زهرا علوی

مقاله اساسی یک‌نفر خانم فاضله در اخگر!

به هنگام بررسی شماره‌های نخست روزنامه اخگر، در سال‌های اول و دوم چاپ آن (1307 و 1308 شمسی)، متوجه شدم که سرمقاله‌های صفحه اول این روزنامه، به قلم سردبیر آن باید باشد؛ چرا که عموما بدون ذکر نام نویسنده است و نویسنده در معرفی خود از ضمیر ما یا اداره ما و روزنامه ما استفاده می‌کند. اما در شماره 238 به تاریخ 28آبان 1308 خورشیدی، همراه با سرتیتری جنجالی، سرمقاله با ذکر نام نویسنده چاپ شده است. اتفاقی که به خودی خود کم سابقه بوده؛ چرا که در روند محتوایی روزنامه، نوشتن سرمقاله تقریبا در انحصار دست‌اندرکاران اصلی روزنامه بوده است. نمی‌دانم آیا خوانندگان آن زمان هم، به مانند من پس از آن‌که چشمشان به تیتر مطلب افتاده، تند تند خط‌های نخست مقاله را خوانده‌اند تا از موضوع سر در بیاورند؟! و شاید هم جمله اول کار خودش را کرده و آن‌ها روزنامه را به هوایش خریده باشند: «جای بسی خوش‌وقتی است که برای اولین دفعه از طرف یک‌نفر خانم فاضله، مقاله‌ای اساسی به دفتر اخگر رسیده و ما به درج آن مبادرت می‌نماییم.»

از جوان‌های فکلی طهران تا مدیر پیشرو مدرسه سعدی اصفهان

روزنامه اخگر در آبانماه 1308 شمسی در شش مقاله به هم‌پیوسته، به موضوع معلمان و معارف می‌پردازد. درحالی‌که (ناظم و مدیری که «واضح» را «واظح» و «تهدید» را «تحدید» می‌نویسند)، بدون اینکه نامی از ایشان برده شود به دو شخصیت اثرگذار در این سلسله مقالات تبدیل شده‌اند که اگر در هر شش مقاله حضور نداشته باشند، در چهارتا حضور پررنگ دارند و نویسنده از این دو شخصیت به‌عنوان دریچه‌ای برای ورود به نقد تخصص و آموزش معلمان، همچنین اوضاع معیشت آنان استفاده می‌کند.

احوالات جبین پرچین معلم

«مدیر یکی از مدارس دولتی در مراسله‌ای به اداره ما می‌نویسد، «تهدید» به معنای ترساندن را «تحدید» به معنای حد قراردادن انشا می‌کند و از همه مضحک‌تر انشای خیلی بد اوست که یکی از عبارات مراسله‌اش چنین است: اما راجع به بی قولی بنده، زیارت این کلمه در نهاد من تشعشع (!) غریبی نمود. ناظم یکی از مدارس اصفهان هم در مراسله‌ای که به عنوان یکی از دوستان خود ارسال داشته است «واضح» را «واظح» و «ارائه» را «اراء» می‌نویسد!»

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - زهرا علوی