پایداری

اجرای بیش از 40 هزار مترمربع آسفالت در معابر منطقه 15

مدیر منطقه 15 شهرداری اصفهان گفت: امروزه، زندگی شهری بدون زیرساخت‏های شهری، امکان‏پذیر نیست و بدون شک، شهرهای مطلوب باید زیرساخت‏های شهری مناسب و کافی داشته باشند، پس طراحی و گسترش این زیرساختها باید براساس برنامه‏ریزی دقیق و آگاهانه صورت پذیرد تا از تأثیر نامطلوب آن بر شکل شهر، زندگی شهری و شهروندان، پیشگیری شود.

همایش فرهنگ سازی ترافیک در فرهنگسرای موعود برگزار شد

شهرداری منطقه۹ اصفهان به منظور آموزش فرهنگ ترافیک و آشنایی با قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی  همایش یک روزه ویژه کارگران سطح منطقه در فرهنگسرای موعود برگزار نمود.

 در این همایش که با هدف احترام به قوانین و مقررات و بالابردن سطح آگاهی افراد نسبت به رفتار صحیح در عبور و مرور برگزار شد سروان موسوی کارشناس پلیس راهور به تدریس قوانین و آئین نامه راهنمایی و رانندگی پرداخت.

از گیاه تا روغن‌های گیاهی

روغن‌هایی که هم مصرف موضعی هم مصرف خوراکی دارد

روغن گیاهی از فشردن دانه‌ها و بذر برخی گیاهان روغنی گرفته شده و طی فرآیندهای مختلف، برای مصرف خوراکی یا مصرف موضعی آماده می‌شوند. این نوع روغن‌ها تنوع زیادی دارد و هر کدام خواص بسیاری به بدن می‌بخشد. برای نمونه به تعدادی از این روغن‌ها و چکیده‌ای از خواص آنها اشاره می‌کنیم.

 

به روایت مردی که خود را «مسئول ادوات ستاد جنگ‌های نامنظم» شهید چمران معرفی می‌کند
نگاهی به زندگی «کونیکو یامامورا» تنها مادر شهید ژاپنی که این روزها در بستر بیماری است
یک روز گرم خردادی و مهمانانی که در دانشگاه هنر اصفهان از رفیق شهیدشان گفتند

خواب طلایی صیادشیرازی برای خرمشهر!

سرهنگ «نجات براتی‌بختیاری»، از نیروهای لشکر 92 زرهی اهواز، از روزهای آزادی خرمشهر می‌گوید

سرهنگ «نجات براتی‌بختیاری» پس از دانشکده افسری و گذراندن دوره‌های زرهی، وارد لشکر 92 زرهی اهواز می‌شود. با شروع جنگ خودش می‌جنگد و خانواده‌اش جنگ‌زده می‌شوند. او پس از پنجاه‌روز از شروع جنگ، مادرش را در شوشتر پیدا مــی‌کنـــد و همســر و فــرزنـــدانـــش را در مسجدسلیمان؛ آن‌ها را به خدا می‌سپارد و تا آخـــرین روزهای جنـــگ می‌مـــاند و می‌جنگد. خرمشهر که آزاد می‌شود، در همان ساعات اولیه ازطرف لشکر 92 زرهی اهواز یک گروه به‌سرپرستی سرهنگ نجات براتی بختیاری، تابلو بزرگی که روی آن نوشته شده بود: «به خرمشهر خوش آمدید» را در ورودی خرمشهر نصب می‌کنند، مردم اهــواز خوشحـــال و مســرورند، گالــن آب می‌فرستند جلوی لشکر و می‌گویند از زیر پل خرمشهر آن را برایشان پر از آب کنند؛ می‌خواستند با آب خرمشهر وضو بگیرند.

ما به جنگ نیاز داشتیم، نه جنگ به ما!

روایت حجت‌الاسلام «علیرضا باطنی» از مدرسه «ملاعبدالله» اصفهان تا عملیات«کربلای چهار»/ بخش اول
می‌گوید هفده سالم بود، رفتم جبهه؛ اما چهره‌ام، بیست-بیست‌ویک‌ساله، نشانم می‌داد. پنجم ابتدایی را که می‌خواند، مدرسه را کنار می‌گذارد و راه «حوزه» را پیش می‌گیرد و در امتداد آن راه «انقلاب» و «جنگ» را...! انقلاب که پیروز می‌شود، مسئولیت مدرسه علمیه «ملاعبدالله» را بر دوشش می‌گذارند؛ همان مدرسه‌ای که هنوز هم در انتهای بازار میدان امام، جا خوش کرده و چراغش روشن است! سال 59 در میان همه فعالیت‌های علمی، تبلیغی و فرهنگی که اینجا در اصفهان داشته است، «غیررسمی» راه «گلف» و «آبادان» را پیش می‌گیرد و چندماهی را به رتق‌وفتق امور جنگ در همان حوالی می‌پردازد؛ اما به‌مرور احساس می‌کند حضور چندماهه‌اش در جبهه به فعالیت‌هایش ضربه می‌زند و همین می‌شود که بیشتر «اصفهان» می‌ماند و منتظر تا عملیاتی طراحی شود و «رزمی تبلیغاتی» برود جبهه! او جنگ را از «شکست حصر آبادان» شروع می‌کند و تا «کربلای چهار» پیش می‌برد و بعدازآن به «اسارت» و چهارسال زندگی در خاک عراق می‌رسد، که سال‌ها پیشش دومرتبه، از آن فرار کرده بود. روایت حجت‌الاسلام «علیرضا باطنی» از آن سال‌ها، ساعت‌ها زمان می‌خواهد و یک دل سیر گوش؛ ما اما در یک گفت‌وگوی سه‌ساعته با این رزمنده روحانی، تنها توانستیم تا قبل از اسارتش را روایت کنیم و باقی حرف‌ها از آن سال‌ها بماند برای فرصتی دیگر!

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - پایداری