مریم فروغی

#می_توانیم روایت کنیم، #می_توانیم تغییر بدیم*

درباره‌ اهمیت روایت‌گریِ آزار جنسی به بهانه‌ی افشای آزارگریِ جنسی آقای خواننده

برای کسانی که جنبش روایت‌گریِ آزار جنسی توسط زنان را پیگیری کرده‌اند، شنیدن اسامی مردانِ شناخته‌شده‌ای که روایت‌های متعددی -از آزار جنسی گرفته تا تجاوز- راجع به آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی پخش شد دیگر چیز عجیبی نیست. بعضی اسامی مانند آ. آ*** اسامی نبودند که اولین بار باشد مورد اشاره قرار گرفته باشند. بعضی نام‌ها مانند ک. الف که به پژوهش در رابطه با زنان و اقلیت‌های قومی و جنسی معروف بود، موجب جاخوردن بسیاری شد و در نهایت در برخی موارد نیز مانند کیوان امام آن‌چنان قضیه جدی شد که حتی به دخالت پلیس و تشکیل پرونده‌ی قضایی در ایران انجامید. اسامی کم نبودند و غالباً به گوش بسیاری‌مان آشنا. همین آشنا بودن اسامی و طرفدار داشتنشان باعث می‌شد تا گروه زیادی از افراد در صحت روایات شک کنند. 

سلبریتی، رسانه و جنسیت‌های فرمایشی

چرا باید تیغ نقدمان علیه بازنمایی‌های رسانه‌ای تیز باشد؟

بتی فریدان، در کتاب «راز ورزی زنانه»، به رسانه‌ها و هم‌دستان دیگرشان، ازجمله چیزی که امروزه در ادبیات تخصصی به آن گفتمان پزشکی و گفتمان روان‌شناسی مرسوم می‌گوییم، از یک منظر مهم می‌تازد. صحبت اصلی فریدان در آن کتاب بر سر آن است که تمامی این‌ها که نامشان برده شد، با استفاده از قدرتی که دارند، شمایلی از زن آرمانی تصویر می‌کنند که کاملاً منطبق با الگوی مرسوم از زن ایدئال است، زنی کاملا در خدمت امیال مردانه (در تمام سطوح ساختاری).

علیه فراموشی

شاید این از ویژگی‌های زیستن در دوران جدید باشد که به اقتضای سرعت بیشتر وقوع رخ‌دادها و دسترسی افزون به آنچه رخ می‌دهد، آنچه ملتهبمان می‌سازد را به طرفه‌العینی از پیش چشممان برمی‌دارد. نهایتا جای زخمی می‌ماند کهنه که گه‌گاه رخ‌داد مشابهی خراشی بر خراش می‌افزاید. بازشدن زخم‌ها چیزی نیست که کسی تمایلی به آن داشته باشد.

از حس کودکی‌هایم به ساختمان کانون پرورش فکری اصفهان
چندخطی در رابطه با شهر، مسئولان و شهروندان
چگونه جذابیت مبلمان شهری در تعلق ما به شهر مؤثر است؟

زنان نحیف برای ساختارهای فربه

چگونه سازوکار مردانه اقتصاددر جهان برای بیرون‌راندن زنان از صحنه اقتصاد، از کرونا استفاده کرد؟

شاید یک سال پیش چنین روزهایی بیشتر ما تصورمان از کرونا، چندان جدی و شبیه به آنچه امروز راجع‌به آن فکر می‌کنیم نبود. تأثیراتی هم که بر زندگی‌مان گذاشته بود هرگز در این وسعت نبود. یحتمل تنها چیزی که آن روزها بیش از الان تجربه‌اش می‌کردیم ترس از ناشناختگی بود. گرچه ابعاد تغییر کرده، ترس اما به قوت خودش همچنان باقی است. تنها عامل و گستره ترس است که تغییر کرده است. ما این روزها بیشتر از پیامدهایی از کرونا می‌ترسیم که کمابیش نسبت با سطحی از آن مفاهیم آشنا هستیم و ممکن است در روزها و ماه‌های سپره‌شده از سالِ همه‌گیریِ کووید 19، به شکلی هولناک و یک‌باره تجربه‌شان کرده باشیم؛ مفاهیمی چون فقدان، تبعیض، خشونت و فقر.

رحم‌های پُر، جیب‌های خالی

هم‌دستیِ سازوکارهای اجتماعی برای تجاری‌سازی بدن زنانه

مرزهای تجاری‌شدن بدن امروزه تنها محدود به صنعت مد یا سینما نیست. تا حد خیلی زیادی در گفتمان پزشکی غالب نیز، چندان محدودیتی نسبت به آن به چشم نمی‌خورد. گرچه ممکن است این سخن برای بسیاری گران تمام شود، اما واقعیت‌های موجود حاکی از رقم‌خوردن وضعیتی است که بدن‌های تجاری‌شده را به لطف گفتمان پزشکی، مشروعیت می‌بخشد. در همین ارتباط، می‌توان به یکی از موضوعاتی که همین چند وقت پیش به واسطه آمار و ارقام بیرون‌آمده از مبادی رسمی بسیار داغ شده است، یعنی افزایش روزافزون رحم‌های اجاره‌ای اشاره کرد.

مقاومت علیه دانش

آیا مفاهیم حذف‌شده از کتب درسی نزد مردم حذف‌شدنی هستند؟

دیگر انگار برایمان عادی شده باشد؛ این‌که هر روزی خبرها را چک می‌کنیم یا شبکه‌های اجتماعی را بالا و پایین می‌کنیم، به چشممان بخورد که چیزی از کتب درسی حذف شده است. در آغاز ممکن بود برخورد بسیاری از ما این بوده باشد که همیشه این تغییرات رخ می‌داده و این روند جای سؤالی ندارد. اما وقتی پای این موضوع به میان آمد که تغییرات کجاها صورت گرفته‌اند، نه فقط در ذهن متخصصان هر حوزه که در ذهن بسیاری از مردم نیز این پرسش ایجاد شد که چرا باید یک رشته تغییرات (یا به عبارت بهتر، حذف‌ها) صورت بگیرد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مریم فروغی