از تاریخ جدا نیستم

محمدرضا آریانفر، نویسنده و نمایشنامه‌نویس از آثارش می‌گوید

محمدرضا آریانفر، نویسنده و نمایشنامه‌نویس فعالی است که در کارنامه‌اش  نمایشنامه‌های زیادی دارد. نخستین رمان او با عنوان «رقص با طوفان» و دفتر شعرهایی با نام‌های «جهانی ایمن‌تر از تبسم‌های تو نیست»، «سهمی از همه ترانه‌ها» و همچنین نمایشنامه‌هایی مانند «دو روایت جامانده»، «نقل آخر»، «زهور»، « شبی که گوزن‌ها در آتش سوختند»،  «مکث روی ریشتر هفتم»  و «دو روایت جامانده از باد» و... منتشر شده است.

دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰

هر بار که با او تماس می‌گیریم، در حال نگارش اثری جدید است. یکی از ویژگی‌های این نویسنده، نگاه تازه و نو به موضوع‌هایی است که در جامعه یا تاریخ روی داده است. چندی پیش کتاب «تیغ و ترنج» او در حوزه هنری اصفهان رونمایی شد. به همین بهانه از نوشته‌ها و آثارش می‌گوید که در ادامه می‌خوانیم.

نمایشنامه «تیغ و ترنج»  به تازگی رونمایی شده است و محتوایی عاشورایی دارد. این نمایشنامه با چه نگاه تازه‌ای روایت شده است؟

باید بگویم که من این کتاب را حدود 10 سال پیش نوشتم؛ حدود پنج سال پیش هم برای چاپ به حوزه هنری دادم که تازه به چاپ رسید. این کتاب خیلی وقت پیش باید چاپ می‌شد و در حال حاضر درباره آن حضورذهن ندارم؛ حتی به خبرگزاری کتاب هم که در این مورد با من تماس گرفتند، گفتم چیزی درباره نمایشنامه در خاطرم نیست؛ حتی در رونمایی کتاب، زمانی که دوستان مونولوگی از آن می‌خواندند، به دوستم گفتم این دیالوگ برای من خیلی ناآشنا و غریب است.

ظاهرا کتاب جدید دیگری هم از شما به چاپ رسیده، محوریت آن با چه موضوعی است؟

بله. کتابی جدید در قالب نمایشنامه از من در تهران چاپ شده که موضوعی ویژه دارد و عنوانش «بازنویسی قتل ذکر نشده یک اول شخص جمع» است. این اثر  درباره بیماری ایدز است که به ورود خون آلوده در یک دوره زمانی در کشور اشاره می‌کند؛ زمانی که خون آلوده به ایدز از فرانسه وارد کشور شد. در آن روزها کشور در اوج جنگ بود. در خبرها آمده که حدود 300 بیمار هموفیلی با این خون آلوده فوت کردند؛ حتی خون به جبهه دفاع مقدس و سربازان هم رسید. هنوز پرونده این ماجرا باز بوده و تاکنون هیچ‌کس برای آن محاکمه نشده است.

شما در بیشتر نمایشنامه‌ها و آثارتان دست روی موضوعی خاص می‌گذارید.

من یک قــصــه‌نـویــس هـسـتـم و ذات قصه برایم خیلی مهم است. قصه‌هایی را که روایت نشده است، می‌نویسم. سال‌ها این‌گونه کار کردم تا توانستم سبک خودم را در حوزه نمایشنامه‌نویسی به تثبیت برسانم. همواره به‌دنبال موضوع‌هایی هستم که کمتر به آن پرداخته شده است؛ حتی ماجرای هواپیمای اوکراینی در ذهنم هست. اهمیت نمی‌دهم زمانی که نوشتم، اجرا شود یا نه. می‌خواهم از دید دیگری به آن نگاه کنم؛ همان‌طور که به هولوکاست به یک صورت نگاه کردم و حتی حادثه سینما رکس را از جنبه‌های دیگر دیدم. درواقع سعی می‌کنم قصه‌های خودم را روایت کنم، نه قصه‌های دیگران را.

به هولوکاست اشاره کردید. کار جدیدی در دست دارید؟

بله. اکنون که با شما صحبت می‌کنم، در حال نگارش نمایشنامه‌ای هستم که به تاریخ اشاره می‌کند و درباره هولوکاست، قحطی و گرسنگی جنگ دوم جهانی در سال‌های قبل است که سبب مرگ هشت‌میلیون ایرانی شد.
 نمایشنامه‌ای به نام «قطاری پراز بوی بلوط» در خصوص همین قحطی نگارش شده که قرار است برای چاپ به نشرنمایش سپرده شود؛ درواقع نه من از تاریخ جداهستم و نه تاریخ از من.البته به‌تازگی مجموعه نمایشنامه‌ای به نام «چند راپرت از دوسیه چند قتل ثابت» مجوز چاپ گرفته که قرار است نشر افراز آن را منتشر کند.

شما نمایشنامه‌های متعددی را به چاپ رسانده‌اید. چقدر از آثار شما در اصفهان اجرا می‌شود؟

در اصفهان به‌ندرت آثار من اجرا می‌شود؛ ولی در استان‌های دیگر بیشتر از نمایشنامه‌هایم استفاده شده است؛ اگرچه از نمایشنامه‌هایم هفته گذشته یک کار پهلوانی روی صحنه بود و ماه پیش نیز به همین شکل، از نوشته‌هایم کارهایی در جشنواره‌ها رتبه آورده‌اند.

چرا آثار شما به‌ندرت اجرا شده است؟

به دلایل مختلف؛ به‌عنوان‌مثال، می‌گویند کارهای شما سنگین است، بازیگر زیادی نیاز دارد و باید هزینه فراوانی برای اجرای آن صرف شود. هنرمندان تئاتر با جان و دل کار می‌کنند و نیازمند توجه بیشتری هستند؛ باید تئاتر حرفه‌ای روی صحنه بیاید که بودجه سنگین و بازیگر توانمند می‌خواهد؛ در حال حاضر بازیگران تکراری شده‌اند، بازی بعضی از دوستان را می‌بینم؛ خودشان را تکرار می‌کنند.

فکر  می‌کنید دلیلش چیست؟

یکی از دلایلش مطالعه‌نداشتن نسل جوان است؛ برای مثال، منِ نویسنده اخبار اجتماعی گوش می‌دهم، فیلم می‌بینم، کتاب می‌خوانم و تمام اتفاق‌های اصفهان را رصد می‌کنم تا به موضوع مسلط شوم. وقتی بازیگر فیلم و تئاتر خوب نبیند و مطالعه نکند، در رکود ذهنی و جسمی متوقف می‌شود.البته این یک طرف قضیه است. گاهی وقت‌ها کارگردان‌هایی داریم که به‌درستی نمی‌توانند از بازیگر استفاده کنند و دلیل مهم‌ترش نیز شرایط اقتصادی است؛ برای مثال، شخص می‌خواهد در عرض سه ماه چهار نمایشنامه روی صحنه ببرد؛ غافل از اینکه کیفیت نمایش‌ها باید موردتأمل قرار گیرد.

ظاهرا درباره استاد تاج هم یک نمایشنامه نوشته‌اید.

بله، چند سال قبل سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان به من گفت که نمایشنامه‌ای درباره استاد تاج بنویسم. گفتم: «این را یک دوست وهمکار اصفهانی که از ظرفیت‌های فرهنگی اصفهان آگاهی داشته باشد، بنویسد بهتر است.» اما گفتند: «نه، شما بنویس.» من هم دو متن نوشتم؛ یک متن برای چاپ و دیگری برای اجرا. اتفاقا کارگردان هم انتخاب شد. او ماکت کار را به سازمان برد و گفت: «من کاری را تحویل می‌دهم که در تالار وحدت نیز اجرا کنید.» اما این نمایش تاکنون اجرا نشده است. سال‌ها قبل نیز قرار شد نمایشنامه «تیغ وترنج» اجرا شود. تمامی مراحل طی شد؛ تا اینکه مدیریت تالار هنر تغییر کرد و این نمایشنامه هم اجرا نشد.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.