شکست با حفظ هویت بهتر از پیروزی با انکار هویت

محمد شریف شاهی، فعال سیاسی اصلاح طلب در گفتگو با «اصفهان زیباآنلاین»: توفیق در انتخابات منوط به تحقق یک رقابت آزاد و منصفانه است

28 خرداد سراسر کشور شاهد برگزاری سیزدهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری و ششمین دوره از انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا است. رویدادی که جدای از ویژگی‌های مختص به خود تحت تأثیر عوامل بسیاری در سطح ملی و بین المللی از لحاظ سیاسی و اقتصادی قرار دارد و از سوی دیگر چالش‌هایی چون نحوه مشارکت مردم، بررسی صلاحیت داوطلبان،‌ چگونگی حضور احزاب و جناح‌های سیاسی در این رقابت مورد بحث و گمانه زنی های فراوان است و پیش بینی در خصوص آن را دشوار کرده است. لذا اهمیت این انتخابات لزوم توجه به آن را بسیار بالا برده است و تا برگزاری آن در خرداد ماه باید تمامی ابعاد آن بخصوص رویکردهای انتخاباتی از سوی احزاب و همچنین رفتار جامعه هدف به دقت کارشناسی و تحلیل شود. 

دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

«اصفهان زیبا آنلاین» در بررسی این شرایط برخاسته از فضای انتخاباتی با محمد شریف شاهی، استاد دانشگاه و عضو شورای مرکزی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی گفت و گو کرد. به گفته این کارشناس در پیش بینی میزان مشارکت مردم در هر انتخاباتی باید رفتارهای مجموعه نهادهای حکمرانی آن کشور مورد بررسی قرار گیرد. اینکه آن‌ها تا چه اندازه توانسته‌اند حس رضایت و اعتماد را به جامعه القاء کنند. این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین نبود اهداف ایجابی مشخص در احزاب و میل به استمرار آن را زمینه ناکامی و ناکارآمدی آن‌ها می‌داند. در ادامه مشروح این گفت و گو را می‌خوانید.

این روزها دغدغه کاهش مشارکت مردم در این دوره از انتخابات بسیار مطرح است. آنچه در انتخابات اسفند 98 نیز با آن مواجهه بوده‌ایم. پیش بینی شما از مشارکت مردمی در انتخابات خرداد ماه چیست؟

جامعه همانطور که مخاطب پیام است، صادر کننده پیام نیز خواهد بود. پیش بینی رفتار جامعه دشوار است. بنده معتقدم مشارکت در انتخابات به نحو ایجابی و سلبی متصور است. بنابراین آنچه اصطلاحاً عدم مشارکت خوانده می‌شود، می‌تواند ظهور در مشارکت سلبی داشته و متضمن پیام یا پیام‌های مشخصی باشد. اما اگر منظور مشارکت ایجابی و توام با حضور است، این امر مستلزم دریافت پیامی مناسب از مجموعه حکمرانی و صاحبان قدرت است. کنش‌های فردی و جمعی در جامعه صورتی تعاملی و گهواره‌ای دارد، به این معنی که هر پیام (رفتار و گفتار) از جانب کارگزاران حکومت یا هر عامل مؤثر با پاسخ مخاطب (شهروندان) مواجه است. به نوبه خود پیام ارسالی از شهروندان می‌تواند پاسخ متقابل نهادهای حکمران را در پی داشته باشد. بنابراین باید دید آیا پیام نهادهای حکمران به شهروندان متضمن افزایش حس اعتماد، شناسایی حق تعیین سرنوشت و مؤثر بودن در اداره امور کشور بوده یا خیر. آنگاه بر اساس آن تحلیل کرد که امکان مشارکت ایجابی شهروندان تا چه حد محتمل است.

به فرض وجود این شرایط از لحاظ مشارکت ایجابی و همچنین نبود فضای رقابتی میان جناح‌های سیاسی آیا می‌توان انتظار یک خروجی مناسب و انتخاب افرادی شایسته از این انتخابات داشت؟

با وجه به جمیع اظهار نظرها و مواضع اتخاذ شده، ابهام موجود نسبت به فضای سیاسی- انتخاباتی پیش رو نشان از بی برنامگی نزد جریانات سیاسی و کاندیداهای احتمالی را دارد. عمده اظهار نظرها واکنشی، حسی، تهییجی و سرشار از کلی گویی است، که نمی‌توان از آنها برونداد مثبت جدی را متصور بود.

 عملکرد و اقدامات احزاب از دید شما چگونه است؟ آیا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری احزاب سیاسی کشور (با محوریت اصفهان) کمی منفعل به نظر نمی‌آیند؟

چنانچه در خصوص کاندیداها اشاره کردم جریانات و احزاب سیاسی نیز امروز در هاله‌ای از ابهام و بی برنامگی سیر می‌کنند. این امر در اصفهان نیز نمود دارد.

تشکل‌های سیاسی در دوره‌های انتخاباتی پیشین عملکرد قابل توجه‌تری نسبت به این دوره داشته‌اند. درست است؟

رویکردها و سیاست‌ها تابع زمان و مکان است. ممکن است سیاست و رویکردی در زمانی موفق باشد اما در آینده فاجعه بار. بنابراین برای موفقیت ابتدا بایستی اهداف مشخص و شفافی ترسیم کرد، سپس برای رسیدن به آن اهداف با توجه به شرایط زمان و مکان و منابع برنامه ریزی کرد. متاسفانه نبود اهداف ایجابی مشخص در نزد بخش‌های مهمی از احزاب و فعالین سیاسی و میل به استمرار وضعیت (که عمدتاً ناظر بر وضعیت اشخاص است) می‌تواند زمینه ساز ناکامی شود.

نظر شما در خصوص نهادهای نوین سیاسی همچون جبهه اصلاحات ایران چیست؟ آیا رویکردهای بر آمده از آن‌ها می‌تواند به نتایجی امیدوار کننده در انتخابات پیش رو ختم شود؟

متاسفانه جبهه اصلاحات در ایران تحت تأثیر عوامل متعدد دچار ریزش و کاهش اعتماد از سوی بدنه اجتماعی حامی خود شده است. البته این امر به معنی افزایش اعتماد به جناح رقیب نیست. از سویی خوشبختانه در بخش‌هایی از جبهه اصلاحات نیز گرایشات اثباتی شکل گرفته و در حال رشد است. تبدیل این گرایشات اثباتی به جریان اصلی می‌تواند عامل توفیق اجتماعی و احیا اعتماد به جبهه اصلاحات شود. البته توفیق در انتخابات (به معانی اینکه فردای روز انتخابات نامزدی از جناح اصلاح طلبان پیروز شود) منوط به امکان معرفی و حضور نامزدی مؤثر و تحقق شرایط یک رقابت آزاد و منصفانه بر اساس معیارهای حقوقی است.

آیا اصلاح طلبان در این قالب‌های جدید می‌توانند جایگاه اجتماعی از دست رفته خود را احیاء کنند؟

اصلاح طلبی اگر به معانی یک تبار یا قبیله و فارغ از تفکر افراد و تنها به واسطه دوستی و سبق رابطه با این و آن و تلاش برای تثبت وضعیت به جهت تداوم منافع فردی یا گروهی معنی شود، کارکرد موثری نخواهد داشت. لکن اگر اصلاح طلبی به عنوان برنامه و تفکر ناظر بر اصلاحات بر اساس نیازها و انتظارات موجود جامعه معنا و برای آن تفکرات و تحققشان برنامه ریزی و اقدام شود، امکان احیای جایگاه اجتماعی این جناح از سوی جبهه اصلاحات محتمل است.

اختلافات عقیدتی درون جناحی در اصلاح طلبان یا اصولگرایان باعث ایجاد شکاف‌های میان احزاب شده است. این موضوع در رویکردهای انتخاباتی آن‌ها چگونه خود را نشان خواهد داد؟

اختلاف داشتن لزوماً امر ناپسندی نیست. شفاف نبودن و همراهی و ائتلاف به هر قیمت است که می‌تواند یک جریان سیاسی را در جریانات دیگر استحاله و نابود کند. به همین خاطر معتقدم اصلاح طلبان بایستی ضمن تعیین اصول و اهداف، مبنی ائتلاف و همکاری احتمالی را بر آن استوار کنند. هدف پیروزی در انتخابات، برای نیل به اهداف راهبردی است نه برای صرف حضور یا تدام حضور در قدرت. شکست یک جریان سیاسی در انتخابات با حفظ هویت آن می‌تواند بهتر از پیروزی به هر قیمت و با انکار هویت آن باشد.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.