قصه دو سال غصه اصفهان و کرونا

همه کاسه و کوزه‌ها را بر سر ناژوان، صفه و مردم نشکنید!

تقریبا دو سالی می‌شود که قرار است کرونا را شکست دهیم؛ دوسال پر از رنج و اتفاق‌های عجیب، که هرچه می‌گذرد انگار تمامی که ندارد هیچ، زیادتر هم می‌شود. در این میان دولت‌ها در مواجهه با این پدیده شوم تصمیم‌های مختلفی گرفتند. بعضی‌ها مانند سوئد سطح محدودیت‌ها را بسیار پایین آوردند و بعضی مانند استرالیا آن‌قدر سطح را بالا بردند که آمار مرگ‌ومیر حتی از حالت عادی هم پایین‌تر آمد. به‌هرحال این تصمیم‌ها هر کدام بنا به اقتصاد و فرهنگ یک کشور گرفته شد و گرفته می‌شود؛ اما در این میان در کشور ایران و به‌خصوص شهر اصفهان مدیرانی هستند که با کرونا همدست شده‌اند.

شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۰

برخی از این مدیران همواره در حال اخذ تصمیم‌هایی هستند که علاوه بر آسیب جسمی، آسیب روحی فراوانی به تمام شهروندان وارد کرده است. آسیب‌های روحی ناشی از بیکاری و مشکلات اقتصادی و آسیب‌های روحی ناشی از فوت یکی از نزدیکان قطعابسیار سخت است؛ اما نباید از آسیب روحی ناشی از قطع امید غافل شد، آسیبی که با تصمیم‌های متناقض می‌تواند باعث افسردگی جامعه شود؛ به‌طورمثال، مدام از مردم خواسته می‌شود در خانه بمانند؛ ولی برق قطع می‌شود و گرما و خاموشی امان در خانه ماندن را از مردم می‌گیرد، یا از مردم خواسته می‌شود در فضاهای سرپوشیده و شلوغ نروند و هم‌زمان پارک‌ها و بوستان‌ها را می‌بندند و تجمع‌ها را به سمت فضای بسته هدایت می‌کنند و... .
در  شهر اصفهان، پارک ناژوان و صفه  به‌عنوان مهم‌ترین مقاصد طبیعی گردشگری، از مهجوریت بیشتری رنج می‌برند. همواره اولین تصمیم مجموعه‌ای با عنوان «ستاد مبارزه با کرونا» بستن این پارک‌ها است. این پارک‌ها را برای خودروها چهارقفله می‌کنند و برای موتورسیکلت‌ها باز! و البته شب‌هنگام چراغ پارک‌ها را نیز خاموش می‌کنند تا همین یک مقدار امنیتی را که قرار است به آن دلخوش باشیم، هم سلب کنند. به‌نظر می‌رسد کرونا به‌تنهایی نمی‌توانست به‌خودی‌خود این همه آسیب را یک‌جا وارد کند. کرونا در اطراف ما همکارانی بسیار باانگیزه دارد که قرار است انتقام روزهایی را از ما بگیرند که با امید فریاد می‌زدیم: «کرونا را شکست می‌دهیم.» همه این‌ها را بگذارید کنار کمبود واکسن و تعطیلی مراکز واکسیناسیون به‌دلیل نبود واکسن و شهری که قدم‌به‌قدم، «استخوان لای زخم» دارد! شهری که با نبود آب، دیگر زاینده نیست. هوای نفس‌کشیدن ندارد و گویی بعد از تحمل سال‌هایی سخت، تصمیم گرفته  است دیگر بنشیند و خطر جدی‌تری را متوجه شهروندانش کند. امروز مدیریت شهری و استانی اصفهان در همه سطوح بهانه‌ای بسیار منطقی برای اتفاق‌هایی که در اصفهان افتاده دارند: کرونا! آنان هر انتقادی را بدون فکر، با کرونا جواب می‌دهند؛ بدون آنکه توجه کنند دیگر در میان این مردم، کمتر کسی است که کرونا جان عزیزی از عزیزانش را نگرفته یا افسردگی را برایش به ارمغان نبرده باشد یا بر اقتصاد زندگی‌اش تأثیر منفی نگذاشته باشد. از همه سخت‌تر اینکه باید به‌رغم اطلاعی که دارند، بپذیرند که عدم‌مدیریت برخی مدیران این شهر دلیلی جز کرونا ندارد. این مدیریت به‌ویژه در صنعت گردشگری اثرات مخرب بسیار زیادی گذاشته است و با نشانه‌گرفتن هدف کلان شماره 2 در «برنامه راهبردی اصفهان 1405» یعنی «ارتقای جایگاه ملی و بین‌المللی شهر اصفهان با تمرکز بر گردشگری، فرهنگ و هنر»، توانست با همکاری کرونا صنعت  گردشگری اصفهان را در همه سطوح از بین ببرد؛ مدیرانی که داد اقتصادی‌شان از تحریم بلند است و نمی‌دانند تصمیم‌های اشتباه آن‌هاست که پابه‌پای تحریم ریشه اقتصاد را می‌خشکاند؛ مدیرانی که کاش در اخبار نیمروز  در کنار آمار فوتی‌ها و بیماران، آمار بیکارشدگان و ورشکست‌شدگان را هم به آن‌هامی‌دادیم تا شاید بفهمند کرونا بیشتر از جان بر روح این مردمان نشسته است؛ مدیرانی که فراموش کرده‌اند در حالت عادی، جامعه نیازی به حضورشان ندارد و اگر پشت میز قرار گرفته‌اند برای روزهای بحرانی است که شرایط خاصش را مدیریت نمی‌کنند. امروز چشم امید  اصفهان به وزیران جدید و مدیران شهری تازه بر مسند کار نشسته دوخته شده است تا شاید چند صباحی با کرونا همکاری نکنند.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.