قصه جان‌های سرکشی که تاریخ را دگرگون کردند

چرا خواندن کتاب «1968، سالی که جهان را تکان داد» اهمیت دارد؟

«1968، سالی که جهان را تکان داد» به قلم مارک کورلانسکی، نویسنده غیرداستانی و روزنامه‌نگار برجسته اهل آمریکاست. او در این کتاب به بررسی شورش‌ها، جنبش‌های مدنی، اعتراضات ضد جنگ ویتنام، تحرکات دانشجویی در کشورهای مختلف جهان، نقش رسانه‌ها در وقایع آن سال و تحولات بلوک کمونیستی پرداخته است. کتاب شامل چهار بخش «زمستان نارضایتی ما»، «بهار پراگ»، «المپیک تابستانی» و «سقوط نیکسون» است که در بیست‌ویک فصل تنظیم و روایت‌شده است. کورلانسکی به دلیل پیشینه روزنامه‌نگاری در این کتاب بیشتر به روایت رویدادها پرداخته است و کمتر اثری از تحلیل می‌توان در بیان رخدادهای مهم این سال در این کتاب یافت. 

دوشنبه ۰۷ تیر ۱۴۰۰

زمانی که در پائیز سال 1395 کتاب «1968، سالی که جهان را تکان داد» در ایران با ترجمه هوشنگ جیرانی منتشر شد به‌سرعت جای خود را در میان مخاطبان پیدا کرد زیرا تا قبل از این کمتر شاهد انتشار کتاب‌هایی با این مضمون و این شیوه روایت در کشور بودیم. وقتی صحبت از کتاب‌هایی با مضمون رویدادهای سیاسی و تحولاتی که جهان را تحت تأثیر خود قرار داده است می‌شود اغلب مخاطبان عام نادیده گرفته می‌شوند و این کتاب‌ها بیشتر مهمان کتابخانه‌های اساتید دانشگاه و دانشجویان می‌شود، اما اثر کورلانسکی این قاعده را درهم‌شکسته و به دلیل شیوه ساده و جذاب روایت، مخاطبان مختلف را به خود جذب می‌کند و تصویری واضح ازآنچه در سال 1968 روی‌داده عرضه می‌کند. مخاطبان کتاب با حوادثی که از ژاپن تا خاورمیانه، فرانسه، آلمان، بریتانیا، اسپانیا، مکزیک و سرانجام ایالات‌متحده آمریکا را درنوردیده آشنا می‌شوند.

هوشنگ جیرانی، مترجم کتاب در گفتگویی درباره شیوه گردآوری مطالب این کتاب می‌گوید: «مارک کورلانسکی تلاش کرده که با استفاده از گزارش‌های مطبوعات، آثار نوشته‌شده درباره حوادث سال 1968 و همچنین مصاحبه با برخی از شخصیت‌های تأثیرگذار در آن حوادث، چه در اروپای شرقی و چه در آمریکا و مکزیک، حوادث این سال را با روایتی جذاب و مبتنی بر واقعیات به خواننده نشان دهد که به نظرم تلاش او تا حدود زیادی نیز موفقیت‌آمیز بوده است.» جیرانی همچنین معتقد است: «یکی از ایرادهای اصلی تاریخ‌نگاری به‌ویژه در ایران، تأکید صرف آن روی وقایع سیاسی و تا حدودی اجتماعی است که این نوع روایت، بازتاب‌دهنده تنها بخشی از حوادث و رخدادهای تاریخی است و به‌نوعی، نقصان تاریخی است. همچنان که گفتار و کردار سیاستمداران در تاریخ جایگاه مهمی دارد، موسیقی، شعر، ادبیات، جریان‌های فکری و عقیدتی نیز نقش مهمی در شکل‌گیری جوامع دارند که در روایت کلی از حوادث گذشته باید به آن‌ها اشاره شود. در کتاب «1968، سالی که جهان را تکان داد»، نویسنده سعی کرده که نوعی توازن میان این دو رویکرد ایجاد کند و یکی را به نفع دیگری قربانی نکند. درست است که وقایعی چون جنگ ویتنام (آمریکا) یا ساختار متصلب سیاسی در نظام‌های کمونیستی (اروپای شرقی) و سیستم بسته دانشگاهی (فرانسه) موتور محرک بسیاری از اعتراض‌ها و تظاهرات بوده است، اما نمی‌توان از تأثیرگذاری موسیقی، شعر، ادبیات اعتراضی و متفکران فلسفی بر حوادث این سال به‌طور اخص و دهه 1960 به‌طور اعم غافل بود.»

تصویر نقش بسته بر روی طرح جلد کتاب، جوانانی معترض و متحد را نشان می‌دهد که پدیدآورندگان اصلی حوادث ما بین سال‌های دهه 60 میلادی هستند. در مقدمه کتاب آمده است: «حوادث سال 1968 میلادی که از آمریکا و مکزیک تا پشت دیوارهای آهنین کمونیسم در لهستان و چکسلواکی و ازآنجا تا ژاپن ادامه داشت از سوی جوانانی آرمان‌گرا پی گیری شد که از جنگ سرد، حاکمیت نظام دوقطبی، کسالت‌بار بودن جامعه و جنگ ویتنام سرخورده شده و در پی درهم شکستن دنیای قدیم بودند، دنیایی که یادگار جنگ جهانی دوم و جنگ سرد میان دو ابرقدرت یعنی آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بود که به سلاح هسته‌ای مجهز شده و تا مرز یک جنگ تمام‌عیار اتمی نیز پیش رفتند.» هانا آرنت در مصاحبه‌ای با عنوان «اندیشه‌هایی درباره سیاست و انقلاب» درباره خصوصیت اصلی جوانان در این سال می‌گوید: «آنچه این جوانان را از نسل پیشین متمایز می‌کرد، عزم آن‌ها برای کنش بود، سرخوش بودن از کنش، ایمان به این‌که با تلاش‌هایشان قادر به تغییر اوضاع جامعه خود هستند.»

رائول رایس، استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در بخشی از پیشگفتاری که برای کتاب «1968، سالی که جهان را تکان داد» نوشته است، می‌گوید: «یکی از ویژگی‌های غیرمعمول و بدیع این کتاب این است که کورلانسکی دیدگاه‌های سیاسی خود را پنهان نمی‌کند. اگرچه او یکی از هواداران پر و پا قرص اعتراض‌های دانشجوئی سال 1968 و آن چیزی است که آن‌ها به دنبال آن بودند، بااین‌حال او اجازه نمی‌دهد تا نظرات سیاسی‌اش بر کار ژورنالیستی اثر بگذارد. هنگامی‌که او درباره دیدگاه‌های محافظه‌کارانه شارل دوگل، رئیس‌جمهوری فرانسه، اظهارنظر می‌کند آن را با لحنی طنزآمیز یا کنایه گونه بازگو می‌کند. ظاهراً دوگل به شکل جدی فکر می‌کرد که دانشجویان دانشگاه‌ها به این دلیل دست به اعتراض می‌زنند که به شکلی کابوس وار نگران امتحانات پایان سال خود هستند. کورلانسکی سپس با جزئیات روزنامه‌نگارانه به توصیف مقابله‌جویی‌های دانشجویان فرانسوی با پلیس در خیابان‌های پاریس می‌پردازد.»

نویسنده نیز در مقدمه اثر خود می‌نویسد: «هرگز سالی چون 1968 وجود نداشته و بعید است چنین سالی بار دیگر در آینده تکرار شود. در زمانه‌ای که ملت‌ها و فرهنگ‌ها هم چنان ازهم‌گسیخته و بسیار متفاوت از یکدیگر بودند، هیجان خودجوشی در این سال از سوی جان‌های سرکش در گوشه و کنار جهان بروز پیدا کرد. موضوع منحصربه‌فرد در ارتباط با وقایع 1968 این بود که مردم در جریان آن علیه مسائل مختلف سر به شورش برداشتند و وجه مشترک آن‌ها این بود که تنها خواهان شورش بودند، به دنبال ایده‌هایی که چگونه می‌توان شورش کرد، حس ازخودبیگانگی در برابر نظم مستقر و تنفر عمیق از اقتدارگرائی در هر شکل آن.»

کتاب «1968، سالی که جهان را تکان داد» توسط انتشارات امید صبا روانه بازار کتاب ایران شده و خواندن آن برای شناخت هر چه‌بهتر جوامع و راهی که برای آزادی طی کرده‌اند توصیه می‌شود.

 

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.