همزیستی مسالمت‌آمیز و رعایت حقوق شهروندی

اصفهان سابقه‌ای درخشان در هم‌زیستی مسالمت‌آمیز دارد

یکی از وجوه بارز شهر اصفهان که از دیرباز بر پیشانی این شهر کهن نقش بسته و بی‌شک از افتخارات آن به شمار می‌رود، این است که اصفهان همواره و در دوره‌های مختلف تاریخی شهروندانی از ادیان و ملیت‌های مختلف را در خود جای داده و امکانات شهری موجود خود را به نحوی برابر و یکسان در اختیار آنها قرار داده است.

چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۰

به گواه تاریخ، ارامنه از دوران شاه‌عباس اول صفوی به اصفهان کوچ کرده و به‌فرمان شاه در سوی جنوبی رودخانه زاینده‌رود ساکن شدند تا رفته‌رفته محله‌ای به نام جلفا در این منطقه شکل بگیرد و تا امروز مرکز سکونت، فعالیت، رفت‌وآمد و تبلور فرهنگ و تاریخ ارامنه باشد. راه‌یابی برخی از بزرگان ارامنه به دربار صفوی و در دست گرفتن تجارت‌های کلان و پرسود مانند تجارت ابریشم و یا ساخت مدارس، دیرها و کلیساهای متعدد در این منطقه نیز نشان از آن دارد که ارامنه مورد احترام و اعتماد حکومت و مردم شهر بوده‌اند و در اجرای مناسک دینی و آموزش مبانی فرهنگی، شرعی و آموزشی خود به نسل‌های جدیدشان آزادانه عمل می‌کرده‌اند.
از سوی دیگر همشهریان زرتشتی نیز از دیرباز در اصفهان سکونت داشته‌اند و در کنار هم‌وطنان مسلمان و مسیحی این شهر در آرامش زندگی کرده‌اند. چنانکه آتش معبد زرتشتیان اصفهان امروز در این شهر همچنان روشن است و پیروان این دین الهی بر گرد آن عبادت می‌کنند.
ورود آوارگان لهستانی در دوره جنگ جهانی دوم به اصفهان نیز اگرچه منجر به همزیستی طولانی‌مدت آن‌ها با مردم اصفهان نشد، اما نشان داد که مردم اصفهان قدرت و ظرفیت قابل‌توجهی در پذیرش مردمانی از آن‌سوی جهان در کنار خود را دارند و می‌توانند بدون تأکید بر تفاوت‌ها، با تکیه‌بر وجوه مشترک انسانی زندگی آرام و شایسته‌ای را در کنار دیگر انسان‌ها از سر بگذرانند. درواقع ورود غیرمنتظرﮤ مهاجران لهستانی به اصفهان، در ابتدا وضعیت معیشت و بهداشت ساکنان شهر را دشوار کرد؛ اما به‌تدریج، ارتباط دوسویه‌ای میان آن‌ها برقرار شد و حتی مهاجران لهستانی موفق شدند بر سبک پوشاک و پیرایش و تفریح مردم اصفهان تأثیر بگذارند و در معرفی و انتقال فرهنگ و هنر ایرانی به لهستان نیز نقش مهمی ایفا کنند.

همزیستی مسالمت‌آمیز از مصادیق فرهنگ شهروندی است

همزیستی مسالمت‌آمیز را می‌توان یکی از وجوه مهم و کم‌نظیر در فرهنگ شهری و شهروندی به شمار آورد. چنانکه التزام به حقوق شهروندی از طرف حاکمیت و توده ملت اصلی‌ترین شاخصه توسعه انسانی پایدار به شمار می‌رود و بدون آن موانعی جدی در این مسیر ایجاد خواهد شد. اینکه شهر هویت خود را از اقشار و گروه‌های مختلف دینی و مذهبی بگیرد و روح فرهنگ و هنر چندگانه‌ای در آن دمیده شود، می‌تواند تبعات مثبتی همچون غنی‌تر شدن هویت آن داشته باشد. امروز در گوشه‌ای از اصفهان صدای اذان از گلدسته‌های مساجد بلند است و در گوشه‌ای دیگر ناقوس کلیسا نواخته می‌شود. این همراهی و سازگاری دیرینه نه‌تنها گذشته، بلکه حال و آینده‌ای پرمعنا و درخشان را پیش روی اصفهان قرار داده است.
اما این در حالی است که امروزه در بسیاری از شهرها و کشورهای بزرگ جهان هنوز مسئله همزیستی پیروان ادیان و مذاهب و نژادهای مختلف با مشکلات فراوانی مواجه است و اقلیت‌ها در هراس و اضطراب زندگی خود را از سر می‌گذرانند. تبعیض‌های نژادی، سوء رفتارهای شهروندان با یکدیگر، نقض حقوق اقلیت‌های دینی و مذهبی از سوی دولت و ملت و... موجب ایجاد نزاع و دشمنی میان مردم می‌شود و زمینه بروز مشکلات فراوانی را فراهم می‌کند. اما در اصفهان از قرن‌ها پیش تاکنون مسئله همزیستی مسالمت‌آمیز به نحوی مثال‌زدنی در شهر اجرا شده و ثمرات و نتایج مثبتی را از حیث فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی برای این کهن شهر به دنبال داشته است.

همزیستی مسالمت‌آمیز و به رسمیت شناختن حقوق شهروندی

در تعریف همزیستی مسالمت‌آمیز می‌توان گفت سبک یا روشی است که انسان‌ها در آن صرف‌نظر از حق بودن مکتب‌ها و منش‌ها یا سعادت و شقاوت افراد، به زندگی مسالمت‌آمیز انسان‌ها در کنار همدیگر پرداخته و حقوق همدیگر را به رسمیت می‌شناسند. لازم به ذکر است که در قرآن کریم نیز به این موضوع اشاره شده و بر همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان الهی در کنار یکدیگر تأکید شده است. در اینجا به مقاله‌ای با نام «تحلیل زمینه‌های حقوق شهروندی در نهج‌البلاغه» نوشته احمدرضا خزایی اشاره می‌کنم که در شماره سی و سوم نشریه پژوهش دینی منتشر شده است. در این نوشتار آمده است: «از نگاه اسلام با توجه به مبانی و اهداف الهی و اسلامی ملتزم شدن به حقوق شهروندی در جوامع اسلامی مطرح شده است. کرامت ذاتی انسان و طهارت عمومی بشر از سوی خداوند جهت برقراری جامعه توحیدمحور و همزیستی مسالمت‌آمیز به ودیعت نهاده شده است. لذا بررسی مؤلفه‌های حقوق شهروندی از نگاه قرآن و نهج‌البلاغه ضروری به نظر می‌رسد. هرچقدر پایبندی به حقوق شهروندی و رابطه آن بین حاکمیت، دولت و توده ملت بیشتر و منسجم‌تر باشد نشان توسعه پایدار و عدم شکاف توده ملت با دولت است. ازجمله مباحثی که به‌صورت مفصل و عمیق در نهج‌البلاغه از سوی امیر مؤمنان به‌عنوان حاکم اسلامی مطرح شده است، موضوع حاکمیت و حقوق شهروندی است. مرور این مبانی در نهج‌البلاغه به‌وضوح برتری حکومت مولی‌الموحدین علی (ع) در جامعه مدنی نخستین نسبت به مدعیان حقوق شهروندی در جامعه مترقی پسامدرن امروز بشری را به رخ می‌کشد.»

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.