حفظ الصحه زنان

خانم صفوی سه مقاله جنجالی، هر سه با عنوان «مگر زن هم روزنامه می‌خواند» را در اخگر به چاپ رسانید. او از انتقاد به فضای فرهنگی اصفهان و نبود امکانات سوادآموزی برای زنان شروع کرد و با نتایجی که آموزش زنان، در جهت توانمندسازی ایشان، همچنین پیشرفت اوضاع جامعه و بهبود حال و روز مردان به همراه خواهد داشت، اهداف نوشتارش را مشخص کرد. سپس به میان جامعه واقعی آن زمان آمد و پیامدهای بی‌سوادی را که برای مخاطبش نمود عینی و ملموس داشت، بی‎‌پرده بیان کرد:« اگرچه اخلاق و رفتار مردم به نظرم عجیب آمده است، خصوصا شنیدن جمله مگر زن هم روزنامه می‌خواند، لیکن از موهوم‌پرستی و عقاید مهمله مردم هم چندان بی‌اطلاع نیستم. قضیه معجزه آردچی و مراد دادن علی‌قاپو، بخت‌گشایی منار ته برنجی و خوردن آب کثیف کاغذ گرخانه ...»

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹

 نویسنده در اینجا به چندین نمونه خرافه‌گرایی در میان عوام اشاره می‌کند که ماجرای هر کدام را شاید بتوان در منابع تاریخی پیدا کرد؛ اما درباره خوردن آب کثیف کاغذ گر خانه، روزنامه اخگر، گزارشی را یک سال پیش از مقاله خانم صفوی ارائه داده که از این قرار است :

 حمام شیخ (کاغذ گر خانه)

«چنانچه عموم اهالی اصفهان مطلعند، زنان موهوم‌پرست در شب چهارشنبه آخر ماه صفر، برای آنکه بخت و اقبالشان گشاده شود و شوهری برای دخترشان پیدا گردد یا آنکه در نزد شوهرعزیز شوند، به حمام شیخ و کاغذ گر خانه رفته، مقداری از آب منجلاب این دو محل را نوشیده و بر روی خود می‌پاشند. این عمل علاوه بر مفاسد اخلاقی که در بردارد، از نقطه نظر حفظ الصحه ضررهای زیاد وارد می‌سازد و وسیله انتشار یک سلسله از امراض است.»(اخگر،شماره21، 4آذر1307 شمسی)
به نظر می‌رسد منظور از حمام شیخ، حمام شیخ بهایی باشد و آب منجلاب هم اشاره به آب خزینه حمام دارد. خانم صفوی خرافه‌گرایی را به عنوان یک معضل فرهنگی در کل کشور بیان می‌کند که البته اطلاعات امروز ما از فرهنگ عامه مردم خصوصا در زمان قاجار، این فرضیه را تأیید می‌کند. نویسنده چون پیش از این ساکن تهران بوده و مدتی است به اصفهان آمده، در ادامه به نحوه برخورد با خرافه‌گرایی در تهران می‌پردازد:« بنده عرض می‌کنم که این خرافات در سرتاسر ایران حکم‌فرماست منتها در هر شهری شدت و ضعف دارد. در همان طهران که امروز پایتخت و مرکز تمدن است تا چند سال قبل مردم به توپ مروارید که در ارگ سلطنتی بود دخیل می‌بستند. تصور نفرمایید که ترک این خرافات بیشتر به‌واسطه نظمیه و امنیه گردید، خیر، برای ترک این مهملات فهمیدند که آب را از سرچشمه باید بست. یعنی پرده جهل و بی‌علمی را از جلوی چشم اهالی باید برطرف نمود تا عیوبات و مفاسد این حرکات در نظر آنان روشن شود و قبح اعمال خود را بدانند. این بود که با جدیت کامل وسائل تحصیل را برای مرد و زن فراهم نمودند.» در اینجا نیز نویسنده کلید رهایی را، آموزش عمومی برای تمام افراد جامعه، اعم از مرد و زن، ارائه می‌دهد. خرافه‌گرایی به‌خصوص وقتی در جایگاه درمان امراض یا حتی پیشگیری از ابتلا به کار می‌رفت، چهره خطرناکش بیشتر نمایان می‌شد؛ چرا که آحاد جامعه را درگیر می‌کرد. در شماره دیگری از روزنامه اخگر، گزارشی از وضعیت حمام‌های اصفهان به چاپ رسیده که آن‌ها را ناشر میکروب و امراض مختلفه توصیف کرده است: «بهترین خزینه‌ها ماهی یک مرتبه آبش عوض می‌شود و هر روز عده زیادی مبتلایان به امراض مختلف وارد این حمام‌ها می‌شوند...»در این شرایط واضح است وقتی که عده‌ای از زنان، آب خزینه حمام شیخ را می‌نوشیدند، چه عواقب خطرناکی برای سلامت جامعه در پی داشت. ضمن اینکه مسئله کاهش ناگهانی جمعیت ایران در اواخر زمامداری قاجار، که البته دلایل مختلفی داشت، از جمله وقوع قحطی بزرگ بین سال‌های 1296 تا 1298 شمسی، هم‌زمان با شیوع وبا و آنفولانزای اسپانیایی، لزوم رعایت اصولی بهداشت در سطح اجتماع را مورد توجه جامعه فرهیختگان قرار داده بود. در این میان تعداد بالای مرگ‌و‌میر زنان باردار و کودکان به عنوان یکی دیگر از دلایل کاهش جمعیت، ضرورت آگاهی‌بخشی زنان در جهت رعایت بهداشت پیش، در حین و پس از دوران بارداری را قوت می‌بخشید. شاید بنابر همین دلایل است که خانم صفوی، سلسله مقالات «حفظ الصحه زنان» را آغاز می‌کند. آن گونه که خودش می‌گوید:« برای آگاهی خواهران عزیز خودم آنچه را که در این قسمت یعنی علائم حمل و حفظ جنین تا زمان تولد می‌دانم‌ در نمرات آتیه به عرض می‌رسانم بلکه از این راه توانستم به خوانندگان محترم اخگر خدمتی نمایم.»
در اینجا باز، پیشینه فرهنگی و موقعیت طبقه اجتماعی خانم صفوی را یادآور می‌شوم. ایشان بانویی باسواد و احتمالا از طبقه خواص ساکن تهران بوده‌اند. در آخرین سال قرن سیزدهم هجری شمسی، یعنی درست صد سال پیش از امروز، به سال 1299، نشریه عالم نسوان به صاحب امتیازی نوابه صفوی، به عنوان مجله‌ اختصاصی زنان، در تهران انتشار یافت. مجله هر دو ماه یک‌بار چاپ می‌شد و مقرر شده بود که در هر نمره از آن مقالاتی به قلم یکی از اطبای مشهور و مجرب و صرفا به قصد چاپ در این نشریه نگاشته شود. شاید میان خانم نوابه صفوی، صاحب امتیاز عالم نسوان با خانم ع.صفوی که در سال 1308ش در روزنامه اخگر اصفهان مقاله می‌نویسد، نسبت فامیلی‌ای هم برقرار بوده باشد اما آنچه که مسلم است آگاهی و اشراف کامل خانم ع.صفوی بر فضای مطبوعاتی پایتخت، به خصوص زمینه فعالیت‌های زنان روزنامه ‌نگار بوده است. چرا که بخش بزرگی از رویکرد گردانندگان عالم نسوان نیز به مسائل زنان، شامل آگاهی‌بخشی بهداشتی به جامعه زنان بوده است. خانم ع.صفوی هم در برداشتی هوشمندانه و نسبت به نیاز جامعه، دانش و تجربیات خود را به روزنامه چاپ اصفهان انتقال داده‌اند. البته که این تنها حدس و گمان من است اما در جامعه کوچک زنان با سواد و فرهیخته آن دوران، این ارتباط تنگاتنگ چندان دور از ذهن نمی‌نماید.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.