انجمن ادبی

جایزه ادبی «جان‌تان جور» از سوی حوزه هنری اصفهان و خانه ادبیات مستقل افغانستان برگزار می‌شود
فضل‌الله صلواتی از زندگی و دوستی با محمدرضا حکیمی می‌گوید
مرضیه گلاب‌گیر درباره سهم زنان اصفهان در داستان‌نویسی امروز و کیفیت آثار می‌گوید

جانِ‌تان جور

جایزه ادبی «جان‌تان جور» از سوی حوزه هنری اصفهان و خانه ادبیات مستقل افغانستان برگزار می‌شود

جایزه ادبی جانِ‌تان جور به پاسداشت «ابوالفضل بیهقی» تاریخ‌نگار و نویسنده در بخش‌های داستان کوتاه و خاطره‌نویسی مختص مهاجران افغانستانی ساکن استان اصفهان برگزار می‌شود. موضوع آثار آزاد است، اما با توجه به نکوداشت ابوالفضل بیهقی و به یاد هزاران سال هم‌زیستی و بی‌مرزی ملت‌های ایران و افغانستان، موضوعات بیهقی از نیشابور تا غزنین، افغانستان من، جان ایران، جان افغانستان، شب‌های روشن مهاجران، هندوکش و شب طولانی نیز شامل آن  می‌شود.

‏محمدرضا حکیمی، حامی مظلوم و طالب عدالت بود

فضل‌الله صلواتی از زندگی و دوستی با محمدرضا حکیمی می‌گوید

«آری، باید بکوشیم تا جامعه ما چنان نباشد که درباره‌اش بتوان گفت؛ از دو مفهوم انسان و انسانیت، اولی در کوچه‌ها سرگردان است و دومی در کتاب‌ها.» این جمله را محمدرضا حکیمی در سال 1388 در نامه‌ی امتناعش از دریافت جایزه‌ی علوم انسانی فارابی نوشته است. حکیمی فقیه و مجتهد، فیلسوف، متفکر و نویسنده ایرانی بود که کتاب الحیاة وی که یک دایرةالمعارف اسلامی است، از شهرت و اعتبار خاصی در جهان اسلام برخوردار است. همچنین علی شریعتی او را به عنوان وصی خود جهت هرگونه دخل و تصرف در آثارش انتخاب کرده بود. حکیمی چندی پیش به ویروس کرونا مبتلا شد و در شامگاه ۳۱ مرداد ۱۴۰۰ به دلیل عوارض ناشی از ویروس کرونا و کهولت سن بر اثر ایست قلبی درگذشت و در حرم امام رضا به خاک سپرده شد.

به نام داستان به کام واگویه

مرضیه گلاب‌گیر درباره سهم زنان اصفهان در داستان‌نویسی امروز و کیفیت آثار می‌گوید

نویسندگان زن و مرد بخشی از جریان ادبیات معاصر به شمار می‌روند که هریک با نگاهی ویژه در پی ارائه شیوه‌ای نو در فرم و پرداخت داستان هستند، اما در این میان باورها و نگاه زنان فضایی شاید خاص‌تر را برای حضور آن‌ها در عرصه داستان‌نویسی فراهم کرده است. اگرچه ویرجینیا وولف می‌گوید «برای هرکسی که می‌نویسد، فکرکردن درباره جنسیت خود مخرب است و زن بودن یا مردبودن به‌صورت خالص و مطلق مخرب است؛ باید زنانه، مردانه یا مردانه، زنانه بود» اما واقعیت این است که در جامعه ما زنان به لحاظ مسائل اجتماعی با محدودیت‌های بسیاری مواجه بوده‌اند و اگر با گذر از بانوان داستان‌نویسی که پیش از سیمین دانشور زیسته‌اند، او را نخستین بانوی داستان‌نویس جدی و متعارف بدانیم درمی‌یابیم که تا مدت‌ها بعد از این شروع جدی بانوان، هنوز هم در بسیاری از شهرهای ایران محدودیت‌های بسیاری برای آفرینش‌های ادبی زنان وجود داشت.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - انجمن ادبی