حاشیه نشینی

حاشیه‌های پر متن!

مروری بر وضعیت حاشیه‌نشینی در اصفهان

بر اساس یک قاعده منطقی، میزان مشخصی از امکانات طبـیعی، زیست‌محیطی و شهری برای حجم مشخصی از جمعیت یک محدوده به نام روستا یا شهر قابلیت پاسخ‌گویی دارد و اگر حجم جمعیت از میزان امکانات فراتر برود، چرخه بده بستان مردم با امکانات موجود برهم‌خورده و مشکلات کوچک و بزرگ یک‌به‌یک به دنبال همدیگر بروز می‌کنند. این وصف‌الحال شهر اصفهان در یکی‌دو دهه اخیر است! شهری که به‌واسطه حمل وزنه‌های سنگینِ کارخانه‌های صنعتی بر شانه‌های نحیفش، یک از مقصدهای مهاجرت در دو سه دهه اخیر بوده و بیش‌ازحد توان و ظرفیتش از مهاجران خود میزبانی کرده است. اما حال که به وضعی چنین نگران‌کننده دچار شده، بد نیست بپرسیم جای‌دادن جمعیتی فراتر از توان این شهر در آنچه مضراتی را عاید شهر و مردمانش کرده، به دنبال خود چه پدیده‌هایی را به همراه داشته است؟

نگاهی میان‌رشته‌ای به فقر و حاشیه‌های شهری در ایران
شهر-ناشهر، خودشیفتگی انسان شهری و محرومیت‌زدایی‌های برج ‌عاج‌نشینانه
مفهوم «دیگری» در مجموعه آثار داستانی سعید محسنی

حاشیه‌های پر متن!

مروری بر وضعیت حاشیه‌نشینی در اصفهان

بر اساس یک قاعده منطقی، میزان مشخصی از امکانات طبـیعی، زیست‌محیطی و شهری برای حجم مشخصی از جمعیت یک محدوده به نام روستا یا شهر قابلیت پاسخ‌گویی دارد و اگر حجم جمعیت از میزان امکانات فراتر برود، چرخه بده بستان مردم با امکانات موجود برهم‌خورده و مشکلات کوچک و بزرگ یک‌به‌یک به دنبال همدیگر بروز می‌کنند. این وصف‌الحال شهر اصفهان در یکی‌دو دهه اخیر است! شهری که به‌واسطه حمل وزنه‌های سنگینِ کارخانه‌های صنعتی بر شانه‌های نحیفش، یک از مقصدهای مهاجرت در دو سه دهه اخیر بوده و بیش‌ازحد توان و ظرفیتش از مهاجران خود میزبانی کرده است. اما حال که به وضعی چنین نگران‌کننده دچار شده، بد نیست بپرسیم جای‌دادن جمعیتی فراتر از توان این شهر در آنچه مضراتی را عاید شهر و مردمانش کرده، به دنبال خود چه پدیده‌هایی را به همراه داشته است؟

فقر ‌ زیر سایه حاشیه‌ها

نگاهی میان‌رشته‌ای به فقر و حاشیه‌های شهری در ایران

رشد اقتصادی سریع و گام‌نهادن در یک شیب تند صنعتی‌شدن در ایران، در دهه‌های 30 تا 50 خورشیدی، اگرچه در ظاهر شکل و شمایل کشور را به‌روز کرد، اما همراه بود با پایه‌گذاری تغییری که بعدها نیز عامدانه یا سهوا  پی گرفته شد: میل به شهر گستری. اگر در دهه 20 و ماقبل، عمده جمعیت ایران جمعیتی مبتنی بر کشاورزی و عمدتا روستانشین بود که ذیل یک نظام عمیقا نابرابر می‌زیست؛ ورود کارخانه‌ها اما کمکی به تغییر قشربندی اجتماعی نکرد. درواقع این تغییر تنها سیل جدیدی از مهاجران را به شهرها گسیل داشت که در حاشیه‌ها اسکان داده شدند و همچنان ذیل نظامی نابرابر به زندگی‌شان ادامه می‌دادند. در این یادداشت بر آنم تا موضوع را از منظر تغییر سیمای شهرها و مسئله حاشیه‌نشینی و فقر از همان دهه‌ها تا امروز موردبررسی قرار دهم.

پنهان‌کردن نامرتبی‌های زیر فرش

شهر-ناشهر، خودشیفتگی انسان شهری و محرومیت‌زدایی‌های برج ‌عاج‌نشینانه
با گسترش شهرها، فضاهای حاشیه‌ای نیز بیشتر می‌شوند. حاشیه‌ها را شاید بتوان دو دسته کرد: مناطقی که موقعیت قرارگیری‌شان، در مرز شهر و غیرشهر است1؛ و مناطقی که اگرچه درون شهر هستند، اما گویی به تدریج از مرکزیت دید خارج شده‌اند.2 چنین می‌نماید که هر دوی این دسته‌ها کم‌کم غیرشهر (جایی که شهر یا جزیی از شهر نیست) تصور شده‌اند.‌ به همین سبب از مواهب زندگی شهری خلع و به حاشیه رانده شده‌اند. چنین وضعیتی درواقع در دوگانه‌سازی میان شهر با غیرشهر به وجود می‌آید. شرایطی برآمده از افراط در آرمانی مدرن: شهرنشینی.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - حاشیه نشینی