قصه فرسودگی «لالمی»‌ها

سهیل رحیمی، دکترای روان‌شناسی در گفت‌وگو با اصفهان زیبا از استرس‌های شغل روزنامه‌نگاری می‌گوید

حدود دو هفته پیش، شیده لالمی، خبرنگار خبره و شناخته‌شده حوزه اجتماعی بر اثر گاز گرفتگی فوت کرد و با مرگ خودخواسته‌اش بسیاری از خبرنگاران و همکارانی را که با او در تعامل و در این حوزه فعالیت کرده‌ بودند، در بهت و شگفتی فرو برد؛ چرا که از نظر همه آن‌ها لالمی، خبرنگاری پرانرژی و خستگی ناپذیر بود که با عشق و علاقه وافر به حرفه‌اش فعالیت می‌کرد. پس از این مرگ خودخواسته برخی حوزه کاری و سر وکارداشتن او با واقعیت‌های تلخ اجتماعی را در مرگش دخیل دانستند و عنوان کردند شاید یکی از دلایلی که او را به این کار واداشته 20 سال فعالیت خبرنگاری در حوزه اجتماعی بوده است؛ موضوعی که البته صحت‌وسقم آن تأیید نشده است و نمی‌توان به‌طور قطع آن را علت مرگ خودخواسته او دانست؛

شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۹

اما این مسئله باعث شد با سهیل رحیمی، دکترای تخصصی روان‌شناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در رابطه با فشارها و استرس‌هایی که خبرنگاران اجتماعی در طول عمر حرفه‌ای خود متحمل می‌شوند و راهکارهای کاهش آن به گفت‌وگو بنشینیم.

خبرنگاران، به خصوص آن دسته از افرادی که در حوزه اجتماعی مشغول به کار هستند، معمولا بیشتر از دیگران در معرض انواع اخبار ناگوار و ناخوشایند قرار می‌گیرند و به‌دلیل حوزه فعالیتشان موشکافانه به بیان زشتی‌ها و واقعیت‌های جامعه می‌پردازند. این موضوع به نظر شما تا چه میزان خبرنگاران اجتماعی را در معرض ابتلا به اختلال‌ها و فشارهای روحی‌روانی  قرار می‌دهد؟

خبرنگاری شغلی بسیار پُر استرس به‌شمار می‌آید و خبرنگاران مجبور به تحمل سطح بسیار بالایی از اســتــرس‌‌هــا هسـتنــد؛ به‌ویژه خبرنگارانی که در حوزه اجتماعی کار می‌کنند. خبرنگاران این حوزه باید هم به‌روز و هم با اعماق جامعه در ارتباط باشند. مدام نیز با پلیدی‌ها و سیاهی‌های موجود در اجتماع مواجه‌اند و این موضوع بر روح و روان آن‌ها تأثیر می‌گذارد. قطعا زمانی که حد استرس افراد افزایش پیدا می‌کند (چون هر فرد تنها سطحی از استرس را می‌تواند تحمل کند)، بدن به دلیل اینکه منابع مقابله خود را از دست می‌دهد، دچار فرسودگی می‌شود.
انسان‌ها ازلحاظ فیزیولوژیکی چرخه ثابتی را طی می‌کنند؛ یعنی در ابتدا منابع بدن تهییج می‌شوند و فرد را برای تجربه استرس آماده می‌کنند؛ معمولا منابع بدن بر اثر هورمونی به نام «کورتیزول» تهییج می‌شوند.
زمانی که فرد دچار استرس می‌شود، از قند خونی استفاده می‌کند که در کبد وجود دارد. اگر میزان استرس ایجادشده، بیشتر از حد معمول باشد، فرد علاوه بر قندها مجبور به استفاده از منابع پروتئینی و چربی نیز می‌شود تا بتواند با شرایط به‌وجودآمده، مقابله کند. تا زمانی که استرس باقی است، فرد در حالت تهییج می‌ماند و بعد از آن، بدن شروع به بازسازی منابع مصرف‌شده می‌کند و این مسئله خودش را در شکل و شمایل خستگی‌های جسمی، بی‌نظمی در خواب، بی‌حوصلگی و گاهی اوقات سنگینی‌های بدنی نشان می‌دهد.
زمانی که خبرنگار تصمیم دارد، خبری را با عجله تهیه کند (و با توجه به اینکه انواع پلیدی‌ها و سیاهی‌های موجود در جامعه را مشاهده می‌کند) تا زمانی که خبر منتشر شود و پیامدهای انتشار آن گریبان او را بگیرد، بدن خبرنگار در حالت آماده‌باش تمام است. پس از آن، بدن فرسوده می‌خواهد بازسازی کند؛ اما خبرنگار دوباره برای تهیه خبر دیگر اعزام می‌شود. درواقع روند کار خبرنگار دارای چرخه‌ای دائمی است؛ بدون اینکه بدن به آرامش برسد. در درازمدت، عملا تمام ذخایر بدن مصرف و فرسوده می‌شود.
علت اینکه گفته می‌شود خبرنگاری ازجــمــلــه حـرفـه‌هــایــی است که فرسودگی شغلی در آن بالاست نیز به همین خاطر است. علاوه براین، زمانی که افراد مکرر با اخبار ناگوار سر و کار داشته باشند، امکان ابتلا به اختلال روانی به نام اختلال «استرس پس از سانحه» در آن‌ها افزایش پیدا می‌کند. این اختلال ، هنگامی بروز می‌کند که افراد با برخی از حوادث ناگهانی روبه‌رومی‌ شوند؛ مثل سیل، تصادف، زلزله و... .
اگر فرد  تا دو ماه پس از این حوادث، حمایت‌های روانی نشود به احتمال زیاد به این اختلال مبتلا می‌شود و این مسئله خودش را در کابوس‌های شبانه، ترس‌ها و ایجاد حس ناامیدی، یأس و بی‌خوابی‌های شبانه (به‌طوری‌که فرد از خوابیدن وحشت دارد) نشان می‌دهد. این اختلال به‌مرور فراگیر می‌شود و پس از آن تمامی زندگی فرد را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
اختلال «استرس پس از سانحه» ابتدا در سربازان جنگ آمریکا و ویتنام بروز کرد و پس از آن در سایر افراد نیز مشاهده شد. یکی از اتفاق‌هایی که در همین جریان کرونا رخ داده این است که تلویزیون مرتب اخبار مربوط به مبتلایان کرونا و مرگ‌ومیرهای ناشی از آن را اعلام می‌کند؛ درحالی‌که تکرار مداوم این اخبار ناگوار افراد را آماده ابتلا به این اختلا ل می‌کند. خبرنگار حوادث و اجتماعی زمانی که به‌طور دائم با این مسائل روبه‌رو شود، امکان ابتلایش به اختلال استرس پس از سانحه افزایش می‌یابد. متأسفانه این اختلال با درجات مختلف در خبرنگاران بالاست.

آیا اختلال «استرس پس از سانحه» کوتاه‌مدت است یا فرایندی بلندمدت به شمار می‌آید؟

اگر فرد تا دوماه، حمایت‌های روانی نشود، این اختلال به فرایندی بلندمدت و با اثرات ماندگار تبدیل می‌شود که نیاز به مراقبت‌های روانی دارد و اگر علائم خیلی ناراحت‌کننده باشد، فرد باید تحت دارودرمــانی و روان‌درمانــی‌های طولانی مدت قرار گیرد.
 علاوه براین، موضوع احساسات و عواطف نیز در این مسئله پیش می‌‌آید؛ به‌گونه‌ای که خبرنگاران اجتماعی بیش از اندازه رقیق القلب و دچار تأثرهای شدید می‌شوند یا اینکه بی‌حسی و کرختی روانی پیدا می‌کنند. آن‌ها به این دلیل که با حوادث مختلف  روبه‌رو می‌شوند، حساسیت اجتماعی‌شان را از دست می‌دهند و بی‌تفاوت می‌شوند. انگار خبرنگاری است که در حوزه ورزش، مجلس یا اقتصاد فعالیت می‌کند. هنگامی که حساسیت این افراد کم می‌شود، از حرفه حساس خبرنگاری دور و تبدیل به رباتی می‌شوند که فقط کار انجام می‌دهد.
زمانی که خبرنگاری حساسیت اجتماعی‌اش را از دست می‌دهد، نمی‌تواند خبر خوب تهیه کند و روی دردهای اجتماع دست گذاشته و آن‌ها را به نمایش بگذارد. از طرف دیگر، رقیق‌القلب بودن نیز باعث می‌شود که نتواند در حرفه خبرنگاری دوام بیاورد و به‌دلیل تحریک بیش‌ازحد عواطف مجبور می‌شود شغلش را کنار بگذارد.

ویژگی‌های شخصیتی خبرنگاران نــیــز بر این مســئلــه تأثیــرگذار است؟

ویژگی‌های اجتماعی، شخصیتی و تربیتی خبرنگاران در این موضوع کاملا دخیل هستند. ما حاصل تربیت جامعه هستیم و نمی‌توانیم از فرهنگ غالب بر آن به دور باشیم. برخی از ما از این فرهنگ به‌شدت تأثیر پذیرفته‌ایم و بعضی دیگر کمتر.  علاوه بر این، تیپ‌های شخصیتی افراد (درون‌گرا، برون‌گرا، متفکر و احساسی) بر سطح استرس تأثیر می‌گذارد. روان‌شناسان در این حوزه از نظریه دانشمندی به نام «فریدمن» استفاده می کنند. او می‌گوید که تیپ‌های شخصیتی به دو دسته A و B تقسیم می‌شوند. گروه اول، افرادی هستند که به قول معروف، برای دنبال‌کردن موضوع‌های مختلف، سرشان درد می‌کند و گوش به زنگ هستند. این افراد، متأسفانه مستعد ابتلا به بیماری‌های قلبی‌عروقی نیز هستند.
تیپ‌های دسته دوم، اما خیلی آرام‌تر و خون‌سردتر هستند. حال تصور کنید فردی که تیپ شخصیتیA دارد، خبرنگار شود. این فرد، علاوه بر تحمل استرس‌های فراوان، احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی‌عروقی را هم دارد.
نکته دیگر اینکه، خبرنگاران چشم بینای جامعه هستند و باید همیشه پرفروغ و نورانی باشند. زمانی که کار آن‌ها آغشته به استرس باشد و حمایت و تأمین اجتماعی نشوند (به‌عنوان‌مثال، سندیکایی نباشد که حق و حقوق آن‌ها را دنبال کند)، مدام درگیر مسائل شغلی می‌شوند و فشارهای اجتماعی زیادی را تحمل می‌کنند؛ در حالی ‌که خبرنگاران باید به این مسائل اطمینان خاطر داشته باشند، در غیر این صورت، مستعد تحمل فشارهای روحی‌روانی بسیاری شده و زودتر به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا می‌شوند.
 اگر خبرنگار در جامعه‌ای زندگی می‌کند که شرایط خوب است و جامعه از او حمایت می‌کند، با اطمینان کافی به شغل خود می‌پردازد؛ اما اگر در جامعه‌ای زندگی می‌کند که ساکنان آن حساسیت اجتماعی‌شان را درباره خیلی از مسائل (مثل آلودگی هوا) از دست داده‌اند و بی‌تفاوت شده‌اند، قطعا این بی‌تفاوتی بر کار خبرنگار نیز تأثیر می‌گذارد؛ زیرا او نیز از بستر جامعه است و فردی روشنفکر به‌شمار می‌آید که به مسائل مختلف حساس‌تر است؛ اما به‌هرحال او هم نیازهای مربوط به خود را دارد و درگیر مسائل امرار معاش است و باید زندگی کند. فقط درجه حساسیت خبرنگار نسبت به بقیه بالاتر است.  این درجه حساسیت بالاتر می‌تواند خطرناک‌تر باشد و باعث افزایش اختلال‌های روحی‌روانی در او شود. شاید خبرنگار به اختلال شدید مبتلا نشود، اما اختلال مزمن یا استرس و اضطراب مبهم را در خود به‌طور دائم حس می‌کند.

آیــا شـدت اســتــرس‌هــا و اضطراب‌هایی که خبرنگاران حوزه اجتماعی تحمل می‌کنند، ممکن است باعث شود که آن‌ها دست به رفتارهای پُرخطر مثل خودکشی بزنند؟

این امکان وجود دارد؛ فرسودگی در حرفه خبرنگاری بالاست. فرسودگی شغلی دو جنبه جسمانی و اجتماعی دارد که بعد دوم خودش را در روابط خبرنگار با دیگران نشان می دهد؛ به‌عنوان‌مثال، فرد خبرنگار در روابط با دیگران ممکن است دست به پرخاشگری بزند یا در حرفه خود اهمال‌کاری کند. علاوه براین، جنبه دیگری وجود دارد که فرد را دچار مسخ شخصیتی می‌کند؛ به این معنا که فرد به دلیل اینکه در کارش غرق شده، خویشتن را فراموش می‌کند و از خود فاصله می‌گیرد.
این جنبه بسیار خطرناک است؛ چراکه او  صرفا برای تأمین امرار معاش کار می‌کند و از ماهیتش فاصله می‌گیرد؛ پس برایش فرقی ندارد که خبرنگار اجتماعی باشد یا روان‌شناس یا راننده یا... .  
بی‌تفاوتی مطلق خطر و هشداری به خبرنگار است که باید مراقب خود باشد و حتی اگر لازم است هر از گاهی حوزه کاری‌اش را عوض کند یا مدتی را به استراحت بگذراند؛ همان‌طور که در خارج از کشور به خبرنگاران مرخصی‌های اجباری داده می‌شود تا به خودشان بیایند و به زندگی واقعی بازگردند؛ زیرا خبرنگاری که مدام در معرض اخبار ناگوار قرار می‌گیرد، دنیا را بیش از اندازه تیره و تار می‌بیند.  زمانی که خبرنگار حساسیت اجتماعی‌اش را از دست بدهد، اتفاقی بسیار بد و نامطلوب برای او محسوب می‌شود.

راهکار اساسی که خبرنگاران این حوزه به واسطه آن بتوانند از شدت استرس و اضطراب خود بکاهند، چیست؟

باید حرفه خبرنگاری را مقدس شمرد؛ زیرا انسان‌های فرهیخته که چشم و چراغ جامعه هستند در آن کار می‌کنند؛ پس در وهله اول، خود خبرنگاران باید سطح کاری‌شان را ارتقا دهند و تلاش کنند تا شرایط کاری بهتری را فراهم کرده و مطالبات حرفه‌ای را افزایش دهند و امنیت شغلی ایجاد کنند. این مسئله باعث می‌شود خبرنگاران در خصوص مسائل بی‌تفاوت نباشند و اعتبار حرفه خبرنگاری را بالا ببرند؛ از سوی دیگر، پیش‌کسوتان پا به میدان بگذارند و بیشتر تلاش کنند تا این حرفه را پاس بدارند. باید جا بیفتد که خبرنگاری، شغلی پر استرس است. دولت و مجلس هم بایدتسهیلات رفاهی و اجتماعی در اختیار خبرنگاران قرار دهند و برای آن‌ها فرصت‌های مطالعاتی و استراحتی در نظر بگیرند.
علاوه بر این، خبرنگاران شرایطی به وجود آورند که بتوانند روح و روانشان را پالایش و تخلیه هیجانی کنند؛ پس موسیقی آرام و کلاسیک گوش دهند، فیلم ببینند، ورزش کنند و انرژی‌های منفی را از بین ببرند و به جای آن انرژی‌های مثبت جذب کنند. این برنامه و تخلیه هیجانی باید به طور منظم و به صورت روزانه انجام شود. تفکر و خلوت‌کردن در دل طبیعت می‌تواند حال خبرنگاران را بسیار بهتر کند.
خبرنگاران در صورت مشاهده علائم خاص باید خیلی سریع از روان‌پزشک کمک بگیرند و به هیچ عنوان غفلت نکنند. همان‌طور که در بسیاری از کارخانه‌ها، روان‌شناسی برای کمک به کارمندان مستقر می‌شود، در دفاتر روزنامه هم باید یک یا دو روز در هفته روان‌شناسی حاضر شود و به خبرنگاران خدمت ارائه کند؛ به علاوه این‌که خبرنگاران زمانی که از حرفه خود فاصله می‌گیرند، باید دیگر تسلیم جعبه جادویی یا شبکه‌های مجازی نشوند و از آن‌ها کمی فاصله بگیرند تا برای یک شروع مجدد آماده شوند.
نکته دیگر اینکه خبرنگاران به دلیل عجله و شتاب در تنظیم و تهیه خبر معمولا از غذاهای آماده استفاده می‌کنند، تندتند غذا می‌خورند و همین هم باعث افزایش بیماری‌های روان‌تنی مثل سوزش سر معده و زخم معده و... می‌شود؛ پس بهتر است که معدل تغذیه‌شان را عوض کنند.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.