شطرنج انگلیسی در مستطیل سبز

نقدی بر دیدار فینال لیگ قهرمانان اروپا

فینال لیگ قهرمانان 2021 برخلاف حداقل دو فینال قبلی در سال های اخیر، بازی جذابی از آب درآمد. در یک طرف منچستر سیتی که برای نخستین بار به فینال رسیده بود و با تیم بسیار آماده خود در این فصل در پی کسب جامی‌دیگر بود؛ اما در آن سوی میدان توماس توخل آلمانی در دومین فینال پیاپی خود با تیم قدرتمند چلسی که پس از حضور او متحول شده بود، قرار داشت.

سه شنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۰

در نهایت نیز چلسی توانست با تک گل هاورتز پیروز میدا شده و برای دومین بار جام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را بالای سر ببرد. توخل که بارها از گواردیولا به عنوان یکی از استادان خود نام می‌برد، توانست در نهایت مچ استاد خود را بخواباند و اروپا را به رنگ شیرهای لندنی تغییر رنگ دهد، اما در این بازی چه گذشت؟

ترکیب تیم‌ها


چلسی مثل همیشه با ترکیب3-4-3 (3-4-2-1) وارد میدان شد. حضور ماونت، ورنر و هاورتز بیان گر اعمال سرعت در خط حمله و در ضد حملات بود. کانته مثل همیشه مامور تصاحب میانه میدان برای چلسی و نیز تخریب بازی تیم حریف بود، اما در تیم سیتی ترکیب کمی ‌دور از انتظار بود و بدون بازیکن شماره 6  تخصصی، سیتی هافبک دفاعی در تیم خود نداشت.
قماری که در نهایت به ضرر تیم گواردیولا شد و نه تنها باعث هدیه دادن میانه میدان به چلسی شد، بلکه در امر بازیسازی هم مشکل به وجود آورد، اما سیتی در برنامه ای که داشت سعی در استفاده از 5 مهره تهاجمی ‌برای فرار از پشت دفاع و ایجاد دردسر با این مهرهای سریع داشت که با وجود چند بار موفقیت اما گلی به ثمر نرسید. نحوه جای گیری و شعاع حرکتی بازیکنان نیز تا حدی متن بالا را تصدیق می‌کند. تمایل تیم سیتی به سمت استرلینگ و نفوذ زینچنکو که جایگزین مندی شده بود تا بتواند با حرکاتش علاوه بر موقعیت سازی برای استرلینگ در اذیت کردن و از کار انداختن جیمز نیز موثر عمل کند، تاثیرگذار بود.

 آمار

مالکیت بازی برای تیم گوآردیولا به خصوص در پایان بازی نمایان بود اما نتیجه برای تیم توخل ثبت شد. همانطور که گفته شد این بازی به جای جنگ بر روی دروازه ها، جنگ در میانه میدان بود و تعداد شوت های کل و شوت در چهارچوب دو تیم نیز گواه این قضیه است. در نهایت نیز مالکیت 60 درصدی گواردیولا که جز در چند صحنه عموما مفید نبود و دردی را درمان نکرد.
همانطور که در بخش ترکیب گفته شد اصل حملات و پاس های سیتی از سوی زینچنکو و استرلینگ و یا به عبارتی سمت چپ آنها بوده است، در هیت مپ بازی نیز این  به وضوح روشن است.
در بخش امید گلزنی یا به عبارتی xg ، منچستر سیتی 0.8 و چلسی 1.4 را ثبت کرد. این عدد از امید گلزنی برای گواردیولا و تیم سیتی فاجعه بود، و سوال است تیمی ‌که سلطان حملات و ایجاد موقعیت های خطرناک معرفی شده، چگونه این مقدار کم را ثبت کرد؟

تحلیل تاکتیکی


همانطور که در عکس مشخص است، علاوه بر جونز و استونز، واکر نیز عقب تر یا به عبارتی ایستا تر بازی می‌کرد تا بتواند در بازیسازی تیم و نیز در عقب زمین کمی‌تعادل ایجاد کند اما زینچنکو رونده تر و نفوذی تر با حرکت اغلب به سمت داخل زمین سعی در ایجاد فضا برای استرلینگ داشت. سیلوا و گوندوگان که وظیفه بازی سازی میانه میدان و تسلط بر آن منطقه را داشتند، توسط کانته و دیگر بازیکنان چلسی، نحوه آرایششان مهار شد و به عبارتی می‌توان گفت خارج از مدار بازی بودند.
محرز با توجه به عقب بازی کردن واکر برای ایجاد نشدن فاصله زیاد با او و استفاده چیلول و نیز ایجاد تراکم در سمت خودش برای رها سازی استرلینگ عقب تر بازی می کرد و خبری از حرکات ماهرانه اش نبود. فاصله بین دی بروینه و فودن و جابجایی های پیاپی در زمان حمله و ایجاد موقعیت برای یک دیگر از اهداف گواردیولا بود که عموما با بن بست مواجه می شد. گرچه در لاین آپ، ارائه شده فودن جز هافبک ها بود اما در اصل می‌توان او را مهاجم نوک تیم نام برد.


همانطور که در فیلم می بینیم، در نیمه دوم تیم سیتی با وجود مالکیت مطلق در اواخر بازی سعی در انجام حرکات مورب برای رها سازی بازیکانان و ایجاد فضا داشت که کانته با مارک کردن بازیکن و نیز دفاع ها با ایجاد سد و قطع توپ این حرکات را با شکست مواجه می‌کرده و یا به نقاط کور زمین راهنمایی می‌کردند.
در بخش دفاعی سیتی نیز محرز و دی بروینه و استرلینگ با پرس از بالا سعی در جلوگیری از بازیسازی از دفاع و نیز مهم تر از همه مهار نفوذها و جلوگیری از نفوذهای دو وینگ بک چلسی یعنی جیمز و چیلول داشتند تا اجازه ندهند موقعیت سازی کرده و یا حملات دلخواهشان را ترتیب دهند اما برخلاف این سه بازیکن، برای قفل کردن جورجینیو و و کانته فودن و گوندوگان و سیلوا نزدیک بهم تر و مثلث گونه بازی می‌کردند تا با جلوگیری از دریافت پاس توسط این دو نفر از هم دو گزینه پاس اصلی دفاع چلسی را مختل کنند.


در زمین سیتی نیز هنگامی ‌که چلسی به یک سوم پایانی زمین سیتی می‌رسید، زینچنکو و واکر به داخل متمایل شده و یک سد 5 نفره ایجاد می‌کردند و محرز و استرلینگ باز تر وظیفه مهار دو وینگ بک چلسی را داشتند  و بلاکی شبیه 532 را می‌ساختند.

چلسی اما همانطور که گفته شد عنصر مالکیت و سرعت را باهم به کار می‌برد، اما در نیمه اول و اواخر نیمه دوم سرعت حرف اول را می‌زد.
کانته و جورجینیو مداوم به دنبال پاس از دفاع ها بودند تا بتواند بازی سازی را پیش ببرند. ماونت و هاورتز و ورنر نیز با صبر و آمادگی برای حمله به پشت دفاع حریف سعی در موقعیت سازی و گلزنی داشتند، چیزی که در گل دوم  کاملا واضح بود و با آمدن پولشیچ بیشتر هم شد.
نبود بازیکن شماره 6 تخصصی این راه را برای چلسی هموارتر و استفاده از فضای بین دو دفاع ها و بین آن‌ها و هافبک ها را راحت تر کرد. چلسی برای شکاندن پرس سیتی در جلوی زمین و طبق عادت خود برای انجام بازی سازی بسیار عریض بود.

همانطور که در فیلم دیده می‌شود، تیم چلسی با پاسکاری های مداوم برای باز کردن یک فضا و یا بازیکن این عمل را تکرار می‌کرد تا بالاخره موفق شود.
سپس یکی از سه بازیکن جلو فرار کرده و با فرار خود علاوه بر موقعیت سازی برای خودش، برای دو بازیکن دیگر نیز موقعیت می ساخت.
این اتفاق در گل اول چلسی به وضوح دیده می‌شود. گلی که از فاصله بین مدافعان و پاس بلند چیلول ساخته شد، این سبک چلسی در این فصل در اکثر بازی ها نیز انجام شد و پاسخگو بود و برای مدافعان قدرتمند فیزیکی لیگ جزیره و نیز چلسی این تاکتیک بسیار جوابگو بود. گاهی این پاسکاری ها با کانته و جورجینیو انجام می‌شد و پس از آن به مهاجمان می رسید اما در نهایت مهم باز شدن و آزاد شدن و حمله قدرتمند است.
چه در نیمه اول و چه در نیمه دوم half space ها برای چلسی بسیار مهم بود. این فضا چه برای بازیسازی و چه جای گیری بازیکن صاحب توپ و حرکات بازیکنان دیگر چلسی تا آن‌ها را صاحب توپ و موقعیت کند، مهم بود. باید ‌بپذیریم که سیتی و گواردیولا که استاد استفاده از این فضا هستند، این منطقه را به مغز متفکر آلمانی تقدیم کردند.
چلسی در این بازی گرچه در زمان‌هایی مالک توپ و میدان بود اما طبق عادت همیشه گواردیولا مالک اصلی توپ بود.  

چلسی در امر دفاع  تا مقداری که می توانست سعی می‌کرد با سه نفر تهاجمی‌خود در بازیسازی دفاع‌ها و پیش رویشان به جلو اختلال ایجاد کند اما چندان پر فشار عمل نمی‌کرد و بیشتر سعی در ایجاد بلوکی عریض در نیمه اول برای جلوگیری از آزاد شدن فلنک‌ها( کناره‌ها) داشت.
در نیمه دوم نیز اصل فشردگی را عمودی تر انجام داد تا بتواند از منطقه های پشت محوطه خود برای جلوگیری از شوت زنی سیتی و حرکات از مرکز و کارهای ترکیبی سیتیزن ها جلوگیری کرده و آن‌ها را خنثی کند. آبی های لندن، هنگامی ‌که توپ را بدست می‌آوردند، با توپ های بند به کناره ها و یا پشت دفاع سیتی سعی در فرار مهاجمان به خصوص پولیشیچ داشتند که گاها موفق هم ظاهر می‌شدند.

در نهایت فینال شطرنج گونه سیتی و چلسی به پایان رسید و توخل پیروز شد اما هردو آن‌ها شایسته پرستیدن در امر تاکتیک هستند زیرا با یک بازی نه فلسفه‌ای به پایان می‌ رسد و نه شکوفا می‌شود و هنوز گواردیولا و فلسفه‌اش در رتبه‌های بالا هستند.

 

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.