اورست مغناطیس دارد

روایت امین دهقان از صعود به بام دنیا

رؤیای صعود به اورست بالاخره برای اصفهانی‌ها محقق شد و 22 اردیبهشت 1400، امین دهقان روی بام دنیا، پرچم سه‌رنگ کشورمان را به اهتزاز درآورد. این کوه‌نورد اصفهانی که تجربه صعود به قله بالای هشت‌هزار متری را دارد، با دشواری زیاد هزینه‌های این صعود را فراهم کرد و با اراده‌ای محکم پای در راهی گذاشت که انتهای آن آرزوی هر کوه‌نورد حرفه‌ای است. به بهانه این اتفاق مهم با دهقان هم‌کلام شدیم و با او کمپ به کمپ تا نوک قله رفتیم.

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰

روزهای استراحت بعد از صعود چگونه سپری شد؟ اصلا مشغولیت‌های کاری اجازه استراحت داد؟

واقعیت، من به خاطر صعود به اورست شغلم را از دست داده‌ام، برای کسب آمادگی به منظور صعود به اورست، باید روزی پنج‌شش ساعت تمرین می‌کردم و عملا امکان اشتغال به کار تمام‌وقت مهیا نبود؛ البته به عنوان مهندس ناظر نظام مهندسی به صورت پاره‌وقت فعالیت دارم، همچنین مربی کوه‌نوردی بوده و با دایر‌کردن باشگاه اورست، در حال آموزش کوه‌نوردی به جوان‌ها هستم.

فکر می‌کنید از این کوه‌نوردان جوان، در آینده اورست‌نورد خواهیم داشت؟

امیدوارم این‌گونه شود. دو نفر از کوه‌نوردان ما تصمیم به صعود به قله ماناسلو با ارتفاع 8163 متر دارند و از من خواسته‌اند تجربیاتم از صعود به این قله را در اختیار آن‌ها بگذارم و قرار است مقدمات صعودشان را نیز فراهم کنم.

رؤیای صعود به اورست از کی به سراغ امین دهقان آمد؟

رؤیای اورست آرزوی هر شخصی است و اگر کوه‌نورد حرفه‌ای باشد، این تمایل جدی‌تر و بیشتر است. من از سه سال قبل عزمم را برای صعود به اورست جزم کردم و به طور جدی پیگیر بودم، حتی ماشین شاسی‌بلندم را فروختم، آن زمان دلار 3 هزار و 500 تومان بود و می‌توانستم با هزینه فروش ماشین و بدون اسپانسر به اورست صعود کنم. در آن مقطع به تازگی از بام آمریکای جنوبی برگشته بودم، با این حال رئیس هیئت کوه‌نوردی استان، از من برای هیئت درخواست کمک کرد و گفت اورست همیشه هست؛ من هم فکر می‌کردم نرخ دلار ثابت می‌ماند، اما بعد از چند سال، دلار به قیمت 25 هزار تومان رسید و اورستی که در آن مقطع می‌توانستم با 135 میلیون صعود کنم، یک‌میلیارد‌و‌صد تومان شد و ماشینی هم که فروخته بودم، دومیلیارد شد و بدین‌گونه یک مسئول باعث ضرر چند میلیاردی من شد.

قبل از انتخابتان به عنوان دبیر هیئت کوه‌نوردی این اتفاقات رخ داد؟

بله قبل از انتخاب برای دبیری به من قول پیدا‌کردن اسپانسر داده بودند و بعدها نیز پیشنهاد دبیری هیئت را دادند و با اینکه به من ضرر زده بودند، به درخواست تعدادی از پیش‌کسوتان کوه‌نوردی استان، مسئولیت دبیری هیئت کوه‌نوردی را پذیرفتم و طی چند ماهی هم که فعالیت داشتم، اقدامات مؤثری انجام دادم که می‌توانم سرفصلش را برای شما بفرستم. زمانی که دلار 12هزار تومان شده بود، تصمیم گرفتم با ادامه پولی که از فروش ماشین باقی مانده، به قله ماناسلو صعود کنم و همین صعود باعث شد تا عزمم را برای صعود به اورست جزم کنم؛ زیرا احساس می‌کردم تجربیاتم کامل شده است.

و از همان‌جا برای تأمین هزینه تلاش کردید؟

هزینه صعود به اورست خیلی سنگین بود و تأمین آن دشوار، برای جذب اسپانسر با 160 ارگان و نهاد کشور نامه‌نگاری کردم، البته درباره این قصدم چندان با کسی صحبت نکردم؛ زیرا در اصفهانی که ما زندگی می‌کنیم، افراد تنگ‌نظری هستند که به جای خوشحالی از موفقیت دیگران، دنبال برخی حواشی هستند. من در خفا و چراغ خاموش به دنبال جذب اسپانسر بودم و حتی بارها به تهران سفر کردم، اما متأسفانه کسی به رشته کوه‌نوردی، نگاه مثبتی ندارد و من برای تأمین بخش عمده هزینه‌ها، ناچار به فروش ملک پدری شدم و حدود 420, 30 میلیون نیز توسط اسپانسرها تأمین شد تا پای در راه این کار بزرگ بگذارم.

خب از بیستم فروردین شروع کنیم که به نپال پرواز کردید؟

من در این روز به نپال رسیدم و چهار روز قرنطینه بودم که به نوعی فرمالیته بود، البته تست کرونای من قبل از سفر به نپال منفی شده بود و بعد از سفر به نپال هم مجددا تست دادم که منفی شد، اما به دلیل اینکه واکسن نزده بودم، خودم خیلی مراعات می‌کردم اما نپالی‌ها چندان مقید به رعایت بهداشت نبودند. سپس به بیس کمپ رفتیم و از آنجا صعود به اورست آغاز شد. من در این مدت از مسیر عکس و فیلم در پیج اینستاگرامی‌ام می‌گذاشتم و می‌خواستم همان‌طوری که به هم‌وطنان انرژی مثبت می‌دهم، از آن‌ها هم انرژی مثبت بگیرم. بعد از یک هفته سفر از روستایی به روستای دیگر، در 31 فروردین به بیس کمپ اصلی اورست رسیدیم. در آنجا چند روزی باقی ماندیم تا هم هوا شویم، امسال دولت نپال مجوزهای زیادی برای صعود به اورست داده بود و 408 کوه‌نورد از سراسر دنیا در آنجا حضور داشتند، مثلا در بیس کمپ اصلی به همراه خدمه و راهنما و آشپزها، بیش از هزار نفر حضور داشتند که نزدیک به بیست‌سی نفر کرونا گرفتند. من با یک مرحله هم هوا شدن، صعود را ادامه دادم؛ زیرا سرفه شدیدی می‌کردم و از ترس ابتلا به کرونا، صعود را ادامه دادم.

رؤیای صعود چطور محقق شد؟

ما کمپ به کمپ بالا می‌رفتیم. غروب از کمپ چهارم که ارتفاع هشت‌هزار متری است و اکسیژن کم است، حرکت کردیم و هفت‌و‌نیم صبح روز 22اردیبهشت به قله رسیدیم و نماینده شرکت در بی‌سیم اعلام کرد آن کوه‌نورد ایرانی که حالش بد بود، به قله رسید.

ایستادن روی بام دنیا چه حسی داشت؟

من حدود 25 دقیقه روی بام دنیا نشستم. صعودم به اورست به سختی انجام شد و چند بار قصد برگشت داشتم، سرفه خونی می‌کردم و کرونا داشتم که البته نمی‌دانستم. در آن شرایط سخت به لطف خدا و توسل به ائمه اطهار و دعای خیر خانواده و مردم به قله رسیدم. در آنجا حس عجیبی داشتم و اولین کاری که کردم، پرچم ایران را که در لباسم جاساز کرده بودم، بیرون آوردم و در آن لحظه‌ای که پرچم را به قلبم چسبانده بودم تا باد نبرد، حس می‌کردم همه مردم ایران روی اورست ایستاده‌اند.

اورست رفتن عکاس حرفه‌ای با دیگران چه تفاوتی دارد؟

امکان همراه بودن دوربین حرفه‌ای وجود نداشت، اما با دوربین کوچکی که همراهم بود و موبایلم، عکس و فیلم گرفتم و قرار است در مراسم گزارش‌خوانی اورست آن‌ها را به نمایش بگذارم.

اولین بار خبر به قله رسیدن را به چه کسی دادید؟

روی قله اورست به دلیل اینکه باد می‌آمد، امکان تماس‌گرفتن نبود؛ اما با موبایل ماهواره‌ای با رابط تماس گرفته و از او خواستم خبر رسیدنم به قله را به خانواده‌ام بدهند و بگویند به سلامت به قله رسیدم. بعد در کمپ چهارم هم با همسرم تماس گرفتم. در این کمپ من شب بسیار دشواری را گذراندم. ما سه نفر بودیم که با کفش و تجهیزات از شب تا صبح لرزیدیم و به دلیل طوفان و کولاک شدید، چندین بار نزدیک بود دست و پایم یخ بزند که با حرکت آن‌ها، مانع از یخ‌زدنشان می‌شدم. بازگشت من از نپال به ایران هم معجزه بود و به دلیل کنسل‌شدن پروازها، امکان بازگشت وجود نداشت و مدتی هم درگیر بیماری کرونا بودم تا اینکه خوشبختانه بلیتی پیدا کردم و به کشور بازگشتم. به دلیل اینکه در عرض نیم روز مقدمات بازگشتم فراهم شده بود، امکان اطلاع‌رسانی وسیع نبود، با این حال شهرداری منطقه 13 مقدمات خوبی برایم فراهم کرده بود و لازم می‌دانم از شهرداری اصفهان و دیگر اسپانسرهایی که مرا یاری کردند، تشکر کنم.

حالا که مدتی از صعود گذشته، فکر می‌کنید فروش ملک و سختی‌هایی که کشیدید، ارزش ایستادن بر بام دنیا را داشت؟

من همین حالا هم دلم هوای اورست را کرده است و اگر یک نفر بگوید که برای کمک همراه او به قله بروم و هزینه‌ام را تقبل کند، با دل و جان دوباره مسیر سخت صعود به اورست را طی می‌کنم. اورست مغناطیس خاصی دارد که انسان را جذب خود می‌کند. پروژه بعدی من صعود به قلل هفت‌گانه جهان است، تاکنون چهار قاره را صعود کرده‌ام و سه قله دیگر مانده که زیاد سخت نیست، اما پول زیادی می‌خواهد و از مسئولان کشورم و صاحبان صنایع درخواست حمایت دارم.

چه زمانی مدال طلای قهرمانی کوه‌نوردی را به شما اهدا می‌کنند؟

صعودهای هـیمالیایی بالای هشت‌هزار نفر، جدول خاصی دارد که طبق آن مدال می‌دهند. قله ماناسلو معادل نقره قهرمانی جهان بود که مدال را دادند اما تاکنون هرچه پیگیری کرده‌ام، خبری از اهدای پاداش نبوده است و می‌گویند بودجه نداریم. صعود به اورست معادل مدال طلای قهرمانی جهان است، اما نمی‌دانم جایزه‌ای هم بدهند یا نه.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.