مریم قدسیه

نیکبخت اصفهان

دکتر احمد اخوت، دکتر اکبر اخلاقی و ‌یونس تراکمه از زنده‌یاد محمود نیکبخت می‌گویند

شامگاه دوشنبه سوم خرداد 1400 خبری غیرمنتظره جامعه ادبی و هنری اصفهان را در بهت فرو برد. محمود نیکبخت معلم، ‌نقاد و مرد با دانش و صاحب اندیشه اصفهان درگذشت و دست به دست شدن عکس‌ها، اشعار و تکه‌های کوتاهی از فیلم‌های سخنرانی‌اش در فضای مجازی جدی‌تر از همیشه ما را با شوخی تلخ و بی‌رحمانه مرگ مواجه کرد! مگر چیزی می‌توانست آن صدای رسا، آن بیان محکم و بی‌پرده را خاموش کند و آن چشم‌های براق و همیشه جست‌وجوگر را بر زندگی ببندد؟! مرگ کسانی که گویی هر آنِ زندگی را زندگی می‌کنند باورنکردنی‌تر از دیگران است و قرابتشان با مرگ یک شوخی تلخ بزرگ!

شاعرِشوخِ نگاره‌ها

گفت‌وگو با امیر هوشنگ جزی‌زاده مینیاتوریست و طراح برجسته فرش اصفهان

به آتلیهاش که پا میگذاری، انگار در یک خانه موزه دیدنی قدم گذاشتهای. در و دیوار با رنگ و نقشهای بیمثال تزیین شده است. کارها هم غالبا مثل خودش شوخ و شنگ و پر از رنگ و زندگیاند.کنار هر تابلو که بایستی، روایتی با تو میگوید و شعری ساز میکند.سیاحت در کارگاه و گالری امیرهوشنگ جزیزاده فقط به دیدن تابلوها ختم نمیشود؛ بلکه طرحهایش را میتوان بر آثار قلمزنی، میناکاری، معرق، منبت و... هم دید که تنوعشان آدم را شگفتزده میکند  و عجیب اینکه هنوز و در 88 سالگی تقریبا روزی چند ساعت کار میکند بدون خستگی و هیچ اثری از ملال!استاد جزیزاده را خیلیها به هنر و هنرمندی میشناسند.مینیاتوریست و طراح برجسته فرش اصفهان که بیش از پنج دهه سابقه کار هنری دارد و نامش با نام هنر ایران به نیکی عجین است. هرچند که گفتوگوهای مختلفی با استاد جزیزاده تاکنون انجام شده است ولی گپ و گفت با او همچنان خالی از لطف نیست.

زاون در قاب سه دوست

خسرو نشان، احمد طالبی‌نژاد و علی خدایی در زادروزِ زاون قوکاسیان از دوستی و همکاری با او می‌گویند

هفت سال از رفتنش گذشته است؛ اما عجیب که نه تصویرش از ذهن شهر پاک‌شده و نه جای خالی‌اش پر. زاون قوکاسیان متولد 7 اردیبهشت 1329 در اصفهان بود. تا زنده بود جز در هوای شهرش نفس نکشید و جز به آبادانی‌اش نیندیشید و البته که موفق هم شد نام و نشان اصفهان را پیش روی جهانی بگذارد. هر چند رفتنش به قول احمد طالبی‌نژاد چون رفتن زاینده‌رود، ریشه خیلی چیزها را در شهر خشکاند و باعث شد اصفهان به قوت و قدرت قبل در نظرها نباشد، اما برکات حضورش  آن‌قدر هست که هنوز و هر بار بخشی از آن را از تاریخ بیرون بکشی و به امید گرفتن برگی برای آینده پیش چشم بنشانی.

نگاهی به کتاب «بودن با دوربین» درباره زندگی، آثار و مرگ کاوه گلستان
روایت سینما دوستی زنده یاد منصورنورپور مدیر تنها سینمای خصوصی اصفهان
زهرا مهریار، مدیر موسسه رویش مهر از لزوم استفاده از همکاری داوطلبانه در شرایط فعلی می‌گوید

ایستاده بر تارک تاریخ در آئینه اجتماع

انتخاب اولم تاریخ نبود. جامعه‌شناسی نزدیک‌تر بود به چیزی که من از دانشگاه می‌خواستم اما نشد و تاریخ شد. رفتم به هوای جنب‌وجوشی که می‌دانستم در دانشگاه اصفهان و فضاهای مختلفش پیدا می‌شود. گروه تاریخ هم البته از همان ابتدا جذبم نکرد. کار در گروه دست آن طیف فکری بود که من خصوصاً در 18 سالگی نمی‌خواستم زیر بارش بروم. نگاه خشک و خشن و کلاسیک به تاریخ و زندگی نمی‌توانست برایم جذاب باشد. 

عکاسِ اتفاق!

نگاهی به کتاب «بودن با دوربین» درباره زندگی، آثار و مرگ کاوه گلستان

«بودن با دوربین» کتابی درباره کاوه گلستان عکاس خبری و مستندساز ایرانی است. حبیبه جعفریان در این کتاب با جمع آوری چند یادداشت و انجام تعدادی گفتگو جزییاتی از زندگی او ارائه می‌دهد و از کنار هم قرار گرفتن این بخش‌ها پازلی از شخصیت گلستان چیده می‌شود که به شناسایی بهتر و دقیق‌تر او و مسیری که در زندگی پیش گرفته کمک می‌کند. فخری گلستان، لیلی گلستان، هنگامه گلستان (جلالی)، پیمان هوشمندزاده و زنده یاد بهمن جلالی کسانی هستند که در کتاب با آنها گفتگو شده است.

نیکبخت اصفهان

دکتر احمد اخوت، دکتر اکبر اخلاقی و ‌یونس تراکمه از زنده‌یاد محمود نیکبخت می‌گویند

شامگاه دوشنبه سوم خرداد 1400 خبری غیرمنتظره جامعه ادبی و هنری اصفهان را در بهت فرو برد. محمود نیکبخت معلم، ‌نقاد و مرد با دانش و صاحب اندیشه اصفهان درگذشت و دست به دست شدن عکس‌ها، اشعار و تکه‌های کوتاهی از فیلم‌های سخنرانی‌اش در فضای مجازی جدی‌تر از همیشه ما را با شوخی تلخ و بی‌رحمانه مرگ مواجه کرد! مگر چیزی می‌توانست آن صدای رسا، آن بیان محکم و بی‌پرده را خاموش کند و آن چشم‌های براق و همیشه جست‌وجوگر را بر زندگی ببندد؟! مرگ کسانی که گویی هر آنِ زندگی را زندگی می‌کنند باورنکردنی‌تر از دیگران است و قرابتشان با مرگ یک شوخی تلخ بزرگ!

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مریم قدسیه