بشیر و نذیر سیاسی در جبهه اقتصادی

دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹

بازار سرمایه همچنان روند صعودی دارد و درنتیجه در کانون توجه افراد بورسی و غیربورسی است. این را می‌شود از میان صحبت‌های مردم فهمید. در کوچه و بازار، ادارات و سازمان‌ها، جمع‌های دوستانه و خانوادگی، معمولا حرفی از بورس زده می‌شود و هرکسی سعی می‌کند بر اساس شنیده‌ها و دیده‌هایش، تحلیلی از بازار سرمایه ارائه کند. برخی دیگران را به سهامداری تشویق می‌کنند و برخی دیگر تابلوی «بورس قمارخانه است» در دست گرفته‌اند. این ذوق‌زدگی، در قالبی دیگر در بین اهالی سیاست و تازه‌واردان بهارستان هم دیده می‌شود. اگر مصاحبه‌های نمایندگان مجلس یازدهم را بخوانید یا مروری بر توئیت‌های آن‌ها داشته باشید، رسالت «بشیر و نذیری» آن‌ها رخ‌نمایی می‌کند. روزهایی که بازار سرمایه صعودی است، رشد بازار را به روی کار آمدن خودشان نسبت می‌دهند، در روزهایی نیز که بازار روند خاصی ندارد، هشدار می‌دهند که بازار سرمایه رشد بیش‌ازاندازه داشته است و ممکن است حباب آن بترکد.

اولین روزی هم که شاخص قرمزپوش شود، با قیافه حق‌به‌جانب شخصیت گلام در کارتون گالیور، از این می‌گویند که ما نوستراداموس‌وار این رخداد را پیش‌بینی کرده بودیم! برخی به دفاع از بازار سرمایه می‌پردازند، برخی کل بورس را زیر سؤال می‌برند و آن را به اژدها تشبیه می‌کنند، برخی نیز نقش رابین هود را انتخاب کرده‌اند و می‌خواهند به مردم سهام (حتی سهام عدالت) هبه کنند. اما دستاویز قراردادن بازار سرمایه را می‌توان از چند جهت تحلیل کرد. نخست آنکه بورس فعلا در بورس است. لشگر 50 میلیونی سهام‌داران جامعه هدف بزرگی است که برخی نمایندگان فعلی مجلس و برخی نامزدهای بالقوه دیگر عرصه‌های سیاسی برای جور بودن جنس و عقب نماندن از موجِ پرارتفاع این روزها، درباره بورس اظهارنظر می‌کنند؛ اما گاهی اوقات این اظهارنظرها آن‌قدر پرت، بی‌ربط و دور از اصل ماجراست که بیشتر، تمسخر خوانندگان را در پی دارد.

برخی نیز آن‌قدر کلی درباره بازار سرمایه نظر می‌دهند گویی ابتدایی‌ترین کتب اقتصادی را باز و اولین جمله‌ای را که درباره بورس بوده است توئیت کرده‌اند و فکر می‌کنند که بنیامین گراهام تازه‌ای متولد شده است. ازاین‌جهت این افراد برای اینکه اشراف خود به مسائل روز را نشان دهند، له یا علیه بورس نظری می‌دهند بدون آنکه بدانند این اظهارنظرهایی که فاقد جنبه عملی است، جایگاهی پیش اهالی بازار سرمایه ندارد. اما گروه دوم به دنبال بازارسازی از درون بازار سرمایه هستند.

در این حالت هدف، انتشار اظهارنظرها و سخنانی قصار درباره بورس است. این اظهارنظرها در سایت‌ها و خبرگزاری‌ها منتشر یا در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود و چه درست باشد و چه نادرست فرقی ندارد، بازهم نام آن شخص بازتاب بیشتری پیدا می‌کند. درنتیجه افرادی که مدت‌ها بود از آن‌ها خبری منتشر نمی‌شد دوباره از غار خارج می‌شوند و نامشان بر سر زبان‌ها می‌افتد. اگر زمانی هم مسئولیت خاصی بر دوش آن‌ها گذاشته شود، در رزومه خود، تحلیل مسائل اقتصادی را هم می‌گنجانند. اما گروه دیگری هم هستند که یا سابقه فعالیت اقتصادی در بازار سرمایه و دیگر بازارها دارند یا دانش‌آموخته رشته‌های اقتصادی هستند. اگرچه این روزها باید صحبت‌ها و نظرهای آن‌ها بولد شود، اما در میان انبوه هشتگ‌های بورسی، نمی‌توان نظر کارشناسان و فعالان اقتصادی را پیدا کرد. درواقع در شرایطی که فرابورس ایران ادمین‌های کانالی تحلیلی را تهدید به شکایت قضایی کرده، فضایی برای جولان دادن کانال‌های سیگنال فروشی ایجادشده است. اینکه این روزها همه از بورس می‌گویند شاید در نگاه اول جذاب و امیدوارکننده باشد، اما اینکه بهره‌برداری سیاسی از صعود و سقوط شاخص کل بشود، اینکه بورس دستمایه رسیدن به اهداف سیاسی بشود یا اینکه جناح‌های مختلف برای بقا و دوام، بورس را سیبل ترکش‌های سیاسی کنند، در بلندمدت بازار سرمایه را از اهداف اصلی خود نه‌تنها دور می‌کند، بلکه اعتماد و امید سهامداران را نیز از بین خواهد برد.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.