فرهنگ

بر شاخساران تاک

نقدی بر کتاب «درختان» از مجموعه اخیر آثار استاد عباس رستمیان

به مناسبت چاپ کتابی با عنوان «درختان» از مجموعه اخیر آثار استاد عباس رستمیان، خانم «کارین تیسو» ،رئیس وقت مرکز هنرهای معاصر سوئیس، در مقاله‌ای به نقد و تحلیل این مجموعه آثار پرداخته که مطالعه ترجمه آن به زبان فارسی خالی از لطف نیست. «این درختان زیتون انباشته و زمخت، با آن نمای قوی، ناهموار و شکافه‌ای عمیق و گره‌دار، درهم‌تنیده و چاک‌چاک، چنان تصویر چشمگیر و مهیبی ساخته‌اند که گویی روحِ جنگلی سرد، با چهره‌ای یخ‌زده و نگاهی خیره، در این درختان زندانی است. یا همچون اسطوره‌هایی تبدیل‌شده به درخت که در میان این دگردیسی، ثابت، بی‌حرکت و جاودانه شده‌اند.»

نقاش عشق

گفت‌وگوی اصفهان زیبا با استاد محمود لاهیجانیان، هنرمند پیش‌کسوت نقاشی ایرانی

محمود لاهیجانیان متولد پانزدهم دی‌ 1333 در خیابان مدرس اصفهان است. او مشق نقاشی را با حضور در مغازه روح‌الله روحانی معروف به طالعات و از شاگردان حاج مصورالملک آغاز کرد که در همسایگی آن‌ها قرار داشت و به مدت هفت سال نزد تنها استاد خود قلم زد. در دوران دبیرستان هوش و هنر محمود لاهیجانیان در زمینه مینیاتور بیش از پیش آشکار شد و سه سال متوالی در رشته مینیاتور، مقام اول استان اصفهان را به دست آورد و هم‌زمان با این دوران، حاج‌آقا فخرالدین امامی فرزند میرزاآقا امامی او را برای همکاری فراخواند و به‌این‌ترتیب کاشی‌سازی‌های آثار آقای فخر به عهده محمود لاهیجانیان گذاشته شد. بعد از دوران سربازی به خدمت بانک عمران درآمد و به گفته خود تا این لحظه قلم از دستانش جدا نشده و همچنان می‌سازد و می‌پردازد.

بالاخره زنده ماند!

ساترا چه نقشی در رفع حاشیه‌های «می‌خواهم زنده بمانم» داشت؟

طی هفته گذشته، حاشیه‌های توقیف 30 ساعته «می‌خواهم زنده بمانم» داغ‌ترین بحث شبکه نمایش خانگی بود. سریالی که ابتدای هفته را با شائبه توقیف آغاز کرد، در میانه هفته توقیف شد و در انتهای هفته نیز مشکلش رفع و منتشر شد. مقوله توقیف و ممیزی در سینما و شبکه نمایش خانگی، بحث چندان جدیدی نیست و دیگر مخاطبان و سینماگران، بر روی تمامی ابعاد این اتفاق آشنایی کامل دارند. اما آن‌چه سبب شد تا موضوع توقیف موقت «می‌خواهم زنده بمانم» این‌چنین برسر زبان‌ها بیفتد، دستور به توقف پس از 14 قسمت پخش بود. اتفاقی که تاکنون مشابه چندانی نداشته و این شاید برای نخستین بار است که یک سریال پس از انتشار 14 قسمت، این‌گونه تهدید به توقف شده و از گردونه پخش کنار برود.

چهارمین جشنواره داستان کوتاه زاینده‌رود به ایستگاه پایانی رسید
طرح نمایش فوتبال در سینماهای کشور نیز مانند مشوق‌های قبلی، با شکست مواجه شد
نگاهی به فیلم مانک ساخته دیوید فینچر

در حیرت ناتمام

۸ صبح ۱۶ فروردین ۹۵ بود که از طریق پیامکی از زنده‌یاد دکتر فریدون الهیاری دریافت کردم متوجه شدم که مراحل اداری استخدامم به اتمام رسیده و بعد از ۴ سال که از تاریخ برگزاری آزمون استخدامی می‌گذشت بالاخره می‌توانستم مشغول به کار شوم. یک سال و نیم بود که دکتر الهیاری به عنوان مدیرکل میراث‌فرهنگی و گردشگری استان اصفهان منصوب شده بود و من در این مدت به جهت پیگیری روند استخدامم بارها به ایشان مراجعه کرده بودم و همیشه با روی گشاده پیگیر مشکلات ما نیروهای جدید بودند. بالاخره کار خود را از اداره شهرستان فریدون‌شهر و با عنوان کارشناس باستان‌شناس شروع کردم. 

ایستاده بر تارک تاریخ در آئینه اجتماع

انتخاب اولم تاریخ نبود. جامعه‌شناسی نزدیک‌تر بود به چیزی که من از دانشگاه می‌خواستم اما نشد و تاریخ شد. رفتم به هوای جنب‌وجوشی که می‌دانستم در دانشگاه اصفهان و فضاهای مختلفش پیدا می‌شود. گروه تاریخ هم البته از همان ابتدا جذبم نکرد. کار در گروه دست آن طیف فکری بود که من خصوصاً در 18 سالگی نمی‌خواستم زیر بارش بروم. نگاه خشک و خشن و کلاسیک به تاریخ و زندگی نمی‌توانست برایم جذاب باشد. 

فرهیخته‌ای اصیل و فرهنگ سیرت

در رثای دکتر اللهیاری

خبر کوتاه بود و سخت جانکاه؛ دکتر فریدون الهیاری استاد تاریخ دانشگاه اصفهان آسمانی شد! ویروس کرونا این بار یکی از مورخان فرهیخته‌ی کشور را از کف میهن ربود و جامعه‌ی علمی و فرهنگی را به سوگ نشاند. دکتر الهیاری را از زمانی می‌شناسم که به عنوان دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شهید بهشتی با اینجانب همکلاسی شد. او نسبت به بنده جوان‌تر بود، زیرا هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری را بدون وقفه طی کرده بود. در همان نخستین ملاقات، بسیار شیفته‌ی منش و صفای باطنی او شدم. حقیقتاً بی تکلف بود و صمیمی، با چشمانی مأخوذ به حیا. اصالت را در چهره‌اش می‌توانستی ببینی. از آن زمان نزدیک به سه دهه می‌گذرد و او در طول سالیان بالید و بالید و شد: فرهیخته‌ای با اصالت و مورخی چیره دست.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - فرهنگ