اندیشه سیاسی

فقدان استادی که نام انسان برازنده‌اش بود

دکتر علی علی‌حسینی از شاگردی و دوستی با مرحوم دکتر فیرحی می‌گوید

«داود فیرحی» استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه اندیشه سیاسی، صبح چهارشنبه، 21 آبان بر اثر کرونا درگذشت. رساله کارشناسی ارشد وی با عنوان «اندیشه سیاسی شیعه در دوره قاجاریه» بود. رساله دکترایش هم «دانش، قدرت و مشروعیت در اسلام» نام داشت که با الهام از روش‌شناسی فوکو و هرمنوتیک گادامر تنظیم شد. فیرحی به اخلاق‌مداری در بین دانشجویان و تمام کسانی که از نزدیک با او ارتباط داشتند، معروف بود و از آنجایی که علاوه‌بر ارتباط استاد-شاگردی با دانشجویانش دوست هم بود، در این گزارش با دانشجوی قدیمی او، دکتر علی علی‌حسینی، استادیار دانشگاه اصفهان گفت‌وگویی کردیم تا او از اندیشه‌ها فیرحی برایمان بگوید.

نشست علمی «فلسفه سیاسی امام‌خمینی‌(ره) و انتخابات» با همکاری مجمع عالی حکمت اسلامی شعبه اصفهان برگزار شد
«امر روزمره در جامعه پساانقلابی» از چه می‌گوید؟

«مردم» و «حاکمیت» در اندیشه امام‌خمینی‌(ره)

نشست علمی «فلسفه سیاسی امام‌خمینی‌(ره) و انتخابات» با همکاری مجمع عالی حکمت اسلامی شعبه اصفهان برگزار شد

هم‌زمان با ایام ارتحال بنیان‌گذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره)، گروه فلسفه سیاسی مجمع عالی حکمت اسلامی با همکاری شعبه این مجمع در اصفهان، نشستی را تحت عنوان فلسفه سیاسی امام خمینی (ره) و انتخابات به صورت مجازی و با حضور برخی علمای این حوزه برگزار کردند.

زندگی سیاسی اشیا

«امر روزمره در جامعه پساانقلابی» از چه می‌گوید؟

«امر روزمره در جامعه پساانقلابی» عنوان کتابی نوشته عباس کاظمی است. عباس کاظمی، جامعه شناس و استاد پیشین دانشگاه تهران است. این کتاب از این جهت حائز اهمیت و اثری قابل تأمل است که با ادبیات علوم اجتماعی کلیشه‌ای در ایران فاصله گرفته و به مطالعه واقعیت عینی جامعه پرداخته است. علی میرسپاسی، استاد مطالعات اسلامی و خاورمیانه دانشگاه نیویورک درباره این کتاب می‌نویسد: «این کتاب با ظرافت و هوشمندی، ابعادی بسیار مهم و پیچیده از زندگی روزمره ایرانیان را در چند دهه اخیر بررسی کرده است.» 

شرم؛ نقطه‌ای که سیاست به پایان می‌رسد و اخلاق شروع می‌شود

درباره رعایت خلاق و شرم از حضور دیگری

«اگر با کشتن یک ثروتمند در کشوری دیگر، و بدون اینکه از خانه‌ات خارج شوی، ثروتمند شوی چه کار می‌کنی؟ آیا او را می‌کشی یا نه؟». این سوالی است که ذهن بسیاری از متفکران و روشنفکران قرن نوزدهمی اروپا را به خود مشغول کرده بود. بعضی از تاریخ‌نگاران آن را به غلط به روسو نسبت می‌دهند، در حالی که مشابه این پرسش برای اولین توسط یکی از شخصیت‌های رمان باباگوریوی بالزاک مطرح شد. شاتوبریان هم سال‌ها درگیر چنین مسئله بغرنجی بود و علاوه بر او، داستایوفسکی نیز نظیر این پرسش را بارها در رمان‌هایش مطرح کرد. آیا اگر به ما نیروی جادویی داده شود که توسط آن بتوانیم افرادی را که هرگز در زندگی ندیده‌ایم از میان برداریم چه کار خواهیم کرد؟ احتمالاً امروز بیشتر مردم، به خاطر حضور در شبکه‌های اجتماعی و زندگی در دهکده جهانی، در پاسخ به سوال مذکور خواهند گفت که طرف را نخواهند کشت (راست یا دروغش بماند). اما ماجرا برای کسانی که قرن‌ها پیش زندگی می‌کردند متفاوت‌تر و پیچیده‌تر بود چرا که دنیا برایشان همانند دنیای ما این اندازه کوچک و دهکده‌مانند نبود. زمانه تغییر کرده ولی با این حال امروز هم روح اصلی پرسش بالزاک همچنان زنده و معنادار است؛ بیایید آن را به شکل دیگری مطرح کنیم: آیا باید اخلاق را نسبت به کسی که هرگز ندیده و نخواهیم دید رعایت کنیم؟ آیا اعمال شر نسبت به فردی که حتی از وجود خارجی‌اش بی خبر هستیم مجاز است؟

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - اندیشه سیاسی