زینب تاج‌الدین

نساجی مازندران 1 - مس رفسنجان 1

تیم‌های فوتبال نساجی مازندران و مس رفسنجان از ساعت ۲۰:۳۰ در ورزشگاه نقش‌جهان اصفهان مقابل یکدیگر صف‌آرایی کردند که این دیدار در نهایت با تساوی یک بر یک به پایان رسید.

نساجی مازندران 1 - مس رفسنجان 1

تیم‌های فوتبال نساجی مازندران و مس رفسنجان از ساعت ۲۰:۳۰ در ورزشگاه نقش‌جهان اصفهان مقابل یکدیگر صف‌آرایی کردند که این دیدار در نهایت با تساوی یک بر یک به پایان رسید.

حکایت یک رفاقت؛ از غرب تا جنوب به روایت «حاج اکبر نصر»
تیر خلاص سپهبد علی صیاد شیرازی که به آرزوهای محال منافقان خورد
معرفی مراکز و پادگان‌های آموزشی رزمندگان جبهه دارخوین/ بخش اول

از اهواز تا عملیات محرم با یک مرخصی دوساعته!

روایت خواندنی «مهدی عطایی»، رزمنده اصفهانی که بعد از 40سال به دیدار فرمانده خود رفت

از اینکه راهی برای رفتن پیدا کرده در پوست خود نمی‌گنجد؛ پسربچه‌ای که برای رفتن به میدان رزم، خیلی کوچک است. مهدی عطایی، دوازده سال بیشتر نداشته که تصمیمی مردانه می‌گیرد و عزم جنگ می‌کند اما به دلیل جثه کوچک و کمی سن‌وسالش، به هر دری که می‌زند، اجازه رفتن نمی‌گیرد. او در اصفهان، هرجا می‌رود دست رد به سینه‌اش می‌‎زنند تا بالاخره یکی از دوستانش در بسیج به او پیشنهاد می‌دهد برای رفتن از دولت‌آباد اقدام کند. «پس از آن‌که برای رفتن به جبهه از پایگاه‌های بسیج اصفهان ناامید شدم به پیشنهاد یکی از دوستانم به دولت‌آباد رفتم و بعد از ثبت‌نام در بسیج آنجا، قول اعزام به جبهه گرفتم.»

روی ماه «مادر»

پیشکش به مقام والای تمام مادران شهدا

یک‌وقت‌هایی دنیایش می‌شود یک اتاق. یک‌وقت‌هایی خلوتش خلاصه می‌شود در یک قاب عکس چوبی با رنگ قهوه‌ای سوخته. یک‌وقت‌هایی حرف‌هایش را باید جور دیگر شنید وقتی دانه‌دانه حرف‌های دلش از روی گونه کمی رنگ و رو رفته‌اش چکه می‌کند و می‌افتد درست وسط همان قاب عکس چوبی...

جای خالی «احمد»!

«حاج حسن» ده سال از «حاج احمد» بزرگ‌تر است و پسر دوم خانواده «کاظمی نجف‌آبادی»! با اینکه شانزده سال از رفتن برادرش می‌گذرد، شروع به حرف‌زدن که می‌کند، انگار همین دیروز بوده که تلویزیون را روشن می‌کند و دنیا روی سرش خراب می‌شود... «دقایقی پیش، با سقوط یک هواپیمای نظامی در مناطق شمال‌غرب کشور، جمعی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران به شهادت رسیدند. حاج احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، ازجمله سرنشینان این هواپیما بوده است.» آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت سال‌ها برادری احمد و حسن است...!

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - زینب تاج‌الدین