جواد احمدی

معروفند، چون معروفند!

درباره‌ی وجوه مثبت و منفی و خنثی سلبریتی‌ها در معروفیت آن‌ها

راه پس و پیش ندارد، ما همگی در دنیای سلبریتی‌ها به سر می‌بریم. به بعضی سلبریتی‌ها علاقه داریم و نوشته‌ها، حرف‌ها و عکس‌هایشان را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنیم. ممکن است نسبت به چند سلبریتی هم دید خوبی نداشته باشیم و از فعالیت‌ها و رفتار این عده در محیط‌های عمومی یا فضای مجازی خوشمان نیاید. گاهی از سخنان و مواضع سلبریتی‌ها به وجد می‌آییم و گاهی هم از صحبت‌هایشان به شدت عصبانی و منزجر می‌شویم. 

مرگ آخرین اسطوره‌ دوران قدیم

تاملاتی درباره مارادونا

مارادونا که مُرد به ناگهان تصویری از دوران کودکی‌ام به یاد آمد. توپِ پلاستیکی زیر ماشینی که کنار خیابان پارک بود رفته بود. روی زمین دراز کشیدم و پایم را تا جای ممکن زیر ماشین کشاندم تا توپ را بزنم بلکه بیرون بیاید. آفتاب ظهر تابستان بود و کف آسفالت داغ داغ. چشم‌هایم را بستم و با قدرت به توپ کوبیدم. توپ بیرون آمد و چشم‌هایم را باز کردم. یک آن توی خورشید چهره‌ی کسی پیدا بود: دیگو مارادونا.

همچنان ابتذال شر، بعد از پنجاه سال

درباره‌ کتاب «آیشمن در اورشلیم» نوشته‌ هانا آرنت

بعد از اتفاقات جنگ جهانی دوم و جنایاتی که نازی‌ها در اردوگاه‌های مرگ انجام دادند، سنت روشنفکری اروپا به یکباره دچار بحران بزرگی شد. فاجعه‌ای وحشتناک اروپا، این مهد تمدن را تکان داده بود، فاجعه‌ای که در کمال شگفتی از درون خود همین تمدن برآمده بود و نه از کشورهای بدوی بیرون از آن. عده‌ای از فلاسفه همچون آدورنو اعتقاد داشتند که کلام نمی‌تواند عمق فاجعه را انتقال دهد و همزمان بسیاری از سینماگران مانند ژان-لوک گدار و آلن رنه این فرضیه را پیش کشیدند که هیچ تصویری قادر نیست رنج قربانیان اردوگاه‌های مرگ را بازنمایی کند. بعضی دیگر از روشنفکران دست به دامن نوعی زبان مخفی و رازآلود شدند.

نظریات یک فیلسوف لیورپولی درباب فوتبال

درباره‌ی کتاب «به چه فکر می‌کنیم وقتی به فوتبال فکر می‌کنیم» نوشته‌ی سیمون کریچلی

در تاریخ فلسفه‌ی معاصر چندین فیلسوف و روشنفکر مهم به فوتبال علاقه داشتند. معروف‌ترین آن‌ها آنتونیو گرامشی است. او در جوانی در روزنامه‌های ایتالیایی، در کنار مقالات سیاسی و نظری، گزارش‌ فوتبالی می‌نوشت. گرامشی در یک خانواده‌ی فقیر متولد شده بود و در کودکی‌اش، همچون بسیاری از کودکان دیگر طبقه‌ی کارگر آن زمان ایتالیا، فوتبال نقشی اساسی و مهم داشت. به باور گرامشی «فوتبال مدلی از یک جامعه‌ی فردگراست» و می‌تواند کلیت جامعه سرمایه‌داری را در مقیاسی کوچک نشان دهد. یکی دیگر از روشنفکران شیفته‌ی فوتبال، همانطور که همه می‌دانند، آلبر کاموست. برای او فوتبال تنها «درس اخلاق» بود و مدرسه‌ای برای آموختن مبارزه، همبستگی، برادری و قاطعیت به شمار می‌آمد. کامو در جوانی، همچون ناباکوف، یک دروازه‌بان آماتور بود، پُستی که با فلسفه‌ی اگزیستانسیالیستی او جور در می‌آمد. بجز گرامشی و کامو می‌توان از متفکران دیگری هم نام برد که به فوتبال علاقه داشتند: سارتر، گالیانو و نگری.

همچنان ابتذال شر، بعد از پنجاه سال

درباره‌ کتاب «آیشمن در اورشلیم» نوشته‌ هانا آرنت

بعد از اتفاقات جنگ جهانی دوم و جنایاتی که نازی‌ها در اردوگاه‌های مرگ انجام دادند، سنت روشنفکری اروپا به یکباره دچار بحران بزرگی شد. فاجعه‌ای وحشتناک اروپا، این مهد تمدن را تکان داده بود، فاجعه‌ای که در کمال شگفتی از درون خود همین تمدن برآمده بود و نه از کشورهای بدوی بیرون از آن. عده‌ای از فلاسفه همچون آدورنو اعتقاد داشتند که کلام نمی‌تواند عمق فاجعه را انتقال دهد و همزمان بسیاری از سینماگران مانند ژان-لوک گدار و آلن رنه این فرضیه را پیش کشیدند که هیچ تصویری قادر نیست رنج قربانیان اردوگاه‌های مرگ را بازنمایی کند. بعضی دیگر از روشنفکران دست به دامن نوعی زبان مخفی و رازآلود شدند.

زندگی همچون کسب‌وکار، همچون کابوس

درباره کتاب رئالیسم کاپیتالیستی، نوشته مارک فیشر

مارک فیشر در 1968 به دنیا آمد؛ در سالی که اعتراض‌های گسترده در سراسر جهان شکل گرفته بود و بسیاری از روشن‌فکران فعالان سیاسی گمان می‌کردند که جهان به‌زودی تغییر خواهد کرد؛ اما طولی نکشید که تمام این آرزوها و امیدها بر باد رفت و نظام سرمایه‌داری پرقدرت‌تر و بی‌رقیب‌تر از پیش بر دنیا تسلط یافت. فیشر در 2017، زمانی که چهل‌ونه سال داشت، پس از سپری‌کردن چند دوره افسردگی شدید، اقدام به خودکشی کرد. 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - جواد احمدی