بازارهای هفتگی در اصفهان قاجاری

نگاهی به حاشیه‌های این بازارچه‌ها از میدان جلفا تا باغ به

بازارهای هفتگی بخشی از زندگی اجتماعی و حیات مردمان این سرزمین بوده است؛  بنابراین پرداختن و توجه به آن‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. مردم هم برای خرید و رفع نیاز های روزانه به این مکان‌ها می‌رفته‌اند و هم برای گردش و تفریح و از این جهت حضور و آمدو‌شدشان به این بازارها را به مکان‌های صرفا تفریحی ترجیح می دادند. ما در این متن نگاهی به یکی از بازارهای هفتگی اصفهان در منطقه جلفا می اندازیم و آن را به لحاظ تاریخی مورد بررسی قرار می‌دهیم. علاوه بر پرداخت تاریخی این موضوع نکاتی در روایت‌های به‌جا مانده وجود دارد که بر اساس آن‌ها حیات اجتماعی مردم این سرزمین تبیین می‌شود.

پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۰

تشکیل بازارهای هفتگی نوعی سنت داد‌و‌ستد در قدیم بود که مردم یک محله کالاهای قابل عرضه خود را در یک روز از هفته و در محلی که همگان از آن آگاه بودند، عرضه می‌کردند. در جنوب زاینده‌رود هم این بازارها تا مدت‌ها در میدان جلفا برگزار می‌شد؛ اما برگزاری این بازارها همیشه با حواشی و مسائلی همراه بوده است.

 بازار هفتگی جلفا در دوران قاجار

 در دوره قاجار که روزهای یکشنبه این بازار درمیدان جلفا برگزار می‌شد، این امر خوشایند مسئولان مذهبی ارمنی نبود؛ چرا که آن‌ها معتقد بودند روز یکشنبه مخصوص عبادت و رفتن به مکان‌های مذهبی است و نباید جماعت معتقدین وقت خود را در این بازارها صرف کنند. در سال 1305 ق مسعود میرزا ظل‌السلطان معلوم نیست بنا به چه علتی والبته شاید بنا به درخواست همین رؤسای کلیسا، دستور داد این یکشنبه‌بازار در میدان جلفا برچیده شود. امری که خوشحالی و تشکر خلیفه پادری پاسکال را به همراه داشت. نامه او به روزنامه فرهنگ اصفهان به نکات جالبی راجع به این بازار اشاره دارد: «به ملاحظه اینکه ارامنه جلفا از سال‌های متمادی قبل، بلکه از روز ورودشان به اصفهان در ایام سلطنت شاه عباس صفوی تاکنون به علت سستی و بی‌احتیاطی در امور دینی‌شان بر‌خلاف احکام مقرره مذهب و به نقیض قانون کلیسا و قرارداد بزرگان دینشان روزهای یکشنبه عوض اینکه از کسب و شغل خودشان استراحت کرده، لوازم شرعی و روحانی و عبادات الهی را به عمل آورده… در میدان مخصوصی که در خود جلفا واقع است، جمع شده، مشغــول داد و ستـــــــد وخــریدوفروش می‌شدند، آشکارا اقرار می‌کنم که این عمــل ناشایســـت خیلی تأثیر در دل بنده می‌نمود، از همین جهت خاطرم همیشه محزون و غمگین بود...
مادامی که بنده در این خیالات مضطرب و دل‌آشفته بودم و چاره آن را پیش خود می‌اندیشیدم گویا الهامی از جانب پروردگار به دل بزرگواری شد که روز جمعه شانزدهم شهر ربیع‌الثانی، ناگهان خبر مسرت اثری رسید که از جانب ] ظل السلطان[ امر صریح صادر گشته که من بعد ارامنه جلفا به هیچ وجه من الوجوه مأذون نیستند، روزهای یکشنبه قواعد و قوانین شرعی خود را بشکنند و مشغول اعمال دنیوی و جسمانی باشند. هم غدغن فرموده از خارج احدی روز یکشنبه را به عزم خرید‌وفروش داخل جلفا نشود. چون که در چنین روزی که ممنوع دین و ضد دیانت است، آمد شد آن‌ها نه اینکه باعث تحریک بسیاری می‌شد، بلکه اسباب لغزش بعضی دین‌داران هم می‌گردید» (فرهنگ اصفهان شماره 523، 25 ربیع الثانی 1305).

بازار هفتگی در خیابان باغ به

اما این بازار همچنان در میدان جلفا برگزار می‌شد؛ البته احتمالا روز برگزاری آن تغییر یافته بود. در دوره پهلوی دوم، در سال 1350 گویا این بازار به خیابان باغ به (در منطقه مارنان) منتقل شده بود. برگزاری این بازار شلوغ و پر ازدحام ساکنان محله را نگران کرده بود. خصوصا بدین خاطر که در این روز نظافت خیابان به شدت تحت تأثیر قرار گرفته وهمچنین راه عبور و مرور را بر مردم کوچه می‌بست. آن‌ها در سال 1350 نامه‌ای به شهردار اصفهان نوشته و خواستار جابه‌جایی بازار بودند. متن نامه آن‌ها حاوی داده‌های جالبی است:
«اینجانبان ساکنین کوچه باغ به واقع در بخش 5 اصفهان خیابان نظر، نظر به نهایت احترام خاطرنشان می‌سازیم که روزهای شنبه هر هفته بر خلاف کلیه قوانین مملکتی در اثر انداختن بازار شنبه داخل کوچه ما و ازدحام و مزاحمت بی‌حساب دوره‌گردان و به‌خصوص اشخاص متفرقه از قبیل ول‌گردان و جیب‌برها، به جان آمده، گذشته از این که هیچ گونه تأمین جانی ومالی نداریم، از لحاظ مواد خوراکی فاسد‌شده‌ای که خوراکی‌فروشی‌ها پس ازانجام معاملاتشان درجا گذاشته و در این هوای گرم، خراب شده و تولید مگس و پشه می‌نماید، بهداشتمان نیز در معرض خطر می‌باشد. علاوه بر این چنان‌چه در زمان اشتغال کوچه هرگونه پیشامد ناگواری برای اهالی این کوچه بنماید، هیچ‌گونه تأمین جانی نداشته و نمی‌توانند از هیچ وسیله‌ای برای نجات خود استفاده نمایند؛ کما این که مرحوم بابا‌جانیان که یکی از ساکنین این کوچه بود، دچار ناراحتی قلبی بود و برابر دستور باید دائم زیر نظر دکتر نواب باشد، تصادفا در روز شنبه دچار چنین وضعی می‌شود که نه دکتر توانسته خودش را به بیمار و نه بیمار خود را به دکتر برساند در نتیجه در 54 سالگی با داشتن عائله سنگین عمر خودش را روی سدمعبر بودن کوچه‌اش گذاشت. بنا به مراتب بالا و این‌که در سایر بخش‌ها هم برای بازار محل مخصوصی از جمله چهارسوق ساخته‌اند، متمنی است دستور فرمایید یکی از هزار پلاک موقوفه که در بخش 5 موجود است، با اجاره طویل‌المدت گرفته شده و برای محل میدان حاضر و تعیین نمایند؛ بلکه رفع شر ومزاحمت آقایان از ساکنین بیچاره این کوچه شده و اهالی زجر‌کشیده آن را از این به بعد دعاگوی مقام محترم باشند. جمعی از اهالی محل» (اصفهان، ش 2423، 24 مرداد 1350).
 مطلبی که روزنامه اصفهان در انتهای این نامه اضافه کرد نیز داده‌های بیشتری راجع به محل برگزاری بازار و این که تا پیش‌تر در میدان جلفا برگزار می‌شده است، ارائه می‌دهد:
«تا این اواخر چنین بود که بازار شنبه در میدان جلفا عمل می‌شد. اگر شهرداری مقتضی نمی‌داند که در آنجا تشکیل شود، بهتر این است که طبق پیشنهاد اهالی در یکی از باغ‌های مجاور این خیابان که شهرداری اجاره می‌کند، یا یکی از اراضی موقوفه تشکیل و رفع مزاحمت از ساکنین یک خیابان مهم شهر بشود» (اصفهان، ش 2423، 24 مرداد 1350). این بازار تا سال‌های پیش در بازارچه‌ای در روبه‌روی امامزاده محمد برگزار می‌شد. گویا در سال‌های اخیر این بازار نیز تعطیل شده است.
شکی نیست که روزنامه‌ها و اسناد به‌جا‌مانده از پیشینیان همیشه روایت‌هایی ناگفته از روزگار گذشته است و توجه به آن‌ها در پژوهش و درک بهتر از حیات گذشته و چرایی زندگی کنونی بسیار مهم است و تبیین‌کننده حیات اجتماعی مردمان این سرزمین. به‌خصوص در اصفهان با وجود قومیت‌های گوناگون و تنوع سلایق این مدارک از اهمیتی دو چندان برخوردار است. بنابراین در ثبت، حفظ و نگهداری آن‌ها باید تلاش ویژه‌ای به خرج داد. در سال‌های گذشته سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران تلاش زیادی برای جمع آوری و مدون‌کردن این اسناد به خرج داده‌اند تا پژوهشگران بتوانند در راه تحقیقاتشان به درک بهتری نسبت به زندگی مردمان پیشین برسند. درکی که راهگشای راه آیندگان و همچنین کمک به کیفیت زندگی مردمان زمانه فعلی خواهد کرد.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.