محور جذاب اما مهجور اصفهان

پرونده اصفهان‌زیبا درباره گورت؛ مقصدی گردشگری که نادیده گرفته شده است

هوای معتدل «گورت» باعث شده مأمن کبوتران شود؛ کبوترانی که با طلوع خورشید از «کبوترخانه»‌های شرقی‌ترین منطقه شهر، پرواز را آغاز می‌کنند و پیش از غروب به برج مسکونی‌شان بازمی‌گردند و این زندگی روزمره ساده، هم به سود خودشان است هم نفعی به کشاورزان و مالکان برج‌ها می‌رساند. ما مهمان یک تور نیم‌روزه به میزبانی دو خانواده اهل معماری و مرمت شده‌ایم تا به دیدار جایی برویم که قرار بوده «محور گردشگری کبوترخانه‌های اصفهان» شود؛ اما کبوترخانه‌هایش هنوز چشم انتظار مرمت‌اند. گورت ظرفیت‌های بسیاری برای تبدیل‌شدن به یک مقصد جذاب گردشگری دارد؛ اگر آن را دریابیم و برای احیا و تقویت زیرساخت‌ها و معرفی‌اش برنامه‌ریزی هوشمندانه‌ای انجام دهیم.

شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹

تورهای نیم‌روزه، معجزه‌های کوچکی هستند که مخصوصا در ایام کرونا قرار است با حفظ سلامتی جسمی‌مان، روح خسته‌مان را هم درمان کنند. برای همین است که متخصصان سفر توصیه می‌کنند به جای تعطیل‌کردن گردشگری، سفرهای کوتاه به مقاصد نزدیک را جایگزین و پروتکل‌های بهداشتی را هم رعایت کنیم. جدیدترین سفری که در این زمینه تجربه کردم، دیدن گورت بود؛ محله‌ای که فقط پنج‌کیلومتر با اصفهان فاصله داشته و اخیرا هم جزو منطقه 15 شهرداری اصفهان محسوب شده است. مبدأمان باغ‌گل‌هاست و کل مدت سفر صبح ‌جمعه‌ای‌مان تقریبا چهار ساعت طول می‌کشد. میزبان و راهنمای گروهمان، خانم پاکنژاد و آژانس طلوع سفریاد است و جالب اینکه درباره پدر او پیش از این در همین صفحه دو گزارش و البته یک پرونده ویژه منتشر کرده‌ایم؛ آن هم به بهانه برگزاری جلسه دفاع یک پایان‌نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید بهشتی که به روایت چهار سال کار یک دانشجوی معماری در کارگاه استاد محمد پاکنژاد اختصاص داشت. بخت همراهی خود استاد محمد را هم در بازدید گورت داریم و در میانه مسیر فرصت گفت‌و‌گو با او و شنیدن خاطرات مربوط به فعالیتش در فرانسه و ایران را هم.

مسجد قلعه گورت چشم‌انتظار رسیدگی

تا گورت، راه زیادی نیست. قرار است برویم جایی که معنای نامش «نسیم خوش» است و از واژه گواتر یا گوارت گرفته شده است؛ جایی میان دشت کویر مرکزی و رشته کوه زاگرس مرکزی که نامش هم از هوای معتدلش آمده و همین هوا هم بوده که اینجا را مأمن کبوتران کرده است. گورت را به برج‌های کبوتر می‌شناسیم و قرار بوده «محور گردشگری کبوترخانه‌ها» یا «پارک طبیعی و تاریخی کبوترخانه‌ها» را برایش تعریف کنند اما این اتفاق هنوز نیفتاده، تقریبا اکثر کبوترخانه‌هایش نیاز به مرمت فوری پیدا کرده‌اند و تعداد کبوتر چاهی‌هایی که نسل به نسل اینجا در این برج‌ها بوده‌اند، هر روز کمتر و کمتر می‌شود. آن‌طور که در خبرها آمده (ایرنا، فروردین99)، 12 برج از مجموع 20 برج گورت ثبت ملی شده‌اند که یکی قدمت ایلخانی دارد، 9 برج صفوی هستند و دو برج قاجاری.ما بازدیدمان را از «برج قلعه گورت» آغاز می‌کنیم و مسجدی که روبه‌روی برج قرار دارد کنار درخت توت کهن‌سال محله. طاق ریخته مسجد را هم استاد محمد مرمت کرده است. محمد کاظمی، میزبان محلی است که همین‌جا روبه‌روی برج قلعه گورت به استقبالمان می‌آید و راهنمایی گروه را در تمام‌مدت بازدید بر عهده دارد. تحصیلکرده دکترای حقوق است و زاده و علاقه‌مند به گورت. مسجد را می‌بینیم. رد پای تاریخ در گوشه‌گوشه بنا دیده می‌شود. حتی می‌گویند سفال‌هایی پیدا شده و قدمتش به نظر می‌رسد به دوران صفوی برسد اما پژوهش دقیقی نشده و مسجد چشم‌انتظار توجه مانده است.

گردشگری اسب و کبوترخانه‌ها

از مسجد که بیرون می‌آییم، به سمت ردیف برج‌های کبوتر می‌رویم. از این فاصله ردیفی از شش برج پیش روی‌مان می‌بینیم که عرض و ارتفاعشان متفاوت است. برخی مالک‌های خصوصی دارند و قابل بازدید نیستند و برخی را هم می‌توانیم از درهای کوچکشان به زحمت عبور کنیم و مهمان منزل کبوتران شویم.
برای من که نه تنها «ترس از ارتفاع» ندارم بلکه «عشق ارتفاع» دارم، اولویت بالارفتن از پله‌های برج و رسیدن بر بام است. پله‌های برج اول اما مناسب حضور همه اعضای گروه نیست. بنابراین با احتیاط کامل به همراه دو عضو دیگر گروه رهسپار بام می‌شویم. آن بالا دورنمای برج‌های کبوتر و خانه‌های گورت دیدنی است. همسفرانمان راهی دیدن برج دیگری می‌شوند و ما ترجیح می‌دهیم از دورنمای چنین منظره‌ای لذت ببریم. آبی آسمان، خاکی برج‌ها، کوه، خانه‌ها و حتی ردیف درخت‌های بید دسته‌بیلی حتی در زمستان هم زیباست. تصور کنید اگر اینجا به محور گردشگری کبوترخانه‌ها تبدیل شود و در بهار و تابستان برای دیدنش بیایید، چه لذتی دارد! اسب‌سواری از دور می‌بینم و به ذهنم می‌رسد که اگر یک مجموعه گردشگری اسب هم برای اینجا تدارک ببینند دیگر عیش تمام است! پارک کبوترخانه‌ها، اسب‌سواری در اینجا که مرا به یاد مجموعه گردشگری اسب اشکذر یزد می‌اندازد و حتی مسیر مورد‌علاقه کوه‌نوردان تا دژ باستانی بر قله کوه مقابل. گورت حتما می‌تواند مقصد گردشگری جذابی برای اهالی طبیعت و تاریخ‌گردی باشد.معماری برج‌ها متفاوت است و می‌توانید در هر کدام دست‌کم دو ساعت تمام عکاسی کنید. فضاهایی ویژه و اصیل و جذاب. در اصفهان هم البته چند برج کبوتر داریم مانند «برج کبوتر آذربهرام» که به سفره‌خانه تبدیل شده و «برج کبوتر مرداویج» که فعلا درهایش به روی گردشگران بسته است. اما این برج‌ها فرق می‌کنند؛ نور و معماری و اتمسفرشان متفاوت است.

حلاوت زندگی در گورت

از کبوترخانه‌دیدن که فارغ می‌شویم، بـــه خـــانه‌هــای تـــاریـــخی گورت می‌رسیم. دو خانه می‌بینیم که مانند تک‌جواهرهایی ضرب‌دیده و رنجیده در میان خانه‌های چند طبقه جدید اما بی‌روح، می‌درخشند. حال یکی‌شان بهتر است. به راهنمایی راهنمای محلی واردش می‌شویم. در دست تعمیر است. از راهرو که می‌گذریم، دیدن شومینه و اتاق و درگاهی‌ها حسابی همسفری‌ها را سر ذوق می‌آورد؛ آن‌قدر که یک نفر از آقای کاظمی می‌پرسد: «اینجا رو خریدین که بوم‌گردی‌اش کنین؟» او بی‌هیچ تأملی جواب می‌دهد: «نه! فقط زندگی، زندگی». و این حرف چنان حلاوتی دارد که نگو و نپرس! همسفر دیگر می‌پرسد: «آقای کاظمی چند تا بچه دارید؟» او پاسخ می‌دهد: «سه تا!» و همسفری شوخ طبع دیگر از گوشه اتاق بلافاصله با تأکید می‌گوید: «شما چهارتا حساب کن! منم یکی از بچه‌هات!» همه می‌خندیم و راهی حیاط خانه می‌شویم. جایی که قرار است چای آتشی را همراه خانواده گورتی بخوریم و دفتر سندهایشان را هم ببینیم. روی جلد دفتر نوشته‌اند: «نسیم دهکده من، اسناد تاریخی گورت شامل عمارت‌ها، کبوترخانه‌ها، قنات‌ها، صحاری و شناخت شخصیت‌های بزرگ و نامدار گورت. تهیه‌کنندگان و گردآورندگان: مهندس مهدی بدیعی، مهندس مجید بدیعی». دفتر را ورق می‌زنیم و قباله‌ها و اسنادی با اسامی مختلف می‌بینیم؛ آقا ملاحسن، آقامحمدباقر، آقا صادق، خانه عبدالله، نقاره‌خانه‌ای که تخریب شده و حتی آیت الله خاتون‌آبادی... از تماشای دفتر جذاب تاریخ گورت که فارغ می‌شویم، به دیدن برج کبوتر مرمت‌شده‌ای می‌رویم که نزدیک خانه است. فکر کنید منظره حیاط دلباز خانه‌تان یک کبوترخانه باشد! از این جا به سمت خانه تاریخی‌ای می‌رویم که به نظر می‌رسد رها شده است. دیوار ندارد و از سطح کوچه پایین‌تر است و یکه و تنها در میان خانه‌های نو هنوز می‌درخشد. در اتاق‌های این خانه می‌گردم و عکاسی می‌کنم و این نقطه پایان سفر درون‌شهری ما به گورت است. بگذارید بگویم امیدوارم به زودی قدر گورت را درک کنیم، برایش برنامه‌های احیای میراثی و ارتقای گردشگری طراحی کنیم تا به زودی به پاتوق پررونق آخر هفته اصفهانی‌ها تبدیل شود.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.