خشونت‌ها علیه زنان و دختران در محیط‌های خصوصی (نظیر خانه) موجب می‌شود تا به طور مداوم سرپوش‌هایی مشروعیت‌بخش برای این وضعیت تولید شود.

زنان قربانی آشفتگی ساختاری

سال‌هاست که می‌شنویم تعداد دخترانی که وارد دانشگاه می‌شوند در ایران از پسران پیشی گرفته است. این شاخص همواره دستاویزی شده تا بسیاری افراد وضعیت زنان را رو به بهبود جلوه دهند. شاید اگر بخواهیم با زمانی که زنان حق تحصیل نداشتند وضعیت را مقایسه کنیم، به طور قطع دستاوردی چشمگیر است؛ اما کافی است کمی در موضوع دقیق شویم تا ببینیم مانند بسیاری دیگر از مسائل مربوط به زنان، یک پوسته قشنگ چشم همه را خیره و ذهنمان را از محتوایی که چندان هم دلفریب نیست دور کرده است. به بیان واضح‌تر این‌که وضعیت زنان در ابعاد مختلف نسبت به قبل بهتر شده است قابل انکار نیست؛ اما این‌که ما مرادمان از قبل کدام وضعیتِ ماضی است و افقمان از بهبود دقیقاً با چشم‌داشت به کدام شرایط آرمانی است در گفتمان‌های مختلف تفاوت دارد. برای همین هم است که برخی با تکیه بر ارائه تنها یک سری اعداد و ارقام ورود دختران به دانشگاه‌ها یا امکان دسترسی زنان به برخی امکانات، نتیجه‌گیری می‌کنند که اوضاع برای زنان در ایران رو به بهبود است. آن‌چه در این یادداشت می‌خواهم به آن بپردازم شرایط عکس ماجراست. وضعیتی که وارونه نشان داده شده اما در عمل خبری از بهبود چندانی نیست. 

از سافروجت‌ها تا انجمن آمریکایی حق رأی زنان

گذری کوتاه بر تاریخچه جنبش حق رأی

اگر گذرتان به تاریخ کشورهای انگلستان و آمریکا خورده باشد، آغاز جنبش حق رأی برای زنان را میتوانید از دهههای پایانی قرن 19 دنبال کنید. این جنبش، به عنوان اولین مطالبه در راستای برابری، پیامدهای مهمی داشت و آثار ماندگاری چه از نظر فکری و چه از نظر شکل و شیوههای مبارزه بر زنان نسلهای بعد گذارد. آن چنان که با گذشت بیش از یک قرن همچنان میتوان پیرنگ مباحث گسترده آن جنبش را در گفتوگوهای امروزی نیز جست‌وجو کرد. این جنبش در بسیاری از کشورهای اروپایی و در قرن بعدی در بسیاری از کشورهای جهان شکل گرفت. اما اشاره به دو کشور آمریکا و انگلستان به این دلیل است که جنبش حق رأی در این دو کشور در آغاز قرن 20 به یکدیگر پیوستند و اثرات مهمی بر شکل مبارزه یکدیگر داشتند. 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - زنان