شهر زیست‌پذیر برای آسیب نخاعی‌ها

اعضای خیریه مردم‌نهاد بیماران آسیب نخاعی، همراه با مدیران شهری از اقدامات مناسب‌سازی‌شده قطار شهری بازدید و از مدیران شهری تقدیر کردند

از پــلــه‌هــای بــرقــی ایـستــگاه متروی دروازه‌دولت که بیایی پایین، باید به سمت آن فضای ال‌شکلی بروی که به محوطه گِیــت‌هــا مــی‌رســد؛ جــایــی که بــرنـــامـــه «گرامیداشت بیماران آسیب نخاعی استان اصفهان» در هشتم خردادماه جاری، روزی به‌یادماندنی را در خط یک متروی اصفهان رقم زد تا بدانی که «بین تو و صندلی چرخ‌دار، یک‌لحظه فاصله است، این لحظه را "درنگ‌ کن".» پس لحظه‌ای درنگ کردیم. خنکای یک شهر زیر شهر را به ریه‌ها کشیدیم و گوش به سایش فلز بر فلز سپردیم که می‌گفت: «ایستگاه امام‌حسین(ع).» بله! اینجا ایستگاه امام‌حسین(ع)، در خط یک مترو، زیر میدان تاریخی دروازه‌دولت و ابتدای خیابان سپه است.

دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰

 مسافران محترم در حال ورود و خروج و نیروهای آنکادرکرده مترو، آماده خدمتگزاری به همه همشهریان اصــفــهــانــی هســتنــد؛ بــه‌ویــژه دوســتــان آسیب‌نخاعی و همه همشهریان دیگری که دچار ناتوانی یا کم‌توانی جسمی و ذهنی هستند. مدیران ارشد شهری از سازمان‌ها و نهادهای گوناگون نیز گرد هم جمع شده بودند تا از فعالیت و تلاش‌هایشان به‌منظور زیست پذیر کردن اصفهان برای همه اقشار جامعه صحبت کنند.
بیماران آسیب‌نخاعی، خانم‌ها و آقایانِ محترم پیر و جوان بر ویلچرهایشان از راه می‌رسند. عکاس‌ها و فیلم‌بردارها چلیک و چلیک مشغول عکس‌برداری و فیلم‌برداری هستند. موسیقی پخش می‌شود و صدای علیرضا افتخاری در شهر ترانه و گل طنین می‌اندازد. عزیزان ویلچرنشین پلاکاردهای جالبی بر سینه دارند که بر آن‌ها جمله‌هایی انرژی‌بخش نوشته ‌شده است؛ جمله‌هایی که به مخاطبان خود می‌گویند: «لبخند بزن، مصمم‌تر می‌شوم.»، «شهروند بافرهنگ، دوستت دارم.»، «من، نماد امیدم.»، «من، صبر آشکارم.»، «روی ویلچر هم می‌توان عاشق شد.» مسافران آینده و رونده می‌ایستند به تماشا. صدای همهمه مسافران و آهنگی که پخش می‌شود با صدای اپراتور مترو درهم می‌آمیزد تا ما را به سفری دورودراز در شهری زیر شهر ببرد. جمع جالبی است. ویلچرنشین‌ها دورهم جمع شده و گفت‌وگو می‌کنند. افتخاری از هشت‌بهشت دلنواز و مهد هنرها و چشمه فرهنگ می‌خواند.

ایستگاه اول: با مترو به اصفهان رو!

از گیت‌ها به‌اتفاق دوستان ویلچرنشین می‌گذریم. صدای علیرضا قربانی در گوش مسافران جوانه می‌زند. ویلچرنشین‌ها یکی‌یکی سوار بر آسانسور می‌شوند تا به طبقه پایین بروند و برای اولین‌بار، با مترو آشنایی به هم برسانند. آن‌ها در صف ایستاده‌اند تا نوبتشان برسد. عکاس‌ها چلیک و چلیک عکس می‌گیرند. تصنیف «به اصفهان رو» ی ملک‌الشعرای بهار، این بار از حنجره علیرضا قربانی به فضا پرتاب می‌شود تا مخاطبان کم‌توان یا ناتوان به اصفهان بیایند و بهشت ثانی را به کمک مترو جور دیگر ببینند. قطار مترو در پایین‌دست ما می‌ایستد. صدای اپراتور پخش می‌شود. سوار بر پله‌های برقی به پایین می‌رویم و مسافرانِ دیگر به‌موازات ما بالا می‌آیند. به سالن اصلی قطار می‌رسیم. به خنکی و بوی نم دل‌چسب یک شهر زیر شهر؛ جایی که با سنگ‌های سیاه و سقف سپید و دیوارهای آجری پوشانده شده و اپراتور خانم، مسافران محترم را از نزدیک‌شدن به خط زرد، برحذر می‌دارد. پنجاه‌شصت نفر هستیم که در کنار هم جمع شده‌ایم. مأموران مترو پشت ویلچرها ایستاده و آماده رسیدن مترو هستند. مدیر روابط‌عمومی سازمان قطار شهری می‌گوید: «توقف سی‌ثانیه‌ای مترو را به دو دقیقه برای عزیزان تبدیل کرده‌ایم. اینجا سوار می‌شویم و در ایستگاه دانشگاه پیاده می‌شویم.» این، اتفاق جالبی است. شاید ما حاضران این برنامه، تنها کسانی باشیم که در جمعی از بیماران عزیز آسیب نخاعی، عکاس، فیلم‌بردار، نیروهای مترو، انجمن حمایت از بیماران آسیب نخاعی و خبرنگاری که من باشم، با مترو به دانشگاه می‌رویم!

ایستگاه دوم: دوئل تصویری در دالان مترو!

قطار، با صدا و نسیم و خنکایش از راه می‌رسد. دوستان ویلچرنشین به رسیدن آن نگاه می‌کنند و عکاس‌ها و فیلم‌بردارها از این لحظه تاریخی ناب، عکس و فیلم می‌گیرند. در میان تعجب آشکار مسافران حاضر در مترو، دسته‌جمعی سوار می‌شویم. بهت مسافران آشکار است. دوستان ویلچر نشین جاگیرشده و میله‌ها را چسبیده‌اند. نگاه آن‌ها جالب و کنجکاو است. ایستگاه‌های انقلاب و سی‌وسه‌پل را پشت سر می‌گذاریم. یک فیلم‌بردار و یک به‌ظاهر خبرنگار، با یکی از دوستان ویلچرنشین مصاحبه می‌کند. قطار سرعت گرفته و به ایستگاه دکتر شریعتی نزدیک می‌شویم. یکی از فیلم‌بردارها با دوربین هندی‌کم کوچکش در دالان دراز متروی در حال حرکت فیلم می‌گیرد، تلو می‌خورد و به‌پیش می‌آید. صدای اپراتور یا هدایت‌کننده مترو در واگن‌ها پخش می‌شود؛ صدایی که می‌گوید: «امروز در خدمت بیماران عزیز آسیب‌نخاعی استان اصفهان هستیم. مقدم آن‌ها را گرامی می‌داریم. روابط‌عمومی شرکت متروی منطقه اصفهان.» عکاس‌ها و فیلم‌بردارها در دو سوی دالان قطار، رو به هم ایستاده و مسافران و دوستان ما در میان آن‌ها قرار دارند، انگار که در حال دوئل تصویری هستند! اپراتور از رسیدن به ایستگاه دانشگاه می‌گوید. پیاده می‌شویم و عکاس‌ها و فیلم‌بردارها از لحظه پیاده‌شدن ویلچرنشین‌ها به کمک نیروهای مترو عکس و فیلم می‌گیرند.

ایستگاه چهارم: روز به‌یادماندنی آقای مترو!

دورهم جمع شده‌ایم، ما و دوستان ویــلـچرنشــیــن. سـعــیــد فــاضــل، مــدیر روابط‌عمومی شرکت مترو می‌گوید: «امروز یکی از روزهای کاری به‌یادماندنی ماست. نمی‌دانم دوستان عزیز چقدر از خط یک استفاده می‌کرده‌اند. چند ایستگاه ما آسانسور ندارند؛ اما عمده‌ ایستگاه‌ها دارای آسانسور هستند و دوستان می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.» او درباره اثر هنریِ به دیوار ایستگاه دانشگاه هم توضیح می‌دهد و می‌گوید: «این خطِ ثلث، اثر استاد سلیمانی، مدرس دانشگاه هنر، است؛  خطی که سوره مبارک "آیت‌الکرسی" را به دیوار نقر کرده است. خطِ مترویی که هم‌اکنون در آن قرار داریم، با نام خطِ یکِ شمالی جنوبی و برعکس، شناخته می‌شود و از ایستگاه دفاع مقدس یا صفه که فعلا جنوبی‌ترین ایستگاه ماست،
آغاز می‌شود و می‌رسد به ایستگاه کاوه و ازآنجا به‌سوی ایستگاه جابر انصاری میل می‌کند و به‌سوی ایستگاه شهید علی‌خانی می‌شتابد و کمی مورب می‌شود و می‌رسد به ایستگاه عاشق‌آباد.» فاضل تأکید می‌کند: «این خط هم‌اکنون بیست کیلومتر و دارای بیست ایستگاه است. هر ایستگاه مترو به‌طور متوسط بین 800 تا 1110 با ایستگاه دیگر فاصله دارد و با عدد روز، بیست‌هزارمیلیارد تومان هزینه آن شده است.»
او در نزدیکی خط زرد ایستاده و دوستان ویلچرنشین، عکاس‌ها و کارکنان خیریه حانا در نیم‌دایره‌ای او را احاطه کرده‌اند. مدیر روابط عمومی سازمان قطار شهری اصفهان می‌گوید: «برای خط دوم مترو بسیار هزینه شده و برای ساخت آن از روش‌های روز استفاده‌شده است؛ به این صورت که ابتدا ایستگاه‌ها تأسیس‌شده و سپس به هم متصل شده‌اند.» او خاطرنشان می‌کند: «هزینه‌های زیادی صرف این کار شده و یکی از مهم‌ترین امتیازهای آن نسبت به شیوه کارکرد قبلی این است که ترافیک ایجاد نمی‌شود.» دوستان ویلچرنشین با دقت به اطلاعاتی که در فضای ایستگاه دانشگاه پخش می‌شود، گوش می‌دهند. او ادامه می‌دهد: «آنچه من از اخبار شنیده‌ام این است که خط دو (شرقی غربی) نیز تا سال 1404 به بهره‌برداری می‌رسد و خط سه نیز در حال مطالعه است. در آینده نیز از سمت شاهین‌شهر  یک شبکه ریلی به اصفهان و اطراف آن متصل می‌شود تا عبور و مرور شهری را تسهیل کند.» فاضل تصریح می‌کند: «سازمان قطار شهری رسالت ساخت ایستگاه‌ها را دارد و سپس آن را به شرکت مترو تحویل می‌دهد.»

ایستگاه پنجم: دانشگاهی در عمق بیست‌وپنج‌متری!

یــکــی از کارشناسان فنــی شرکت مترو برای جمع حاضر توضیح می‌دهد: «این ایستگاه، هفدهمین ایستگاه متروی خط یک است و سه ورودی در قسمت غرب، با راه‌پله، آسانسور و پله‌برقی دارد که سر از خیابان‌های آزادی و شیخ کلینی درمی‌آورد.» این ایستگاه، 1180 متر زیربنا دارد و به گفته او: «معماری‌اش خاص است. اینجا 25 متر زیرزمین است و ایستگاه کارگر، 1097 متر با این ایستگاه فاصله دارد و 32 متر زیرزمین است.» دوستان ویلچرنشینِ ما پرسش‌هایی درباره چگونگی استفاده و تسهیل دسترسی بیان می‌کنند. او می‌گوید: «تمامی موارد موردنظر در حال اجراست و همه کارکنان آموزش‌دیده‌اند که اگر مشکلی برای دوستان ما پیش آمد، آن‌ها بتوانند با ویلچر ایشان را از پله‌برقی‌ها پایین یا بالا ببرند.» مدیر روابط‌عمومی شرکت مترو نیز تأکید می‌کند: «همکاران ما پذیرفته‌اند که با دوستان کم‌توان حرکتی همکاری کنند.»
مهندس رسول صادقی، رئیس خط یک شرکت مترو نیز می‌گوید: «مدیرعامل مترو به‌جد پیگیر موضوع آسانسورها هستند. تلاش و پیگیری ما بر این است که تا سه‌چهار ماه آینده همه‌چیز درست شده و اداره استاندارد برای تأیید نهایی وارد موضوع شود.» یکی از خانم‌های ویلچرنشین پرسشی درباره رمپ‌های ایستگاه‌ها بیان می‌کند. مهندس صادقی می‌گوید: «به دلایل فنی و ایمنی فضای زیادی برای ایجاد رمپ لازم است. بقیه امکانات نیز تا نیمه اول 1400 به همراه کلیه آسانسورها به بهره‌برداری می‌رسد.»
مدیر روابط‌عمومی شرکت مترو متذکر می‌شود: «قبلا یادم هست که مناطق 5، 8 و 12 نیاز به آزادسازی داشته و دارند؛ اما به‌ظاهر این امکان وجود نداشته، زیرا خانه و... در مسیر بوده که هزینه‌های بالایی داشته و در این زمینه مسئولان آزادسازی باید پاسخ‌گو باشند. املای نانوشته غلط گرفتن ندارد. با استفاده از مترو می‌توانید به ما در رفع نواقص کمک کنید.» سید محمود نقیب زاده نایینی، مدیرعامل خیــریــه حانا، که خود نیز از دوستان ویلچرنشین است، می‌گوید: «من خودم مدت‌ها سوار مترو می‌شدم؛ اما دوستان را نمی‌دیدم. این در حالی است که اگر از خانه بیاییم بیرون، نواقص را می‌بینیم و به زبان می‌آوریم. به خاطر دارم که همواره این مسائل در شورا و شهرداری دنبال می‌شده، بنابراین مطمئن باشید که همه به دنبال رفع نواقص هستند.»
او ادامه می‌دهد: «من از ایستگاه علیخانی می‌آمدم. ویلچرم مشکلی پیدا کرد. به مسئول آن ایستگاه اطلاع دادم و ایشان به‌سرعت کمکم کرد. اعلام می‌کنم که در مقایسه با پایتخت که شاید 50درصد آمادگی پذیرایی معلولان را دارد، ما از آمادگی خوبی برخورداریم.» همه شاد دست می‌زنند و یکی از عکاس‌ها، در پیشنهادی بکر رو به دوستان ویلچرنشین می‌گوید: «چایی بخوریم و برویم.» همه می‌زنند زیر خنده.

ایستگاه ششم: به ایستگاه امام‌حسین(ع) برمی‌گردیم

به سکوی کناری می‌رویم تا به نقطه آغاز ماجرا برگردیم. دوباره صدا و خنکا و باد وزیده از دل اصفهان به جانمان می‌ریزد. همه ژست انتظار گرفته‌ایم. آقای مترو صفیرکشان از راه می‌رسد. دوستان ویلچرنشین سوار می‌شوند و ما به دنبالشان. بازهم تعجب مسافران! بازهم عکس و فیلم! ساعت 11 و 21 دقیقه است. به ایستگاه آزادی رسیده‌ایم. مسافران از ویلچرنشین‌ها عکس می‌گیرند. برایشان جالب است. یکی از نیروهای خیریه پشت تلفن از کسی می‌خواهد تا با 20 شاخه گل در انتظار ما باشد. سفر هیجان‌انگیز ما با گل‌های سرخ رز به پایان خواهد رسید. به ایستگاه انقلاب رسیده‌ایم. قطار می‌رود، هیاهوی متروسواری اما به‌جا می‌ماند. همسر یکی از ویلچرنشینانِ مسن از همه تشکر می‌کند. صدای اپراتور بازهم اعلام می‌کند: «امروز در خدمت عزیزان آسیب‌نخاعی بودیم. مقدم این عزیزان را گرامی می‌داریم. روابط‌عمومی شرکت منطقه‌ای متروی اصفهان.»

ایستگاه هفتم: اصفهان در مسیر شهر دوستدار معلول

دکتر غلامرضا پسته‌ای، مؤسس انجمن حانا، می‌گوید: «سال 85 که انجمن را به کمک آقای نقیب‌زاده و دیگر عزیزان تأسیس کردیم، در اولین دیدارها با مدیران شهری، به دیدار آقای سقائیان‌نژاد، شهردار وقت، رفتیم. آن زمان، بدنه شهرداری از بحث معلولیت هیچ اطلاعی نداشت؛ یعنی شهرداری درزمینه معلولیت خامِ خام بود و مسئولیت اجتماعی خودش را هم اصلا نمی‌دانست؛ اما حالا که سال 1400 است، کل بدنه شهرداری درباره این موضوع آگاهی دارد و در جای‌جای شهر به‌خوبی حس می‌کنیم که معلولان دیده می‌شوند. یکی از بهترین اتفاق‌هایی که در طول این مدت افتاد، حضور آقای دکتر نصر، ریاست شورای شهر، به‌عنوان مدیرعامل این انجمن بود و اکنون نیز در خدمت آقای نقیب‌زاده هستیم.» او ادامه داد: «سال‌هایی که گذشت، رشد بسیار خوبی در جای‌جای شهر و بدنه شهرداری دیدیم و با پوست و گوشتمان لمس کردیم. شهرداری بودجه‌های خوبی برای تسهیل امور معلولان مصوب کرده و کارهای بسیار خوبی در پیش است. حمل‌ونقل معلولان به‌تازگی کلید خورده و ون‌هایی خریداری شده است. این‌ها حاکی از این است که اگر خیریه‌های مردمی و سازمان‌های مردم‌نهاد به‌خوبی وجوه اجتماعی خودشان را نشان دهند، می‌توانند مسئولان را متقاعد کنند.»
دکتر پسته‌ای با ابراز خوشحالی افزود: «امروز، روز خوبی برای ما بود. متروگردی کردیم که شخصا برای من خیلی جالب بود. البته نواقصی وجود دارد که گوشزد کرده‌ایم و رفع خواهد شد. می‌توانیم آرام‌آرام اذعان کنیم که اصفهان در حال تبدیل‌شدن به شهر معلول‌گراست و می‌توان به آن گفت، شهر دوستدار معلول.»

ایستگاه هشتم: گشودن باب گفت‌وگو در مترو

 رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان نیز که در جمع ماست، با بیان اینکه هر اقدامی که در شهر برای عزیزان معلول صورت گرفته، باعث انبساط خاطر و شادمانی آن‌ها شده و من به این خاطر به خود می‌بالم، گفت: «از این‌که مدیریت شهری توفیق یافته تا شهر را برای همه شهروندان، به‌ویژه دوستان حاضر در جمع، آماده کند، بسیار خوشوقتیم؛ زیرا این وظیفه مدیریت شهری است که تلاش می‌کند تا شهر را برای همه عزیزانی که در آن زندگی می‌کنند، زیست‌پذیر کند.» او ادامه داد: «بارها گفته‌ام که هنر مدیریت شهری باید این باشد که خیال معلولان عزیز و جانبازان گرامی را در بیرون از منزل راحت کند. این‌گونه هر عزیز معلولی که وارد شهر شد، به‌راحتی می‌تواند با مردم رابطه برقرار کرده و از امکانات شهری استفاده کند. فرهنگ توجه به معلولان در شهر اصفهان رو به تعالی و پیشرفت است.» علیرضا نصر اصفهانی افزود: «ما به‌عنوان مدیریت شهری وظیفه داریم که به شما کمک کنیم و شما هم باید به ما کمک کنید. این اتفاق، در سایه تعامل و ارتباط بیشتر شکل می‌گیرد تا شما شورای شهر و شهرداری و مدیران شهری را از خودتان بدانید. مطالبه‌گری شما حتما ما را به این‌سو رهنمون می‌کند که بتوانیم وظایف و رسالت خودمان را انجام دهیم. این کار روی ریل افتاده است و نباید متوقف شود. معلولان به توجه زیاد نیاز دارند و هرچه هم ما برای آن‌ها کار انجام دهیم، تهیه کردن حداقل‌هاست. این نشست، باب جدیدی در تعامل میان ما و جامعه معلولان عزیز گشوده است.»

ایستگاه آخر: پای حقوق شما ایستاده‌ایم

شهردار کلان‌شهر اصفهان نیز با اشاره به اینکه لحظات بسیار شیرینی را در کنار عزیزان توان‌خواه می‌گذراند، بیان کرد: «دوستان ما، انسان‌هایی هستند که شاید چیزی را ندارند؛ اما چیزهای دیگری را دارند که هرکس نمی‌تواند آن‌ها را داشته باشد؛ صفاتی برجسته مانند صفا، عشق و انسانیت.» دکتر قدرت‌اله نوروزی ادامه داد: «ما همه در مقابل حق توان‌خواهان وظیفه داریم. هیچ‌کس نمی‌تواند منتی بر شما بگذارد؛ به خاطر اینکه وظیفه خودش را انجام می‌دهد. اگر 11میلیارد تومان در بودجه‌های مناسب‌سازی حرکت روان شما دیده‌ایم، یک وظیفه است. اگر دوشنبه گذشته در تهران، مدیرعامل ایران‌خودرو دیزل را به دفتر شهرداری اصفهان دعوت کردیم و همان‌جا گفتیم که به تعدادی ون نیاز داریم، به‌رغم اینکه موجود نبود، گفتیم که به هر طریق ممکن باید تعدادی برای ما فراهم کنید؛ به همین خاطر پنج ون از سهمیه‌هایی را که به نیروی انتظامی اختصاص  یافته بود، به اصفهان فروختند و بقیه آن نیز مهیا خواهد شد. این تلاش‌ها به خاطر این است که شورای شهر و شهرداری در مقابل تک‌تک شهروندان به مناسبت وضع حال آن‌ها وظیفه دارد.»
او افزود: «اگر شهرداری کمیسیون ویژه‌ای تحت عنوان کمیسیون اجتماعی تشکیل می‌دهد و آقای دکتر محمدی مسائل را با جدیت پیگیری می‌کند، اگر من مشاوری به نام آقای علی عباسی از بین خود شما انتخاب می‌کنم تا مناسب‌سازی‌ها و مسائل موردنیاز را پیگیری کند، اگر حوزه شهرسازی ما، آقای مهندس ابراهیمیان را به مشورت می‌طلبد، اگر در هر جلسه‌ای با نیروی انتظامی و پلیس راهور در خصوص این‌گونه مسائل صحبت می‌کنیم، همه و همه به خاطر بحث آمدوشد شماست.»
شهردار کلان‌شهر اصفهان ادامه داد: «تمام این فعالیت‌ها بخشی از وظایف ما، مبتنی بر اصول انسانی، اصول حقوق شهروندی و اصول حقوق بشری است. انسان‌ها همه باهم برابرند؛ اما باید به برخی با دید تبعیض مثبت نگاه کرد. این تشخیص مهم است که کجا تبعیض قائل شویم و آیا این تبعیض، منفی باشد یا مثبت.»
او در توضیح این نکته گفت: «تبعیض مثبت یعنی ایجاد فضایی تا نابرابری‌ها برابر شود. این یعنی عدالت، یعنی گام برداشتن در راستای تحقق عدالت. اگر ما امروز در این مسئله واردشده و گفته‌ایم برای هر ایستگاهی آسانسوری ایجاد شود، اگر می‌گوییم برای طبقه‌ای از افراد جامعه ون خریداری شود، مکان‌های ویژه تخصیص داده  و همه مسیرهای «بی‌آرتی» به‌گونه‌ای ساخته شود تا آن‌ها به‌راحتی آمدوشد کنند، این تبعیض است، اما تبعیض مثبت است و تبعیض مثبت یعنی به‌سوی عدالت حرکت کردن. این، یک افتخار  و راهکاری است برای این‌که بتوانیم مسئولیت اجتماعی یک‌نهاد اجتماعی را در مقابل کسانی که استحقــاق خــدمــت دارنــد، انجام بدهیم.»
دکتر نوروزی افزود: «ازاین‌جهت، تا حدودی احساس آمادگی می‌کنم که از چهار سال پیش این ایده را که در کلاس‌های درس و بین دانشجویان مطرح می‌کردم، توانستم در راستای رعایت دقیق حقوق بشر در این زمینه، در چند سال گذشته، در کنار مصوبات شورای شهر و همکاری همکارانم و مشاوران جوانی مانند آقای علی عباسی و مهندس ابراهیمیان که از متن شما برخاسته‌اند، عملی کنیم. این، سنگ بنایی است که در این شهر نهاده شد. هیچ‌کس در هیچ زمانی نمی‌تواند حرکتی برخلاف این ایده انجام دهد. این مسیر باید ادامه یابد. این مسیر باید به‌گونه‌ای هموار شود که هر‌کس که ازلحاظ توانمندی جسمی دارای نقصی است، احساس کمبود نکند.»
او ادامه داد: «اگر می‌گوییم شهر دوستدار کودک، یعنی باید کودک در این شهر احساس آرامش کند. اگر می‌گوییم شهر دوستدار سالمند، یعنی ابزار و زمینه و لوازم در این شهر به‌گونه‌ای باشد تا هیچ سالمندی دچار یأس و ناامیدی نشود و اگر می‌گوییم شهر دوستدار معلول، یعنی معلول احساس کند برای برابری با دیگران و بهره‌برداری از امکانات و رفاهیات شهری، هر وسیله‌ای که می‌تواند او را به هدف برساند، با نقصان در این شهر وجود ندارد.»
شهردار کلان‌شهر اصفهان تأکید کرد: «این احساس باید ایجاد شود؛ این احساسی  است که هرکس از انسانیت و نگاه انسان‌دوستانه برخوردار است، یقینا رعایت می‌کند. باید در این شرایط که شهر در یک مسیر درست حرکت کرده و شهروند احساس آرامش می‌کند، از هر صنفی، از هر قشری، و از هر طبقه‌ای در جامعه این آرامش تداوم یابد. اینجا اصفهان است. اصفهان شهر زنده است، شهر زنده مهیای زندگی است؛ پس ما در این شهر زنده باید زمینه‌ای را فراهم کنیم تا زندگی روان و مداوم و مستمر برای همه شهروندان میسر باشد.»
او افزود: «این زمینه، فراهم‌شده و ما یقین داریم برای بهبود حرکت معلولان در این شهر، اقداماتی انجام‌شده و تداوم خواهد یافت. نهال کاشته شده است. نهال نوجوان، جوان و تنومند می‌شود و یقینا مثمرثمر خواهد شد. امیدوارم با پیگیری‌هایی که می‌شود، در اولین فرصت از یکی‌دو ماه عبور نکند و فرهنگ‌سرای معلولان نیز در این شهر ایجاد شود. باید این فرهنگ‌سراها زمینه‌ای داشته باشند تا این عزیزان در آنجا بتوانند اوقات فراغت خود را به نحو شایسته سپری کنند.»
دکتر نوروزی ادامه داد: «مگر در دنیا، در مقررات بین‌المللی و در اسناد حقوق بشری تأکید و تکیه‌بر این نیست که اینان صاحب حق هستند و مگر ما در مقابل صاحبان حق وظیفه‌ای برای تحقق حق آن‌ها نداریم؟ بنابراین، اینکه اینجا به‌همراه رئیس شورای شهر، رئیس پلیس راهور، عضو شورای شهر و مدیران شهری در کنار شما هستیم، می‌خواهیم بگوییم پای حق شما تا آخر ایستاده‌ایم. در این شهر زنده، زندگی شما هم تداوم می‌یابد تا در یک فضای شایسته، بدون دغدغه و در آرامش کامل به زندگی ادامه دهید. به شما خسته‌نباشید می‌گویم و اطمینان می‌دهم که در کنار شما هستیم. زیرساختی آماده کردیم که خدمات به شما، تکلیفی بر شهرداری شده باشد. ردیف بودجه‌ای دیده‌ایم و این کار، نمی‌تواند برگشت‌پذیر باشد. راه غیرقابل‌برگشت، خدمت به شما و انجام‌وظیفه برای شماست. همه ما با شما هستیم و شما، تنها نیستید.»
 در پایان این برنامه سه‌ساعته، موسسه مردم‌نهاد حانا از کلیه مدیران شهری و افرادی که به نحوی در یاری‌رساندن به بیماران آسیب نخاعی و دیگر توان‌خواهان اصفهان فعال بوده‌اند، تقدیر کرد.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.