زهرا علوی

حاشیه زاینده رود یا ساحل سِن (3)

«دیروز عصری برای گردش در حاشیه رودخانه از حوالی مدرسه چهارباغ حرکت می‌کردم. بدیهی است در هنگام عصر در خیابان چهارباغ، آلات نقاله مخصوصا درشکه در ایاب و ذهاب است و در هر درشکه کرایه، شاید در ده، شش تا حامل زنان می‌باشد. بر حسب تصادف در طول خیابان چهارباغ قبل از انحراف به طرف جاده کنار رودخانه زاینده‌رود، چندین درشکه متعاقب یکدیگر مملو از زنان ایرانی را دیدم» (اخگر، شماره 245، آذرماه 1308 شمسی).

حاشیه زاینده‌رود یا ساحل سِن (2)

«این خیابان زیباترین معبری است که تاکنون دیده یا شنیده‌ام» (شاردن) «اطراف این خیابان فرح‌انگیز دلپسند باغ‌های وسیع زیبایی است که هر یک دارای دو عمارت کلاه‌فرنگی است.» (شاردن) «یکی از خصوصیات دیگر چهارباغ این است که در دو طرف چنارهای مرتفع تنگ در کنار هم دارد.» (کمپفر) «نهر بزرگی از کوشک مذکور شروع شده در تمام طول خیابان امتداد یافته.» (تاورنیه)

حاشیه زاینده‌رود یا ساحل سِن (1)

«عصرها در حاشیه رودخانه، طرف باغ جنت، هیچ برای تفریح و تفرج می‌روید و آن مناظر زیبای عالم طبیعت را که دست قدرت پروردگار نصیب شهر اصفهان و ما ملت قدرناشناس کرده است، می‌بینید؟ آری کیست که آن دورنمای پل‌های مارنان و سی و سه چشمه با درختان سر در هم کشیده، بیشه‌های پهناور و آن امواج آب‌های رودخانه که این ایام تمام سطح بستر زاینده‌رود را پوشانده و زیباترین مناظر را در نظر ناظران جلوه‌گر می‌سازد، او را مجذوب خود نساخته باشد؟ همه کس طرف عصرها و حوالی غروب آفتاب در اثر کارها و مشاغل روزانه خود، خسته شده و میل دارد ساعتی را در گشت و تفرج گذرانده، دماغ فرسوده خود را با هوای روح‌پرور کنار رودخانه، از خستگی‌های روزانه دمی آسوده دارد. لابد شما نیز گاهی منفردا و گاهی با رفقای خود حرکت کرده، وارد چهارباغ شده و از آنجا به طرف باغ جنت سرازیر می‌شوید»(اخگر، شماره 96، فروردین 1308).

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - زهرا علوی