سوگ‌نامه مسگری اصفهان

دادخواهی، سطوت، جعفر پیشه،مسائلی و زنجانی‌، هنرمندان مسگری و سفیدگری و جعفرصالحی، معاون صنایع‌دستی استان از مصائب مسگری اصفهان می‌گویند

محال است به میدان نقش‌جهان بروی و صدای چکش مسگران تو را راهی بازار مسگران میدان نکند. گویی چکش‌کاری هنرمندان مسگر نوای روح‌بخشی است که از زندگی حکایت می‌کند و تو صدای تداوم زندگی را در هر کوبه چکش می‌شنوی. یک، دو، سه، چهار و آن‌قدر چکش را بر مس می‌کوبند که مس در دستان هنرمند رام می‌شود و کمر خم می‌کند، چنان‌که تعظیمی است از سوی مخلوق به خالق خستگی‌ناپذیرش؛ اما حالا مدت‌هاست که هنرمندان مسگر، خود نیز در گیرودار بالا و پایین رفتن قیمت‌ها کمر خم کرده‌اند. در این گزارش ضمن ارائه دیدگاه‌های «مصطـفی دادخـــواهی»، «احــمد سطوت»، «علی جعفر پیشه»، و «جواد مسائلی» که ازجمله هنرمندان مسگری به‌شمار می‌روند و همچنین «مصطفی زنجانی» که در رشته سفیدگری فعالیت دارد، نظر «جعفر جعفرصالحی» معاون صنایع‌دستی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان نیز درباره مشکلات موجود در صنف هنرمندان مسگری اصفهان عنوان شده است.

 

چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۹

یک سال گذشته است و لیوان مسی کوچکم به قلع‌اندودشدن نیاز دارد. قیمت را می‌پرسم و می‌گویند 20هزار تومان! گران است اما چاره‌ای نیست، ظرف مسی باید قلع‌اندود شود. راهی بازار مسگرها می‌شوم و قیمت همان لیوان را می‌پرسم، 37هزار تومان! گوش تیز می‌کنم؛ صدای چکش‌ها نسبت به سال قبل کمتر شنیده می‌شود، اما هنوز خاموش نشده است و این بسان امیدی است که باید باشد. ازابتدا تا انتهای بازار، ظرف‌های مسی برای فروش بسیارند، اگرچه تعداد ظروف چکش‌کاری‌شده میان انبوه ظرف‌های ماشینی گم‌ شده است. چشم می‌چرخانم، می‌آیند، قیمت‌ها را می‌پرسند و می‌روند؛ اما صدای چکش ادامه دارد... .

هم مس گران است و هم قلع

«مصطفی دادخواهی» از هنرمندان پیشکسوت مسگری است که به قول خود او، هفت‌جدش در این شغل بوده‌اند. او می‌گوید: «مردم دیگر برای جهیزیه ظرف مسی نمی‌خرند و می‌گویند دِمُده شده و فقط گاهی برای تزئینات می‌خرند که آن‌هم گران شد و دیگر تیررس آن نمی‌روند، ضمن اینکه برای جهیزیه که فقط قابلمه نیست، لیوان هست، بشقاب و کاسه و...، به همین دلیل نمی‌صرفد و فعلا تفلون و روحی برای جهیزیه می‌خرند. از بین صنایع‌دستی یکی خاتم و یکی هم مس است که حسابی از رونق افتاده است. مردم فقط گاهی قابلمه کوچک برای بچه می‌خرند و اگر پول داشته باشند لیوان یا پارچ آبخوری و قندان و شیرینی‌خوری برای تزئینات می‌خرند. علت هم این است که هم مس گران شده و هم قلع چون قابلمه مسی را باید حداقل سالی یک‌بار با قلع سفید کنند و دومرتبه و سه مرتبه که سفید کردند سفیدگر پول همه آن را از او می‌گیرد و اگر هم سفید نکنند ضرر دارد، برای همین مردم ظرف مسی نمی‌خرند و می‌روند سراغ ظرف‌های تفلون که همه‌اش سرطان‌زاست.»
او ادامه می‌دهد: «من هم خیلی کم ظرف مسی استفاده می‌کنم؛ چون سفیدگری گران شده و ما هم نمی‌توانیم بدهیم سفید کنند. قلع کیلویی 800 هزار تومان است و قاچاقی از مالزی می‌آورند؛ درحالی‌که قبلا کیلویی 50 هزار تومان بود که تحریم‌ها اوضاع را به هم ریخت. در یک سال حدود 200‌هزار تومان قیمت مس زیاد شد، درحالی‌که مس مال ایران است و در کرمان تهیه می‌شود اما آن را به خارج می‌فرستند.
 مسگرها خیلی ضرر می‌کنند و میدان امام(ره) را خالی می‌کنند و می‌روند چون پول برق هم درنمی‌آورند، یک‌سال‌و‌نیم است که این گرانی خیلی به آن‌ها نمود کرده است. در میدان نقش‌جهان هم که نباید شغل دیگری باشد و نباید آنجا تغییر شغل بدهند و باید فقط صنایع‌دستی باشد و آن‌ها هم نه می‌توانند شغلشان را عوض کنند، نه از آن‌ها ظرف مسی می‌خرند و مجبور هستند خالی کنند و بروند یا در را ببندند.»

مس‌چکشی استحکام بالایی دارد

دادخواهی با تأکید بر لزوم کاهش قیمت مس تصریح می‌کند: «باید قیمت را پایین بیاورند. قبلا هرروز از ما قابلمه‌های 45هزارتومانی می‌خریدند و پنج‌هزار تومان برای ما استفاده داشت؛چون زیاد می‌خریدند و به‌صرفه بود؛ اما الان همان قابلمه را می‌گویند 180 هزار تومان و برای همین کسی نمی‌خرد و به سراغ تفلون می‌روند که دیگر سفید‌کردن نخواهد. چون مس وقتی تیره می‌شود غذا تلخ می‌شود و ضرر دارد. مس برای بدن خیلی خوب است؛ یادم هست چندین سال قبل یک نفر از من آفتابه مسی خرید و گفت دکتر گفته انگل داری و باید آفتابه مسی استفاده کنی و خرید و بعد از مدتی هم آمد و حالش خوب شده بود.» این هنرمند درباره تفاوت مس چکش‌کاری شده و مسی که با دستگاه تولید می‌شود، بیان می‌کند: «مس چکشی ده استقامت آتش دارد و دیرتر سیاه می‌شود؛ ولی آن‌هایی که با ماشین می‌سازند عمر کمتری دارند و زود قلع آن‌ها از بین می‌رود؛ ولی دیگر اکثرا ماشینی شده است؛ چون هم تعدادی که با دستگاه می‌توان در یک روز ساخت بیشتر است و اکثر چکش‌کارها از دنیا رفته‌اند و الان شاید از قدیمی‌ها فقط علی جعفر‌پیشه و سطوت در بازار مسگرها چکش می‌زنند. من قبلا در بازار مسگرها کار می‌کردم، اما مدتی است که دیگر چکش نمی‌زنم، پدرم ابراهیم و پدربزرگم مصطفی و تا هفت‌جد من هم مسگر بودند و 70 سال کارکردم.»

مس چکشی و ماشینی مثل نان دستی و ماشینی است

«احمد سطوت» نیز بیش از 50 سال است که در بازار مسگرها چکش‌کاری می‌کند و مسگری شغل پدری او است، او می‌گوید: «این کار، پرزحمت و کم‌درآمد است و فرزندانم در این کار نیامده‌اند و کسی زیر بار این کار نمی‌رود و اکثرا در کار تولید مس به روش ماشینی هستند. کسی حوصله چکش‌زدن ندارد. ما از قدیم بودیم و شغل پدری‌ام بوده و علاقه دارم؛ اما مسگری مشکلات زیادی دارد و اگر صادر می‌شد بهتر بود چون در داخل رونق ندارد و اگر لااقل توریست بیاید خوب است.» او می‌افزاید: «من مس را از کارخانه حاج محمد صفاری می‌خرم که بسیار هم باکیفیت است. خودمان هم مدت‌هاست در ظروف مسی غذا می‌خوریم چون مس خیلی خاصیت دارد، یادم هست که چهل سال پیش همین‌جا نشسته بودم و کار می‌کردم و یک روز یک نفر آمد و لیوان مسی خواست من به او گفتم چرا در بلور نمی‌خوری گفت من دکتر هستم و می‌دانم آب خوردن در ظرف مسی و غذا خوردن برای قلب مفید است.»این هنرمند با بیان اینکه تعداد چکش‌کاران مس در بازار مسگرها محدود است، تأکید می‌کند: «ظروف مسی که در بازار است اکثرا ماشینی است و تعداد محدودی چکش می‌زنند و درواقع من و حاج علی جعفرپیشه و سید مرتضی دادخواهی، حسین مسائلی و اصغر احمدی در بازار مسگری میدان چکش می‌زنیم و بقیه فروشنده هستند. اگر کسی بیاید، حتما او را راهنمایی می‌کنیم که کدام جنس چکشی و کدام ماشینی است، جنس چکشی با ماشینی مثل نان خانگی و نان ماشینی است، مثل فرش دست‌باف و فرش ماشینی است. مس‌هایش یکی است ولی موقع ساختن با چکش ساخته می‌شود و هم ضخامت بهتری دارد و هم چکش‌خورده و محکم است. مس از قدیم با چکش ساخته می‌شد و الان چند سال است که ماشینی شده است.»سطوت ادامه می‌دهد: «وقتی می‌گوییم چرا قیمت مس بالا و پایین می‌رود، می‌گویند مس جهانی است و با دلار سنجیده می‌شود و اگر دلار بالا برود مس هم بالا می‌رود و اگر دلار سقوط کند مس هم سقوط می‌کند.»

فقط در ظرف مسی غذا می‌خورم

«علی جعفر پیشه» نیز 50 سال است که چکش می‌زند و مسگری در خون خاندان او است. جدش به اسماعیل نقره‌کار می‌رسد. او ازجمله مسگران قدیمی است که همچنان در بازار مسگرها چکش می‌زند. جعفرپیشه نیز از نوسانات قیمت مس گلایه دارد و می‌گوید: «نرخ ورق مس مدام کم‌وزیاد می‌شود و مس الان 200 هزار تومان است؛ اما اگر کار نکنم انگار چیزی را گم‌کرده‌ام. خودم هم در ظرف مسی غذا می‌خورم و اصلا روحی نخریدم فقط ظرف مسی داشته‌ایم و داریم اما باید سفید شوند و قیمت قلع هم که با دلار تعیین می‌شود. ولی صد دفعه هم مس را سفید کنی باز هم نو می‌شود، مس که از بین نمی‌رود و برای اعصاب خوب است. کلی سروصدا در مغزمان است اما اعصابمان خوب است؛ درحالی‌که برخی از صدای تلویزیون هم ناراحت می‌شوند. ما دست به مس می‌گذاریم حالمان خوب می‌شود. مردها هم دستبند مسی می‌بندند تا اعصاب آرامی داشته باشند.»

مشکلات زیاد است

«جواد مسائلی» نیز از دیگر هنرمندان مسگر است. او با اشاره به مشکلاتی که در تأمین ورق مس وجود دارد، می‌گوید: «ما ظرف مسی را عمدتا کیلویی می‌فروشیم که از 240 هزار تومان به بالا قیمت دارد. مردم هم ظرف مسی را کم‌وزیاد خرید می‌کنند؛ ولی قیمت‌ها زیاد شده و وسعشان نمی‌رسد.» او ادامه می‌دهد: «مشکلات در صنایع‌دستی ازجمله مسگری زیاد است و اول‌ازهمه گرانی ورق مس است که مدام گران‌تر می‌شود. ما نمی‌توانیم مس را مستقیم از مس سرچشمه کرمان تهیه کنیم چون در آن صورت باید برای 10 تن بار پول بدهیم و در نوبت هم بمانیم و قیمت 10 تن بار هم خیلی زیاد می‌شود، برای همین ما مس را از تاجرهای تهران تهیه می‌کنیم.»

99 درصد قلع سفیدگری خالص است

«مصطفی زنجانی» 25 سال است که درزمینه سفیدگری مس فعالیت دارد و پدرش نجف علی زنجانی نیز بیش از 50سال است که به سفیدگری می‌پردازد. او می‌گوید: «قلع از کشور مالزی و اندونزی به تهران یا اصفهان می‌آید و بعد ما می‌خریم که به‌صورت کیلویی به فروش می‌رسد و ما شمش قلع را می‌خریم که هر شمش 30 کیلوگرم وزن دارد و هر یک‌کیلو 800 تومان است.»او می‌افزاید: «مس برای بدن منفعت دارد اما باید سفیدگری آن با قلع انجام شود چون خود مس رسوب دارد و این رسوب برای بدن مضر است و باید سفید شود. ما برای سفیدگری از قلع خالص استفاده می‌کنیم که باید حداقل 99 درصد خالص باشد، البته قبلا چون هنوز به مضرات سرب پی نبرده بودند در قلع سرب هم مخلوط می‌کردند اما از وقتی‌که پی بردند سرب ضرر دارد و سرطان‌زاست دیگر از قلع خالص استفاده می‌شود.»این هنرمند تصریح می‌کند: «ظرف‌های مسی از قدیم رواج داشته و برای بدن هم ضرر ندارد، اما ظروف از جنس روی و تفلون و چدن و آلومینیم برای بدن ضرر دارد. ظروف مسی طعم غذا را به خود جذب می‌کند و به خورد بدن می‌رود و برای بدن مفید است؛ اما مردم کم استفاده می‌کنند، چون هم گران شده است و هم به این دلیل که بعد از مدتی قلع آن از بین می‌رود باید دوباره آن را سفید کنند که هزینه دارد؛ برای همین استفاده نمی‌کنند و اگرچه به خاطر گرانی خرید کم شده ولی بازهم آن‌هایی که ظرف مسی دارند، برای سفیدگری می‌آورند که قیمت‌گذاری سفیدگری ظرف‌ها به‌صورت عددی و هم کیلویی است و به مقدار و اندازه ظرف بستگی دارد و معمولا از 20 یا 30 هزار تومان شروع می‌شود.»

ضرورت دقت در سفیدگری مس

«جــعـــفــر جـــعــفرصــالــحی» مــعـــاون صنایع‌دستی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان می‌گوید: «درزمینه مسگری و کلا حوزه صنایع‌دستی اجناس باید حالت کاربردی پیدا کنند و مثلا مسگری باید با محیط‌زیست و بهداشت و مباحث مرتبط دیگر سازگار باشد؛ مثلا ظروف مسی مانند سماور و قابلمه و قاشق و ظروف و لیوان و سایر ظروف مسی قاعدتا به سفیدگری نیاز دارند؛ چون اگر درباره مس سفیدگری انجام نشود، ماده سمی اکسید می‌کند که برای بدن مضر است و الزاما باید مس با قلع سفید شود. قلع هم در ایران خیلی کم وجود دارد و معمولا از شرق آسیا تهیه می‌شود و آن قلع خالصی که موردنظر است گران است و سفیدگرها باید دقت لازم را داشته باشند که اگر درصدهایی از سرب در قلع از حد مجاز خارج شود، کاملا غیراستاندارد و غیربهداشتی است؛ پس همه هنرمندان باید در این مورد دقت کنند و در ظروف و اشیای کاربردی نهایت دقت را داشته باشند و اگر کسی هم دچار خطا می‌شود یا اگر از بازارهای دیگر تأمین می‌شود به‌شدت بایستند و از موضوع خود دفاع کنند تا این برداشت غلط از این محصولات نشود.»

لزوم نگاه خلاقانه در تولید ظروف مسی

او ادامه می‌دهد: «مورد دیگر بحث خلاقیت‌ها و نوآوری است، شاید دیگ مسی در گذشته استفاده زیادی داشت؛ ولی افراد باید در بحث‌های کاربردی دیگر مثل لوسترها و دیوارکوب‌ها و کلید و پریز و هر چیزی که می‌تواند در زندگی مردم دخیل باشد، یک نگاه خلاقانه هم به کارشان داشته باشند. این‌طور نیست که ما بنشینیم مثل صدسال و دویست سال گذشته کار کنیم و بخواهیم بازار خوبی داشته باشیم و بازار را از دست خواهیم داد. یک برهه از زمان مسگری با چکش و سندان و قلم کار می‌کردند اما الان دستگاه‌های خم‌کاری با انواع و اقسام قالب‌ها آمده که نیاز مصرفی عمده تولیدکنندگان کشور را تأمین می‌کند و ما نمی‌توانیم بگوییم خم‌کاری وجود نداشته باشد؛ چون اصلاتعداد هنرمندان و میزان سفارش‌پذیری که بتوانیم از دریچه نگاه یک زیرساخت‌ساز به موضوع نگاه کنیم نمی‌تواند جوابگوی نیاز هنرمندان و تولیدکنندگان این حوزه باشد، پس ما نهایتا  باید به سمتی برویم که این هنرمند خلاقیت به خرج بدهند و هم به سمت خلق زیرساخت‌هایی بروند که پایه آثار فاخر هنری می‌شوند؛ مثلا هنرمندانی که در سرای رحیمه خاتون کار می‌کنند و اکثر کسانی که در  مسگری دستی دارند و دواتگر و زیرساخت‌ساز هستند، برای هنرمندانی کار تولید می‌کنند که آثار فاخر قلم می‌زنند و این افراد تعدادشان واقعا محدود و انگشت‌شمار است که برای یک عده اشخاص خاص تولید می‌کنند و البته باید این انتقال تجربه صورت بگیرد تا ما بتوانیم کماکان آن‌ها را داشته باشیم.» «در خصوص کسانی که به سبک‌و‌سیاق سنتی در زمینه مسگری فعالیت دارند هم باید بگویم که هنوز هنرمندان قلم‌زنی هستند که تعدادشان بالغ‌بر چهارهزار نفر است و اگر 10 درصد آن‌ها قلم فاخر داشته باشند، هنوز ظروف مسی خواهان دارد و مطمئن باشید اگر از کسانی که مسگری به معنای واقعی انجام می‌دهند و سنتی و دقیق کار می‌کنند بپرسید قطعا به شما می‌گویند که ما وقت نداریم که این تعداد را تولید کنیم یعنی بازار کارشان وجود دارد.»

طرح تأسیس اتحادیه سراسری تأمین و توزیع ماده اولیه

جعفرصالحی تصریح می‌کند: «موضوع سوم گرانی مواد اولیه و نوسانات قیمتی است که به وجود می‌آید. در سال گذشته سه یا چهار بار افزایش قیمت داشتیم و این واقعا خطرناک است و تعامل دستگاه‌ها را می‌خواهد. هنرمندان نمی‌توانند مس را مستقیم از سرچشمه کرمان تهیه کنند و تمام مس باهنر تمام چه در قالب مفتول و چه ورق از طریق بازار بورس و شرکت‌های واسطه به فروش می‌رسد. ما متولی عرضه مس در بازار نیستیم، ما دفاعیات مس را انجام دادیم، ما با مسِ باهنر و نماینده‌اش و با بورس حرف زدیم، حتی کسانی که ماده اولیه تولید می‌کردند را با این موضوع درگیر کردیم که بتوانند بدون واسطه این را در اختیار مسگران قرار بدهند ولی به همان بدون واسطه هم آن‌قدر نوسان قیمت خورد که انگیزه را از ادامه فعالیت خیلی از هنرمندان می‌گیرد. تنها راهی که می‌تواند به هنرمندان صنایع‌دستی و ازجمله مسگران کند راه‌اندازی اتحادیه سراسری تأمین و توزیع ماده اولیه است، آن‌هم با این نگاه که سازمان صمت به کسانی که به معنای واقعی در حوزه صنایع‌دستی تولیدکننده هستند مس را به‌گونه‌ای تأمین کند که در بورس گذاشته شود که البته باید مشخصات هنرمندان صنایع‌دستی از معاونت‌های صنایع‌دستی استان‌ها استعلام شود و این افراد مس را بدون حضور در بورس تهیه کنند و حداقل در یک سال ثبات قیمت داشته باشد؛ چون اگر ثبات قیمت نداشته باشد، مسگران انگیزه فعالیت نخواهند داشت و نوسانات قیمت باعث می‌شود که بازارهای خود را از دست بدهند. پس راه‌اندازی اتحادیه تأمین و توزیع مواد اولیه از اولویت‌های کاری است که ما بارها و بارها اعلام کردیم، نیاز را می‌دانیم ولی به حمایت و هم‌افزایی بین دستگاه‌ها نیاز است و باید از افرادی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، دفاع کنند. حفظ فرهنگ هزینه دارد و بخشی از هزینه هم می‌تواند حمایت از هنرمندان برای تأمین ماده اولیه،به‌ویژه بخش مس باشد.»

تأمین مس باید بدون واسطه باشد

معاون صنایع‌دستی اداره کل میراث فرهنگی استان تصریح می‌کند: «وقتی در میدان امام قدم می‌زنیم بازار مسگرها و آن صدای چکش‌ها واقعا نوای موسیقی بسیار ارزشمند و آرامش‌بخشی به همه ازجمله به مسافران منتقل می‌کنند که همه این‌ها ارزش‌های ماست و کسانی که اهل‌فن و اهل‌قلم هستند باید آن‌قدر به این موضوعات بپردازند تا همه به این باور برسند که باید به هنرمندان نگاه ویژه‌ای داشت. اگر ما متولی تأمین و توزیع ماده اولیه مسگران بودیم، همین کار را می‌کردیم اما مشکل این است که مس از جای دیگر تأمین می‌شود و ما تلاش خود را کردیم و ایجاد اتحادیه را پیشنهاد دادیم که تأمین مس بدون واسطه باشد؛ ولی این عزیزان تابه‌حال مقاومت کردند و گفتند ما تمام اقلاممان را از بورس به فروش می‌رسانیم؛ اینجاست که یک مقدار اگر بیشتر هنرمندان درخواست‌هایشان را منطقی مطرح کنند، ما هم برای مطرح‌کردن این موضوعات زبان آن‌ها هستیم تا ان‌شاءالله همه به این باور برسیم که به این عزیزان کمک کنیم.»
او می‌افزاید: «قطعا یکی از عمده‌ترین بحث‌های ما تبلیغ و ترویج به معنای واقعی است. اینکه یک تحلیلگر مکانیکی بگوید اگر مس چکش بخورد مقاومت و استحکام و بافت مولکولی آن تغییر  پیدا می‌کند، ولی اگر در دستگاه و قالب و خم‌کاری برود چه اتفاقی برایش می‌افتد این تبلیغ و بحث فنی است و این بحث‌های فنی باید کارشان را به حدی دقیق تشریح کنند که بتوانند مخاطب‌های خاص خودشان را جذب کنند. خیلی از ظرف‌های مسی قدیمی که به‌صورت آثار خاص خریدوفروش می‌شود، چکش‌کاری شده‌اند و علت استحکام و دوام آن‌ها هم همین چکشی است که روی آن‌ها آمده و سال‌های سال استحکامشان را بالابرده است؛ حتی این موضوع در برنامه‌های تلویزیونی تولید و پخش شود و به موضوع قلعی که به ظروف مسی می‌زنند بپردازند تا استقبال مردم بیشتر شود.»
من به این می‌اندیشم که مگر هنرمندان چه خواسته غیرمنطقی دارند که از آن‌ها درخواست می‌شود خواسته خود را منطقی مطرح کنند! مگر هنرمند مسگر جز بارها چکش‌کوبیدن بر فلز مس چه خطایی می‌کند که باید بر موضع خود مبنی بر عدم خطا بایستند! چرا خلاقیت و نوآوری یعنی عدم تولید دیگ مسی بسان صدسال و دویست‌سال گذشته! و مگر همه مسگران چکش‌کار باید به تولید زیرساخت لازم برای تولید آثار هنری فاخر روی بیاورند تا شاید دخلشان با خرجشان بخواند! نمی‌دانم اما شاید راه‌اندازی اتحادیه سراسری تأمین و توزیع ماده اولیه اندکی راهگشا باشد، البته شاید.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.