پایداری

تکنیک تفکر خلاق

شش‌کلاه تفکر، یکی از تکنیک‌های مهم خلاقیت است

تکنیک شش کلاه تفکر (six thinking hats technique) یکی از تکنیک‌های مهم خلاقیت است. ابداع‌کننده این تکنیک، ادوارد دوبونو (پدر تفکر خلاق) است.

دستیار فنی یا مخروط جابه‌جا کن در تمرین؟

ینکه ژوزه مورایس در تیم فوتبال سپاهان چگونه نتیجه بگیرد معلوم نیست؛ اما اظهارات اخیر او نشان داد با یک مربی حرفه‌ای مواجه هستیم. 

این پرتغالی باهوش

سرمربی سپاهان بهتر از هم‌وطنش ظاهر شد
آخرین دیدار دو تیم سپاهان و استقلال فصل گذشته در ورزشگاه آزادی برگزار شد که باوجود بازی ر خوب از سوی سپاهان و تسلط آن‌ها بر بازی؛ این استقلال و شاگردان فرهاد مجیدی بودند که پیروز مسابقه شدند و در اولین دیدار فصل جدید نیز به مصاف هم رفتند که سپاهانی‌ها انتقام باخت قبلی را گرفتند. فراتر از نتیجه، نکاتی در این بازی و در عملکرد مربیان نمایان بود که می‌تواند موضوع مختلفی را بیان کند.
 
روایت آزاده‌ای که در دوران اسارتش برای«آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای» رئیس‌جمهور وقت، نامه نوشت؛ اما 29سال بعد جوابش را گرفت

یادگاری صدام را در اصفهان از پایم درآوردند!

رودررو با «کشور نجار»، بانوی امدادگری که 35 روز در خرمشهر مردانه ایستاد، جنگید و از شهرش دفاع کرد

نامش «کشور» است، نام‌خانوادگی‌اش «نجار»! متولد آبادان، اما بزرگ‌شده خرمشهر. «حشمت نو» محله‌شان را هنوز خوب به یاد دارد. کوچه‌به‌کوچه و بن‌بست به بن‌بستش را؛ هرچند می‌گوید بعداز سقوط خرمشهر به‌سختی خانه‌شان را پیداکرده و «مسجد جامع خرمشهر» به کمکش آمده است. او در  21 سالگی‌اش،‌ همه 35روز مقاومتِ سختِ خرمشهر را با پوست و گوشت و خونش لمس کرده است. «کشور نجار»، در روزهایی که نه غذایی بود برای خوردن، نه آبی بود برای لب‌ترکردن و نه حتی جایی بود برای چنددقیقه استراحت و چشم‌روی‌هم گذاشتن، کنار مردمانش در خرمشهر می‌ایستد و می‌جنگد و در شرایطی که عــراقی‌هــا خــانه‌بــه‌خــانه و پشت‌بـــام‌ به‌پشت‌بام جلو می‌آمدند، لحظه‌ای مردم را تنها نمی‌گذارد و به‌پیر و جوانِ مجروحان و زخمی‌ها در خرمشهر امدادرسانی می‌کند. خبر «سقوط خرمشهر» هنوز هم برایش تلخ‌ترین خبر است؛ وقتی یاد روزهای خونینش می‌افتد که در دودسیاه گم شد. می‌گوید: «خیلی سخت بود شهری را رها کنیم که تا همین دوماه قبل، همه آرزوهایمان در آن رنگ واقعیت داشت. سخـــت بود خـــداحافظــــی با خرمشهری که دیگر نه خرم بود و نه شهر!» از سفره جنگ و روزهای سختی که گذرانده، فقط یک ترکش به او رسیده است؛ ترکشی که نصف آن را در بیمارستان دکترشریعتی اصفهان درآوردند و به‌عنوان یادگاری صدام به او دادند و نصف دیگرش هم سال‌هاست در پای راستش جا خوش‌کرده‌است. 

خواب طلایی صیادشیرازی برای خرمشهر!

سرهنگ «نجات براتی‌بختیاری»، از نیروهای لشکر 92 زرهی اهواز، از روزهای آزادی خرمشهر می‌گوید

سرهنگ «نجات براتی‌بختیاری» پس از دانشکده افسری و گذراندن دوره‌های زرهی، وارد لشکر 92 زرهی اهواز می‌شود. با شروع جنگ خودش می‌جنگد و خانواده‌اش جنگ‌زده می‌شوند. او پس از پنجاه‌روز از شروع جنگ، مادرش را در شوشتر پیدا مــی‌کنـــد و همســر و فــرزنـــدانـــش را در مسجدسلیمان؛ آن‌ها را به خدا می‌سپارد و تا آخـــرین روزهای جنـــگ می‌مـــاند و می‌جنگد. خرمشهر که آزاد می‌شود، در همان ساعات اولیه ازطرف لشکر 92 زرهی اهواز یک گروه به‌سرپرستی سرهنگ نجات براتی بختیاری، تابلو بزرگی که روی آن نوشته شده بود: «به خرمشهر خوش آمدید» را در ورودی خرمشهر نصب می‌کنند، مردم اهــواز خوشحـــال و مســرورند، گالــن آب می‌فرستند جلوی لشکر و می‌گویند از زیر پل خرمشهر آن را برایشان پر از آب کنند؛ می‌خواستند با آب خرمشهر وضو بگیرند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - پایداری