کربلا در کربلا می‌ماند، اگر زینب نبود

همه ما شاهد یک آرمان و عشقی عظیم و اسطوره‌ای به خالق، حق و درستی در حادثه عاشورا بوده‌ایم که تمام خانواده، تمام زنان و کودکان و مردان این خانواده، در بحرانی عظیم و اندوهی بزرگ قرا ر‌گرفتند و قهرما ن این داستان شدند و  ابتلا به کربلا همان خیر عطا شده و بهره‌مندی خانواده  و نزدیک‌ترها از آن بود.
 
پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
اگرچه پیامبر فرموده‌اند اندوه برای خانواده حجابی در برابر آتش جهنم است و اگرچه در جنگ، در تنگی و سختی، طبعا انسجام، اتحاد و هم‌بستگی خانواده به هم می‌ریزد، اما داستان و تصویر زنان کربلا متفاوت و فراتر از تمام این قواعد پیش رفت. داستان آن‌ها از کوچک‌ترینشان تا عمه سادات، حضرت زینب (س)، داستان انسجام، قدرت، شجاعت، صبر، محبت و پایداری است.مواجهه با مسئله، مصیبت، بحران و رنج، اتفاقی است که کاملا برآمده از درون آدم است و آن‌قدر مهم است که تا مدت‌ها بعد اثرگذاری خود را نشان خواهد داد؛ چرا که انتخاب و تصمیم درست در گرو همان اتفاق درونی است و اگر در موقعیت بحران، عجله جایگزین صبر شود، بی‌قراری جایگزین پایداری شود، ناامیدی جایگزین توکل شود و بسیاری از دیگر حالات روحی، کل فرایند در بحران و نتیجه آن تغییر خواهد کرد.تصور میزان عظمت «ایمان» و «توکل» زنان کربلا، سخت است؛ چرا که در زندگی روزمره و در مواجهه با ابتلائات و مسائل مختلف (که هیچ‌کدامشان در میزان و عمق اندوه و سختی، حتی کمی شبیه حادثه کربلا نیست) خود را ناتوان، ناامید، ضعیف و تسلیم می‌بینیم؛ اما در کربلا مادر وهب را می‌بینیم که قاطع و با یک ایمان قوی فرزندش را به میدان جنگ رهسپار کرد. و زمانی که از «مادر» حرف می‌زنیم، تمام ما به یاد فرزندان و مادران‌مان می‌افتیم که ذره‌ای سختی و تنگی در نسبت با آنان، ما را چطور بی‌تاب و بی‌قرار‌می‌کند.
 تصویر مقاومت
تصویر دیگر، تصویر «مقاومت» است، تا پایان این ابتلا و بعدش، زنان و دختران این خانواده که ذره‌ذره لحظات را می‌دیدند، می‌شنیدند و رنجش را کشیدند، پایداری کردند. و این همان کم‌نیاوردن، جا نزدن و مواجهه با مسأله است که خود تابع یک ویژگی دیگر به اسم «شجاعت» است. زنان در کل حادثه عاشورا در کنار فرزندان  و در خیمه‌ها بودند و لحظه لحظه اتفاقات و مصیبت‌ها را به چشم خود دیدند و چشیدند. چیزی که باعث شد به دنبال فرار از بحران یا پرش از آن نباشند، محبت، عشق و شناخت حق بود. چیزی برای آدم با ایمان و متوکل بالاتر از این نیست که در زمین «حق» و «درستی» بوده و به آن آگاه باشد.«صبر و تحمل» دختران اباعبدا... آن هم در سنین کودکی و نوجوانی، در رنج شهادت پدر، عمو، برادران و اقوام، در اسارت و در جسارت‌ها و آزارهایی که دشمنان خدا به آنها داشتند، مثال‌زدنی است و تنها برآمده از وجود یک روح بزرگ و تربیت آن در جثه‌های کوچک است.همچنین حضرت زینب (س) پس از حادثه عاشورا، زمانی که می‌خواست در کوفه سخنرانی کند، فارغ از حیا و متانتش ذره‌ای شک، لرزش، ترس و بروز غم در سخنانش نداشت و غیر از این هم نمی‌شد؛ چرا که او دختر حضرت‌علی‌علیه‌السلام است.ایشان اینگونه شروع به سخنرانی کردند: «الحمدلله...» و این یعنی همه چیز. تنها یک ایمان و توکل قوی با تکیه بر معرفت و شناخت خدا می‌تواند چنین تصویری از یک زن در آن بلای عظیم خلق کند که در آکندگی قلبش از اندوه مسائل و بحران پیش‌آمده در زندگی خود و خانواده‌اش، همچنان «شکرگزار» خداست. خانواده در عاشورا همه چیز است. ذره‌ای سستی، ناباوری و ایمان نداشتن، تحمل‌نکردن و بی‌قراری، تسلیم‌شدن و ناامیدی، تمام این واقعه عظیم را تغییر می‌داد و این چیزی نبود که در سنت الهی بخواهد رقم بخورد.
منبع: جام جم
 
 
 

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.