مداوای سودمند ثقل سامعه شهروندان

اکنون که چند سالی است خیابان چهارباغ اصفهان، در طرح ارتقای فضاهای شهری، به یک پیاده‌راه دلپذیر و دعوت‌کننده برای شهروندان و گردشگران تبدیل شده است و درختان کهنسال یا نهال‌های تازه‌کاشت آن در هوایی بدون دود اتومبیل تنفس می‌کنند، طراوت و پویایی این فضای زنده شهری گویی باعث شده خاطره حضور پر ترافیک اتومبیل‌ها در چهارباغ از حافظه شهروندان رفته رفته محو شود. اما در باب گذشته‌های دورتر چهارباغ، در روزنامه اخگر به گزارشی درباره عبور و مرور در این خیابان به سال 1313 خورشیدی و مشکلاتی که عدم رعایت قوانین توسط عابرین پیاده در مقابل وسایل نقلیه آن زمان که غالبا درشکه بوده‌اند پیش آورده، برخوردم که خواندنش خالی از لطف نیست.

سه شنبه ۰۴ خرداد ۱۴۰۰

چرا که رجوع به تاریخ و درک آنچه بر گذشتگان رفته است (در اینجا در حوزه شهروندی) علاوه بر شیرینی داستان‌وارگی آن، نسبت به روند پیمودن مسیر توسعه شهری در گذر زمان، مخاطب علاقه‌‍مند را آگاه و دارای وسعت دید می‌کند. اما بپردازیم به گزارش اخگر:

«برای تأمین عبور و مرور:

همانطوری‌که در شماره گذشته نگاشتیم شخصی را که شب شنبه گذشته، اتومبیل زیر گرفته در وسط قسمت سواره‌رو خیابان چهارباغ در نزدیکی چنارِ جنب مدرسه چهارباغ می‌رفته که این سانحه رخ داده است. ما هنوز اطلاع رسمی نداریم که دوسیه عمل، به نفع شخص شوفر یا به ضرر او تمام خواهد شد. ولی از حق نباید گذشت در یک خیابان چهل و پنج ذرعی که قریب به دو ثلث آن برای عبور اشخاص پیاده اختصاص داده شده و تا کنون دیده نشده که جز در قسمت پیچ‌های عرض خیابان، هیچ یک از وسایل نقلیه از حد خود تجاوز و داخل قسمت پیاده‌رو شود. اگر سانحه‌ای در قسمت سواره‌رو برای یک نفر پیاده اتفاق افتاد، مسلما و بلاشک تقصیر متوجه خود اوست و شوفر یا درشکه‌چی به هیچ‌وجه مقصر نخواهند بود. لجاجت، خودسری و حتی جهالت هم هرگز اجازه نمی‌دهد که انسان عاقل در خیابانی که قریب به سی ذرع پیاده رو دارد، از وسط قسمت سواره‌رو عبور و جان شیرین خود را در معرض خطر قرار بدهد. ولی با کمال تأسف دیده می‌شود که همشهریان محترم، راه رفتن در قسمت‌های سواره‌رو را یکی از علائم شخصیت و بزرگ‌منشی خود تشخیص داده، مخصوصا به ارتکاب این خلاف مبادرت کرده و حتی به درشکه‌چی‌های بدبخت وقتی که مکرر بوق زده یا فریاد خبردار خود را بلند می‌کنند، پرخاش و تعرض می‌کنند که چرا در قسمت خود برای حفظ آسایش خیال آن‌ها آهسته‌تر حرکت نمی‌کنند یا اینکه چرا متوقف نمی‌شوند تا اشخاص پیاده خرامان خرامان به مسیر خود ادامه دهند. یک نفر از حکام محترم سابق می‌فرمود: من این روزها می‌خواهم معتقد شوم که اهالی اصفهان عموما مبتلا به ثقل سامعه می‌باشند، چرا که صدای بوق اتومبیل پشت سر آن‌ها گوش فلک را کر می‌کند؛ ولی در سامعه آن‌ها کوچک‌ترین اثری نمی‌بخشد! من در اینجا روی سخن خود را متوجه آقای یاور امیر ایزدی، ریاست محترم نظمیه اصفهان نموده و با کمال احترام می‌گویم: آقای رئیس! در جدیت و فعالیت شما شکی نیست.

 من به‌کرات دیده‌ام که آژان‌های نظمیه با کمال رأفت و مهربانی مردم را به خروج از سواره‌روها دعوت و با زبان خوش آن‌ها را به طرف پیاده روها هدایت می‌نمایند. اما من معتقدم اگر شما مقرر دارید از همین فردا آژان‌های نظمیه هر پیاده‌ای را که در قسمت سواره‌رو مشاهده گردید بدون درنگ به کمیساریا و از آنجا به محکمه خلاف، جلب شود و بر طبق قانون، سی الی پنجاه ریال او را جریمه کنند، نه تنها دخل سرشاری را عاید صندوق دولت خواهید کرد، بلکه در نتیجه خواهید دید که تا یکی دو ماه دیگر هم مردم به وظیفه خود آشنا گردیده، آژان‌های زحمتکش راحت‌تر شده و این‌همه از خلاف‌کاری مردم زحمت نخواهند دید. ما همشهریان خود را خوب می‌شناسیم. هیچ مجازاتی برای آن‌ها سخت‌تر و بالاتر از مجازات نقدی نیست. مخصوصا گرفتن این جریمه قانونی بهترین دوای ثقل سامعه آن‌هاست و من به شما قول می‌دهم که پس از این مداوای سودمند برای همیشه گوش آن‌ها شنوا گردیده و اگر خدای ناکرده باز وقتی بر اثر غفلت و فراموشی، تخلفی کرده و در قسمت سواره‌رو قدم گذاشتند، به مجردی‌که صدای بوق درشکه‌چی یا شوفر از این سر خیابان به صدا درآمد، آن‌ها از آن سر خیابان صدا را شنیده و با کمال عجله و شتاب‌زدگی خود را به پیاده رو برسانند» (اخگر 951، خرداد 1313).

پیشنهادی که نویسنده اخگر به دریافت جریمه نقدی از عابران پیاده‌ای که وارد قسمت سواره‌رو شده‌اند می‌دهد، شاید جزء اولین دفعاتی باشد که بحث دریافت جریمه نقدی برای عدم رعایت قوانین راهنمایی رانندگی در حیطه امور مربوط به اداره نظمیه شهرها، مطرح شده باشد. اما نکته جالب در این متن، در اقلیت بودن وسائل نقلیه در مقابل اکثریت افراد پیاده در معابر و راه‌های شهری بوده است. چیزی که امروزه برای ما که در معابر شهری با انبوهی از خودرو، موتورسیکلت و دیگر وسایل نقلیه احاطه شده‌ایم، فضای بسیار متفاوتی را ترسیم می‌کند. جالب اما خلق و خوی موروثی قانون‌گریزی در ملت ماست که در سال 1313 شمسی، اشخاص پیاده، حقوق سواره‌روها را رعایت نمی‌کردند و وارد حیطه آن‌ها می‌شدند و امروزه نیز، خودروسواران حقوق یکدیگر و همچنین قوانین راهنمایی و رانندگی را چندان برنمی‌تابند مگر به ضرب و زور جریمه‌های نقدی سنگین. شاهدی بر این مدعا که در پارک‌های حاشیه زاینده‌رود بسیار دیده می‌شود، حضور گاه و بیگاه موتورسیکلت‌ها دراین پارک‌هاست که علاوه بر منع قانونی، آزارنده و موجب سلب آسایش افراد حاضر در این فضاهاست. به نظر می‌رسد پیشنهاد نویسنده اخگر مبنی بر جریمه نقدی سنگین برای مداوای ثقل سامعه شهروندان قانون‌گریز، امروزه و در زمان کنونی نیز، جواب‌گو باشد.

 

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.