مرگ خاموش فرزندان زنده‌رود

در غیاب زاینده‌رود، آینده هولناکی برای پل‌های تاریخی اصفهان پیش‌بینی می‌شود

فاتحه میراثــــــی مولد، کهنســــال و تمدن‌ساز را بخوانید؛ به وقت اضافه رسیده‌ایم و اگر زودتر دست به کار حل مشکل نشویم، کارش و کارمان تمام است! هم «زاینده‌رود» به عنوان میراث طبیعی ملی ایران و هم بناهای تاریخی مهمی که بر این کالبد ساخته‌شده‌اند و هر کدام از منظر کاربری و معماری منحصر به فرد هستند، همه در معرض نابودی کامل قرار گرفته‌اند.

شنبه ۰۹ مرداد ۱۴۰۰

 با ادامه خشکی زاینده‌رود و جاری‌شدن موقت و گهگاهی این رودخانه مهم فلات مرکزی ایران، چند اتفاق هولناک درحال رخ‌دادن است که به طور مستقیم زندگی ساکنان حوزه تمدنی زاینده‌رود و میراث طبیعی و تاریخی ملی ایران را مورد تهدید جدی قرار می‌دهند؛ اتفاقاتی چون ادغام پساب‌ها و فاضلاب‌های شهری و صنعتی با آب رودخانه به هنگام جاری‌شدن موقت رود، وجود سموم و آلاینده‌های مخرب و برخورد این آلاینده‌های محلول در آب با پایه‌هـــــای پل‌ها، فعال‌بودن پدیده فرونشست و حمله  آلاینده‌های محلول در آب به پایه پل‌ها. در این گزارش با واکاوی تأثیرات خشکی زاینده‌رود، راهکارهایی هم برای مبارزه با تهدیدات موجود ارائه می‌دهیم که عبارت‌اند از: جاری‌کردن دائمی آب در رودخانه، مدیریت صحیح و یکپارچه و واحد منابع طبیعی ملی و تشکیـل کارگروه تخصصی برای بررسی مشکلات زاینده رود با توجه جدی به میراث فرهنگی  قرارگرفته در حریم رود.  
وقتی مدیریت صحیح منابع انرژی و آموزش مؤثر در زمینه الگوی مصرف وجود نداشته باشد و به طور فزاینده‌ای نقض حریم میراث طبیعی ملی ایران در دستورکار قرار بگیرد، نتیجه‌ای جز ازدست‌رفتن رودهای دائمی و تالاب‌ها و دشت‌های حاصلخیز وجود ندارد و این یعنی فاتحه خود و نسل‌های آینده را خواندن!

 تمدن‌های هیدرولیکی

ماجرای ایجاد تمدن‌هایی هیدرولیک، یا بر پایه آب، داستانی مشترک در بین محوطه‌های پیش از تاریخ، مهم و دوران‌ساز از شرق تا غرب جغرافیای عالم است که بخش‌های وسیعی از فلات ایران هم به دلیل طبیعت و جغرافیای ویژه در آن وهله از تاریخ از این قاعده مستثنی نبوده و همانند آنچه در بین‌النهرین، مصر وهاراپا در دره سند شکل گرفت، پیش‌تر  یا حتی بعدتر به نوعی در نقاط مختلف ایران به‌خاطر حضور آب و دلایل طبیعی پدیدار شد.
همه ما با بحران کم‌آبی و خشکسالی در مناطق مختلف ایران روبه‌رو هستیم، به دلایل متعددی نظیر کمبود مواهب طبیعی، تغییرات جوی در سطح جهانی، افزایش تشعشعات و فعالیت‌های خورشیدی و از همه مهم‌تر، عدم مدیریت مدبرانه و افزایش فعالیت‌های سودجویانه، سدسازی بدون آسیب‌شناسی قبلی و تحقیقات کافی در سال‌های اخیر که گریبان‌گیر زندگی شهری، روستایی و طبیعت کشور عزیزمان بوده است. بحران آب، زندگی انسانی و از سوی دیگر طبیعت مناطق مختلف را به چالش خواهد کشید؛ اما بحث امروز موضوعی دیگر در میان لایه‌های مطرح‌شده خواهد بود، لایه‌ای در زیر پوست آثار و ابنیه تاریخی شهر اصفهان که در طی این مقاله به صورت مختصر به بحث و بررسی آن پرداخته‌ام.

«زنده‌رود» از کجا وارد اسناد تاریخی شد؟

ابن رسته در «اعلاق النفیسه» درمورد نام‌گذاری این رودخانه چنین می‌گوید: «آب اصفهان از رودی با نام زرین‌رود حاصل می‌شود و اردشیر پسر بابک آن را چنین خوانده است.» در کتاب «جغرافیای اصفهان» اما، میرزا حسین‌خان تحویل‌دار به این موضوع نگاهی زمین‌شناختی دارد: «اطلاق نام زاینده‌رود به این رودخانه به این دلیل می‌باشد که به علت سختی سطح زمین در بستر و حوالی رودخانه، آب‌های جاری مجددا بعد از نفوذ به زیر خاک اراضی کم و بیش به زاینده‌رود باز می‌گردند. از تحقیقات اخیر چنین برمی‌آید که بیشترین سنگ‌های دگرگون در اطراف زاینده‌رود شامل شیست تیره رنگ است.»

 «زاینده‌رود» چند ساله است؟!

 تحقیقات و آزمایش‌های پرتوسنجی در این بین سن بستر و سنگ‌های زیر این رودخانه کهن را به زمانی فراتر از باور عموم و حتی مورخین در گذشته می‌رساند. می‌توان زمان جاری‌شدن زنده‌رود در این بسترکهن را که طبیعت برای عبور این رود فراهم کرده است در حدود اوایل دوران زمین‌شناسی میوسن یعنی زمانی حدود 18 میلیون سال قبل به واسطه شیب طبیعی ایجادشده از ارتفاعات زاگرس به سمت گودی گاوخونی دانست (نورایر تومانیان و همکاران،1386). در مسیر مطالعات سنگ‌شناسی، سنگ‌های دگرگون شامل شیست، آمفیبولیت، گنیس و مرمر در مسیر زاینده‌رود از اطراف چادگان تا نجف‌آباد در باختر چهارگوش اصفهان قابل مشاهده هستند.
بر اساس مشاهده قرارگیری رسوبات آهکی فسیل دار پرمین با کنگلومرای قاعده‌ای روی این مجموعه، سن پرکامبرین را برای این دسته منظور کرده‌اند که با استناد به سن رادیومتریک برخی نمونه‌ها از بستر این رود دربرخی نقاط 3.5 -+568 میلیون سال به‌دست آمده است (رضوانه جمالی آشتیانی و همکاران،1394). همه این مطالب تلاشی به منزله زدن تلنگری در راستای رسیدن به فهمی عمیق از اهمیت جاری بودن این رود باستانی در بستر خود است. هویداست که مسئله شارش زاینده‌رود خود به‌تنهایی فراتر از تاریخ و شکل‌گیری یک تمدن آبی با نام کنونی اصفهان و تمامی اکوسیستم در اطراف آن است اما هزینه بی‌تدبیری در مدیریت و زنده نگهداشتن این رود، تنها در یک جمله کوتاه خلاصه می‌گردد: «خشک‌شدن زنده‌رودِ کهنسال، معادل نابودی تمامی فرزندان آن است.»

 ضربه مهلک به تاریخ اصفهان

 با ادامه روند قطع طولانی‌مدتِ جریان آب رودخانه و خشک‌شدن اراضی اطراف زاینده رود یا وصل آب رودخانه پس از گذشت مدتی زیاد از تشنگی این رود، شوربختانه در آینده‌ای نه چندان دور با ضرباتی مهلک به تاریخ اصفهان روبه‌رو خواهیم شد. کاهش سطح آب سفره‌های زیر زمینی به منزله پمپاژ آب از اعماق زمین به منظور آبرسانی به باغات و زمین‌های کشاورزی اطراف رودخانه باعث تشدید پدیده فرونشست می‌شود. طبق گزارش‌ها (رضا صالحی و همکاران،1391) بیشینه  نرخ فرونشست در دشت مهیار جنوبی در خلال سال‌های 2003 تا 2006 ، 8.2 سانتی متر بر سال محاسبه شده است. این درحالی است که طبق گزارش اخیر از صفحه  ایرنا در تاریخ 12 تیرماه سال 1400، نرخ فرونشست زمین در شهر اصفهان به 16 تا 18 سانتی‌متر در سال رسیده است، درحالی‌که نرخ بحرانی فرونشست در جهان حدود 4 میلی‌متر است. با افزایش این روند و رسیدن این فرونشست به بنیان ابنیه تاریخی در شهر اصفهان که برخی از این ابنیه از نظر شعاعی در حدود 3 تا 5 کیلومتری از رودخانه زاینده‌رود قرار دارند، باید نگران اتفاقاتی نابهنگام و جبران‌ناپذیر بود، زیرا با ازبین‌رفتن رطوبت خاک و افزایش حفره‌های موجود در خاک و مصالح در پی بناها، آن‌ها از همیشه ترد و شکننده‌تر خواهند شد واستحکام لایه‌های ترد زیرین در برابر فشارهای مکانیکی ناشی از وزن این سازه‌های قدیمی به همراه مصالح و زیرساخت‌هایی قدیمی، با لرزش‌ها و زلزله‌هایی حتی در مقیاس ریشتر پایین و سطحی نیز، به‌سرعت تحت‌تأثیر این موج مخرب قرار خواهندگرفت و تاب مقاومت در برابر این نوسانات را نخواهدداشت. ازجمله این بناهای تاریخی که با مشکل فرونشست و تخریب در بدنه مواجه شده‌اند می‌توان به پل جوئی، این سازه تاریخی متعلق به دوران صفوی اشاره کرد یا حتی پل‌های دیگر نظیر بابامحمود، سی‌وسه‌پل، پل چوم و... که روی این رودخانه‌اند و از قربانیان رده اول خشکی زاینده‌رود بوده و خواهند بود. از سوی دیگر، با خشک‌شدن رودخانه،دهانه‌های برخی از پل‌ها، محل تجمع اقشار گوناگون با فرهنگ‌های متفاوت خواهدبود که این افراد برای گرم‌شدن در پایه‌های پل شروع به سوزاندن چوب یا مواد خشک‌ می‌کنند.از این رو نوسانات دمایی لحظه‌ای خود نیز یکی دیگر از عوامل مخرب و آسیب‌زننده به پایه‌های سنگی و آجری این پل‌ها خواهد بود.  باوجوداین، می‌توان به راهکارهایی نظیر نظارت متخصصان و کارشناسان مرمت ابنیه به طور دوره‌ای بر آثار تاریخی و این پل‌ها، آموزش همگانی از طریق صداوسیما، دعوت از متخصصان کشاورزی، زمین‌شناسی و باستان‌شناسی در حوزه رسانه مجازی که متاسفانه جای این مسائل آموزشی در این بین به شدت خالی است جهت ارائه رهنمون‌هایی در راستای اصلاح روش‌های مدیریت منابع آب، تغییر الگوهای آبیاری و تغذیه مصنوعی به‌عنوان روش‌های کنترل نشست در منطقه اشاره داشت.

منابعی برای نابودی تاریخ اصفهان

منابع آلوده‌کننده آب زاینده‌رود تا قبل از شهر اصفهان محدود به روان‌آب‌های سطحی، زه‌آب‌های حاصل از اراضی زراعی و کارخانه‌هایی چون کاغذ سازی و کارخانه‌های بزرگ دیگر هست؛ همین‌طور در پایین‌دست منابع عمده آلوده‌کننده و شوری، زه‌کش‌های اراضی زراعی و نفوذ آب‌های زیرزمینی شور است که به علت دبی کم رودخانه باعث شوری بیش از حد آب شده‌اند. بخش اصلی منابع آلوده‌کننده زاینده‌رود در بخش میانی رودخانه قرار دارد و تأثیر این آلودگی تا فاصله ۳۰ کیلومتری شرق اصفهان نیز ادامه می‌یابد. درواقع بیشترین سهم آلودگی را فاضلاب‌های صنعتی و شهری شهر اصفهان دارا بوده، براساس مقالات و آزمایش‌های انجام شده پیشین، آب زاینده‌رود پس از عبور از شهر اصفهان دارای آلوده‌ترین وضعیت (بسیار بالاتر از حدود استاندارد) است، با درصد سختی نسبتا سخت تا بسیار سخت، در ماه‌های متفاوت که آب در رودخانه جریان داشته یا زمان کوتاهی که آب در رودخانه جریان پیدا می‌کند. در صورت وجود آفت‌کش‌ها در آب ورودی به تصفیه‌خانه، آب تصفیه‌شده خروجی نیز حاوی این سموم خواهد بود، زه آب باغ‌های میوه و زمین‌های کشاورزی، فاضلاب‌های روستایی و شهری (مانند باغبهادران) و پساب کارخانه ذوب‌آهن اصفهان، مهم‌ترین منابع آلاینده ورودی به رودخانه در این محدوده هستند.
 آلاینده‌های متنوع مخرب بناهای تاریخی زاینده‌رود را تهدید می‌کنند اما آلاینده‌های موجود در آب چه تأثیری بر آثار تاریخی روی رودخانه، مانند پل‌های آجری و سنگی زاینده‌رود دارند؟ باتوجه به اینکه این آثار برای ادامه حیات نیاز به آب دارند تا نمک‌های محلول و غیرمحلول در آب نتوانند تأثیر چشمگیری بر تخریب ریزساختارهای این ابنیه داشته باشند، اکثر پل‌ها روی صفه‌هایی از جنس سنگ پابرجا هستند، این تا جایی قابل اعتماد است که ما ریزترک‌ها، تخلخل سنگ‌های زیربنای پل‌ها به علاوه آلاینده‌های مشخص و متغیر که در سال‌های اخیر به آب وارد شده بوده‌اند و مکانیسم تخریب توسط نمک‌های محلول و غیرمحلول در بناهای تاریخی را در نظرنگرفته باشیم.
از اشکال تخریب در ابنیه  تاریخی وجود شوره‌های سولفاته،شوره‌هایی با منشا نمک‌های کلریدی و نمک‌های نیتریت و نیترات (بیشترین و رایج ترین شکل تخریب) در مصالح متخلخل هستند، مجاورت دائمی ساختارهای آجری با مواد وآب‌های نيترات‌دار سبب پيدايش نيترات كلسيم می‌شود كه كاهش و افزايش پياپی رطوبت، منجر به متلاشی‌شدن ملات‌ها و خرابی ساختارهای يكپارچه می‌گردد (مهدی پیرک و همکاران،1394).  بنابراین، متاسفانه در زمان شریان آب در رودخانه می‌توان بعضا شاهد برخی آلاینده‌ها نظیر فسفات (به‌خاطر پساب‌های صنعتی و شهری)، سولفات به واسطه تجزیه مواد آلی (به‌جامانده از سموم آفت‌کش فصلی) درآب توسط ریز جانداران و باکتری‌ها در حضور اکسیژن، نمک‌های محلول در آب و یا مقادیری نیترات به واسطه کودهای کشاورزی در آب رودخانه باشیم که برخی از این آلاینده‌ها طی فرایند طبیعی خودپالایی رودخانه کاهش می‌یابند (مهدی حاجیان نژاد و احمدرضا رهسپار،1388). اما به طور کامل از بین نخواهند رفت یا حتی ممکن است در برخی مواقع رودخانه توانایی این پالایندگی را به‌خاطر مسائل متفاوت نظیر دبی کم آب، میزان انتقال، نفوذ و پخش، تبدیل و ته نشینی و تجزیه این نوع آلاینده‌ها نداشته باشد (جهانگیر عابدی کوپائی وهمکاران،1389). از این رو آثار این موادآلاینده و یون‌های آزاد بر سنگ‌ها سازه‌های آجری، آبرفت بستر رود و آبزیان در رودخانه به طور طولانی‌مدت تأثیرگذار خواهند بود. نا گفته نماند که موارد زیادی از قبیل نور، حرارت، دی اکسیدکربن، مواد نیتروژنه و مواد فسفره در تشکیل بلوم و رشد سریع جلبک‌ها و برخی پارازیت‌های مخرب بر بدنه آثار دخالت دارند. که این مواد جمیعا در پساب کارخانه‌ها، فاضلاب‌ها و مواد به‌جامانده از کوددهی باغات و مزارع همگی در حین جاری‌شدن این رودخانه، به صورت محلول در آب می‌آیند تا حیات موجودات آبزی، انسان‌ها و آثار تاریخی نامبرده را که همه فرزندان این رود هستند به خطر بیندازند.
 کما اینکه تصاویر غم‌انگیز از هریک از این آثار به‌جامانده از اعصار مختلف طی دوران اسلامی روی رودخانه نشان‌دهنده این است که هیچ یک از این پل‌ها که مدارکی ارزشمند از نبوغ، استعداد و تلاش گذشتگان ما هستند در شرایط مطلوب و مناسبی به سر نمی‌برند. مطمئنا این آثار بارها در گذشته دور و نزدیک از زمان ساختشان تا به امروز بارها مورد حفاظت و مرمت اساسی واقع شده‌اند که برخی از این عملیات مؤثر و برخی دیگر گذاشتن مرهمی بر زخم عمیق این دست آثار بوده و بی‌تردید به یک بررسی و مرمت ریشه‌ای دارند.
در برخی تصاویر ترک‌خوردگی سنگ‌ها و آجرها در بدنه پل و تغییر محور نیرو در بدنه و دهلیزهای آب در پل کاملا هویداست که همه از پیامدهای رسیدن پدیده فرونشست به زیرسازه هریک از این پل‌هاست.
عدم مدیریت صحیح پساب و ورود اغلب این آلاینده‌ها به رودخانه، نبود تصفیه مؤثر، عدم تنظیم دبی فصلی آب رودخانه، نبود رطوبت نسبی در بخش پایه این پل‌ها، قطع طولانی مدت جریان رودخانه، گرد وغبار ناشی از تغییرات دمایی و وجود آلاینده‌های موجود در جو، به انضمام موادآلاینده موجود در جریانات قبلی رودخانه که به داخل لایه‌های متخلخل سنگ و آجر نفوذ یافته‌اند با فرایند اکسیده شدن در بدنه سنگی و آجری بنای پل‌ها تحریک شده و به آرامی مانند یک سرطان ناعلاج، جان این ابنیه را گرفته و آن‌ها را با خاک یکسان می‌کنند. مقصود از بیان این نکات، کمک‌گرفتن از متخصصان و اندیشمندان در حوزه مطالعات آب، زمین‌شناسی، مرمت و باستان‌شناسی و تشکیل کارگروه‌های تخصصی در حوزه طبیعت و آثار تاریخی شهر اصفهان جهت بررسی روشمند و هرچه مؤثرترِ این دست مشکلات است.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.