مبارزه با نژادپرستی

نگاهی به فیلم کشتن مرغ مقلد

اگر شما در آمریکای دهه‌ شصت زندگی می‌کردید؛ احتمالا بیشتر با حوادث فیلم و کتاب «کشتن مرغ مقلد» همذات‌پنداری می‌کردید، جمعیت زیاد آفریقایی آمریکایی‌ها در طول تاریخ آمریکا همواره مورد نژادپرستی قرار گرفته‌اند. نژادپرستی چیزی است که با ترندهای این روزهای شبکه‌های اجتماعی، بیشتر به چشم می‌آید؛ موضوع اصلی کتاب و فیلم «کشتن مرغ مقلد» هم بیشتر در مورد نژادپرستی است، هر چند موضوع ناراحت کننده‌اش با لحن شیرین و کودکانه‌ رمان، به چشم نمی‌آید.

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۹

هارپر لی مرغ مینا را به عنوان نمادی از معصومیت انتخاب کرده است، به‌خصوص معصومیت دو کودک داستان که شخصیت اصلی رمان هستند. وقتی که اتیکاس فینچ برای فرزندانش، تفنگ بادی می‌گیرد؛ به آن‌ها می‌گوید کشتن مرغ مینا گناه به حساب ‌می‌آید چون تنها کاری که می‌کند، آواز خواندن برای انسان‌هاست تا لذت ببرند. اسکات که داستان «کشتن مرغ مقلد» از زبان او روایت می‌شود، توصیف دقیق و بازیگوشانه‌ای از شهرش می‌دهد؛ یک شهر جنوبی و گرم در آمریکا که مردمش عمدتا فقیرند اما مشکل آن‌ها فقری که آن‌‌ها عملا وادار به مبادله‌ کالا به کالا کرده، نیست. آن‌ها دید اشتباهی نسبت به جامعه‌ سیاهپوست و هر کسی که با آن‌ها در ارتباط است، دارند و انگار تنها مشکلشان، دانستن عاقبت مردی سیاهپوست است و به راحتی مرگ او را می‌پذیرند. در نهایت جهان معصومانه‌ کودکان، به جهان پیچیده‌ بزرگ‌ترها نزدیک‌تر می‌شود، اما این دید بی‌طرفانه و ساده‌ راوی داستان، «کشتن مرغ مقلد» را دلنشین کرده. بیشتر کنجکاوی اسکات و دوستانش درمورد همسایه‌ عجیبشان است، اما دفاع پدر اسکات از یک سیاهپوست، دیدگاه آن‌ها را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. مرغ مینای داستان، سیاهپوستی به نام تام رابینسون است که به اتهام تجاوز به یک دختر سفیدپوست، محاکمه می‌شود و اتیکاس فینچ وکالت او را به عهده دارد. رمان هر چند ممکن است در ظاهر چیزی برای گفتن نداشته باشد، اما هارپر لی داستانی را خلق کرده که تا مدت‌ها اثرش روی شما خواهد ماند، به‌خصوص حرف‌های جالبی که اتیکاس در توضیح بعضی مسائل به دو کودکش می‌زند. نکته‌ جالب دیگر، پایان «کشتن مرغ مقلد» است؛ انگاری که کشته‌شدن سیاهپوست‌ها چیز پذیرفته شده‌ای باشد، حتی اتیکاس فینچ هم سؤال بیشتری نمی‌پرسد. وقتی صحبت از فیلم می‌شود؛ معمولا به اندازه‌ رمانش به چشم نمی‌آید، معمولا کتاب‌ها با جزئیات خیلی بیشتری روایت شده‌اند و دیدن فیلمشان برای خوره‌های کتاب زیاد جالب نیست. «کشتن مرغ مقلد» مثل بیشتر فیلم‌هایی که از رمان‌های معروف و خوب ساخته شده‌اند، ممکن بود ناامیدکننده باشد؛  اما فیلمی که از روی این کتاب به خصوص ساخته شده است؛ همچنان جزو تأثیرگذارترین و محبوب‌ترین فیلم‌های کلاسیک جهان به شمار می‌آید. یکی از بهترین صحنه‌های فیلم، وقتی است که اتیکاس پس از اعلام حکم دادگاه و ناامید از نجات موکلش، در میان دادگاه ایستاده است و سیاهپوست‌ها به احترام او از آنجا بیرون نمی‌روند و اسکات در میان آن‌ها دور از چشم پدرش، شاهد روند دادگاه بوده است. بازیگرهای فیلم انتخاب‌های مناسبی بودند و حتی هارپر لی می‌گوید نتوانسته است کس دیگری را به جز گریگوری پک در نقش اتیکاس تصور کند؛ راستش به نظر من هم، تا ابد او همان اتیکاس فینچ خواهد ماند. «کشتن مرغ مقلد» در دوره‌ای از سینمای آمریکا ساخته شد که مسائلی مثل تجاوز، چندان مطرح نمی‌شدند یا سانسور می‌شدند؛ برای همین خیلی سربسته به تجاوز و آزار جنسی پرداخته شده است. این فیلم مثل رمانش، از دیدگاه اسکات روایت می‌شود.

 

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.