اندیشه

معروفند، چون معروفند!

درباره‌ی وجوه مثبت و منفی و خنثی سلبریتی‌ها در معروفیت آن‌ها

راه پس و پیش ندارد، ما همگی در دنیای سلبریتی‌ها به سر می‌بریم. به بعضی سلبریتی‌ها علاقه داریم و نوشته‌ها، حرف‌ها و عکس‌هایشان را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنیم. ممکن است نسبت به چند سلبریتی هم دید خوبی نداشته باشیم و از فعالیت‌ها و رفتار این عده در محیط‌های عمومی یا فضای مجازی خوشمان نیاید. گاهی از سخنان و مواضع سلبریتی‌ها به وجد می‌آییم و گاهی هم از صحبت‌هایشان به شدت عصبانی و منزجر می‌شویم. 

همچنان ابتذال شر، بعد از پنجاه سال

درباره‌ کتاب «آیشمن در اورشلیم» نوشته‌ هانا آرنت

بعد از اتفاقات جنگ جهانی دوم و جنایاتی که نازی‌ها در اردوگاه‌های مرگ انجام دادند، سنت روشنفکری اروپا به یکباره دچار بحران بزرگی شد. فاجعه‌ای وحشتناک اروپا، این مهد تمدن را تکان داده بود، فاجعه‌ای که در کمال شگفتی از درون خود همین تمدن برآمده بود و نه از کشورهای بدوی بیرون از آن. عده‌ای از فلاسفه همچون آدورنو اعتقاد داشتند که کلام نمی‌تواند عمق فاجعه را انتقال دهد و همزمان بسیاری از سینماگران مانند ژان-لوک گدار و آلن رنه این فرضیه را پیش کشیدند که هیچ تصویری قادر نیست رنج قربانیان اردوگاه‌های مرگ را بازنمایی کند. بعضی دیگر از روشنفکران دست به دامن نوعی زبان مخفی و رازآلود شدند.

تاریخ زیبایی و زشتی

درباره تاریخ زیبایی نوشته امبرتو اکو

«امبرتو اکو» یکی از نمادهای فلسفه پاپ در قرن بیستم است. موافقانش او را یک روشنفکر همه‌کاره می‌نامیدند و منتقدانش به او لقب فیلسوف تلویزیونی داده بودند. او در زمینه‌های مختلفی فعالیت می‌کرد: رمان می‌نوشت، در حوزه نقد سینمایی و ادبی قلم می‌زد، در باب فلسفه نظر می‌داد و مقاله‌های سیاسی و اجتماعی تألیف می‌کرد. نوشته‌های او بااینکه ازلحاظ نظری و فلسفی عمق و جدیت چندانی ندارد، اما به خاطر در برگفتن دایره وسیعی از مسائل بشری می‌تواند برای مخاطبان جذاب و مهیج باشد. 

از جلوی آفتاب من کنار برو!

درباره‌ فلسفه و مرام کلبی‌مسلکی

بعضی از ما شاید در زندگی به افرادی برخورده‌ایم که نسبت به مال و منال دنیا بی تفاوت‌اند و علاقه‌ی چندانی به کسب ثروت و شهرت و افتخارات دیگر ندارند. در دوران اخیر با اینکه به مرور از تعداد چنین افرادی روز به روز کاسته می‌شود اما هنوز می‌توان ردپایی از حضور آنها در جامعه پیدا کرد. افرادی که با اراده‌ی خود تصمیم می‌گیرند در خانه‌های محقر زندگی کنند، لباس‌های ساده‌ی قدیمی‌شان را بپوشند، به غذاهای حداقلی بسنده کنند، نیازهای خود را تا جای ممکن کنترل و حتی سرکوب کنند و چشمانشان را به روی زرق و برق‌های دنیا ببندند. معمولاً در زمان عامیانه به این دسته از مردم «کلبی مسلک» می‌گویند؛ کسانی که مثل سگ زندگی می‌کنند. اما کلبی مسلک بودن یعنی چه؟ این اصطلاح از کجا آمده؟ کلبیون چه فلسفه‌ و روشی برای زیستن دارند؟

پیروزی در بحث به هر قیمتی

درباره‌ سوفیست‌ها

خیلی از ما در بحث‌های جدی یا حتی رومزه افرادی را می‌شناسیم که بد بحث می‌کنند، البته شاید خودمان هم یکی از آن‌ها باشیم. افرادی که می‌خواهند به هر نحوی که شده مناظره و حتی گفت‌وگوها را ببرند و بر حریف و هم‌صحبت خود غلبه کنند. برای آن‌ها حقیقت یا درستی حرف‌ها و نظراتشان مهم نیست بلکه بیشتر شکست دادن حریف اهمیت دارد. هر کدام از این افراد روش‌های متفاوتی برای پیروزی در بحث دارند؛ یکی بیش از حد حرف می‌زند، یکی صدایش را بلند می‌کند، یکی به سخنان دیگران گوش نمی‌دهد، یکی مظلوم‌نمایی می‌کند، یکی دست روی نقاط ضعف طرف مقابل می‌گذارد و یکی مسائل مختلف را با یکدیگر قاطی می‌کند تا حریفش را خسته و گیج کند. 

چرا جوامع بازتاب‌آوری بیشتری در برابر بحران‌ها دارند؟

داگلاس نورث در کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی» کشورهای دسترسی باز و دسترسی محدود را از هم تفکیک می‌کند و بر آن است که شاید اصلی‌ترین عامل توسعه‌یافتگی یا توسعه‌نیافتگی کشورها را در همین تمایز باید جست. اما این دو به چه معنا هستند؟ مختصراً می‌توان گفت در نظم دسترسی محدود فرادستان یا طبقه مسلط دسترسی به امتیازاتی همچون حقوق مالکیت و منابع و رقابت و سازمان‌ها را تنها به همان اعضای مسلط محدود می‌کنند. 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - اندیشه