تاریخ اصفهان

دورت بگردم نقش‌جهان!

در رکاب تاریخ با مرور تاریخ پیدا و پنهان یکی از مهم‌ترین میدان‌های تاریخی جهان

اصفهانی‌ها اقبال بلندی دارند که می‌توانند در یکی از زیباترین میدان‌های تاریـخـی جـهـان، پا در رکـاب تـاریـخ دوچرخه‌سواری کنند. با پیاده‌راه شدن این میدان کهن‌سال و بافت پیرامون آن، فضای بسیار مناسبی برای رکاب‌زدن در آن فراهم شده است. میدانی که روزگاری پر از غوغای تاخت‌وتاز سوارکاران چوگان‌باز بوده، حالا با سوارکارانی از جنس دیگر روبه‌رو شده است. رکاب‌زنانی که دور نقش‌جهان می‌گـردنـد و تـاریـخ ایـن مجموعه مهم را با نگاهی تازه مرور می‌کنند.

هنرمند زندگی‌ساز

گفت‌وگو با نوشین نفیسی، هنرمند فعال هنر معاصر اصفهان

تنوع و تعدد کارها و آثارش بیشتر بازدیدکنندگان را شگفت‌زده می‌کند؛ آثاری که همه گالری‌های موزه هنرهای معاصر اصفهان را درگیر کرده و برای درست دیدنشان باید یک گالری‌گردی نیم‌روزه ترتیب داد.1قاب‌های نقاشی تنها بخشی از آثار هستند. سازه‌های مختلف و ویدئوها هم هستند و با مرور تاریخی کارها متوجه می‌شویم هنرمند کم‌کم و از دوره‌ای خاص از آن‌ها استفاده کرده تا آنچه را که می‌خواهد کامل‌تر بیان کند.نمایشگاه از عکس‌های کودکی و نقاشی‌های آن روزها آغاز می‌شود و ما را به سفر در دنیای هنرمندی می‌برد که تلاش کرده تجربه زیسته خود را با ما به اشتراک بگذارد شاید در نقطه‌ای با او هم‌زبان باشیم.

مرگ خاموش فرزندان زنده‌رود

در غیاب زاینده‌رود، آینده هولناکی برای پل‌های تاریخی اصفهان پیش‌بینی می‌شود

فاتحه میراثــــــی مولد، کهنســــال و تمدن‌ساز را بخوانید؛ به وقت اضافه رسیده‌ایم و اگر زودتر دست به کار حل مشکل نشویم، کارش و کارمان تمام است! هم «زاینده‌رود» به عنوان میراث طبیعی ملی ایران و هم بناهای تاریخی مهمی که بر این کالبد ساخته‌شده‌اند و هر کدام از منظر کاربری و معماری منحصر به فرد هستند، همه در معرض نابودی کامل قرار گرفته‌اند.

از نقش‌جهان و پشت‌مطبخ و انگورستان صفوی تا سپه و دروازه‌دولت
روند تبدیل شهر قاجاری به شهر امروزی
سیر و سفر در مسیر گردشگری معماری با چاشنی علم‌اندوزی

طنازی‌های تلخ تاریخی

وقتی نقش‌جهان، چهلستون، عالی‌قاپو و سپه به سخن می‌آیند!

اگر آثار و ابنیه تاریخی اصفهان زبان داشتند چه می‌گفتند؟! امروز چه حرفی برای گفتن داشتند و از دیروز چه می‌گفتند؟! «درد‌دل آثار تاریخی اصفهان» عنوان مجموعه مطالبی به قلم نوروز جمشاد است که در سال 1344 در روزنامه اصفهان به چاپ می‌رسید. این مطالب حاوی داده‌های بسیار جالب و ارزشمندی راجع به اوضاع شماری از آثار و ابنیه تاریخی اصفهان است که از زبان خودشان به قلم این طنزنویس نقل می‌شود. اصفهان بود که قلم طنز و زیبایی داشت او در دهه چهل و پنجاه، در روزنامه‌های اصفهان به‌خصوص روزنامه «اصفهان» که به مدیریت امیرقلی امینی انتشار می‌یافت، قلم می‌زد و عموما مطالب طنز می‌نوشت.

هزاران‌ساله‌های خیال‌انگیزِ گچین

سفر در مسیر تزیینات گچین بناهای تاریخی ایران را تجربه کنید

رای شناختن تزیینات بناهای ارزشمند ایرانی و آشنایی با رمز و رازهای استادانه‌ای که مهرازان مانند مهری بر روی بناها به یادگار می‌گذاشتند، باید از کدام نقطه آغاز کنیم؟ جزئیات در معماری ساختمان‌های ایرانی به مراتب حائز اهمیت بوده‌است. جزئیات یک دست سازه، شناسنامه و جلابخش روح آن اثر است. ابتدای حیات هنر گچ‌بری چگونه بوده‌است؟ آیا می‌توان معرفی‌نامه‌ای از این تزیینات گران‌بها در معماری ایرانی در اختیار داشت؟ بناهایی که از این حیث ارزشمند تلقی می‌شوند، در کدام برگ از تاریخ معماری این سرزمین به دست نویسندگان خود نوشته شده‌اند؟ چگونه این عنصرخنثی و بی‌روح و جان، رویاها و خاطراتی خیال‌انگیز به ارمغان آورده‌است؟ در متن پیش رو سفری معمارانه به دنیای گچ‌بری در بناهای تاریخی ایران داریم.

سی‌وسه‌پل، چهارباغ بود روی آب!

در رکاب تاریخ چهارصدساله از سی‌وسه‌پل تا دروازه دولت

غمه‌سرایی پرندگان، همهمه شیرین رهگذران، صدای شرشر آب و وزش باد در میان شاخسار درختان؛ این صدای آشنای این روزهای چهارباغ است. صدایی که با تصویری یگانه و بی‌مانند همراه می‌شود. نهری مصفا در میان گذرگاهی باستانی که درختان پرتعداد همچون نگینی آن را در میان گرفته‌اند. چهارباغ از روزی که شاه‌عباس کلنگش را به زمین زد تا امروز بارها چهره عوض کرده و زخم تاریخ بر گوشه‌گوشه آن دیده می‌شود؛ اما همچنان ایستاده و آغوش گشوده تا دوچرخه‌هایمان را زین کنیم و از سی‌وسه‌پل تا دروازه دولت آن را رکاب بزنیم.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تاریخ اصفهان