خاطرات جنگ

نحوه نگهداری گل و گیاه در فصول گرم

احتیاط! گیاهان آسیب‌زا هستند

اگر شما یکی از دوستداران گل و گیاه هستید و در خانه تعدادی گیاه دارید، حتماً در فصول مختلف در گیاهان‌تان مشکلاتی را چون کاهش میزان رشد و شادابی مشاهده کرده‌اید.

این مشکلات می‌تواند به‌خاطر رعایت نکردن اصول نگهداری گیاهان در هر فصل باشد. مثلا گاهی ممکن است سرما یا گرمای شدید هوا به گیاه آسیب وارد کند یا آبیاری به اندازه لازم نداشته باشند و یا اینکه دچار آفات شده باشند. به هرحال برای پیشگیری از این آسیب‌ها باید اصولی را با توجه به نوع گیاه‌، جنس، خاک‌، دما و... بر روی گیاه رعایت کنید. بدین منظور جهت نگهداری هر‌چه بهتر از گیاهان در فصل گرم اشاره می‌کنیم.

 

وحشت گروهک‌ها از رزمندگان اصفهانی

روایت کیانوش گلزارراغب از نبرد کردستان و «شُنام»
کیانوش گلزارراغب که چهارده‌ماه اسارتش در زندان گروهک‌های کمونیستی کموله و سوسیالیست‌های کُرد یا همان دموکرات، بُن‌مایه آثاری چون «شُنام»، «عصرهای کریسکان» و «برده‌سور» شده است، می‌گوید نوشتن «شُنام» باعث شد بالاخره، کابوس‌های دوران اسارتش تمام شود. با کیانوش گلزارراغب گفت‌وگوی متفاوتی کرده‌ایم که در ادامه از نظر می‌گذرانید. 
 

تجلیل از مدیران صنعت استان

این مراسم هم‌زمان با دهه تولید و تجارت برای مدیران پیش‌کسوت و پیشرو صنعت استان برگزار شد
مراسم تجلیل از مدیران پیش‌کسوت و پیشرو صنعت استان اصفهان به همت انجمن مدیران صنایع استان در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی اصفهان برگزار شد.
 
مرتضی علیجانی از روزهای فرماندهی‌اش در گروه تخریب لشکر 14 امام حسین (ع) می‌گوید
همراه با «ملازم‌اول حسین آتش الماس حسینی» تا روز آزادی (بخش دوم)
با جانباز آزاده «سرهنگ حسین حسینی» از روزهای انقلاب تا روزهای اسارت (بخش اول)

ترکش‌های میدان مین در بدن تخریبچی!

مرتضی علیجانی از روزهای فرماندهی‌اش در گروه تخریب لشکر 14 امام حسین (ع) می‌گوید

نه از مین و دم و دستگاه آن سر رشته‌ای داشت و نه اصلافکرش را می‌کرد که شاید روزی مهم‌ترین سکانس زندگی‌اش در خطرناک‌ترین میدان جنگ، یعنی «میدان مین» رقم بخورد. تجربه فعالیتش در کردستان و سیستان و بلوچستان اما پایش را به گروه «تخریب» باز و او را یکی از اعضای گروه نه نفره آن‌ها و یک «تخریبچی» کرد. چیزی نمی‌گذرد که با انواع مین‌ها، میدان‌ها، موانع و تاکتیک‌ها آشنا می‌شود و در چند سانتیمتری خطر، کاشته‌های مرگ را در «میدان مین» برداشت و خنثی می‌کند. او اما با مین‌های «گوجه‌ای، والمری، ضدتانک»، سیم خاردارهای «فرشی، حلقوی، کفشکی، پومر» و «سیم‌چین، سرنیزه، سیخک، شب‌نما و نوار علامت‌گذاری» رفاقتی دیرینه دارد.

851 روز اسارت!

همراه با «ملازم‌اول حسین آتش الماس حسینی» تا روز آزادی (بخش دوم)

هفته گذشته بخش اول خاطرات جانباز آزاده سرهنگ حسین حسینی را خواندیم. بعد از پنج سال و سه ماه و 12 روز جنگ با دشمن بعثی اسیر می‌شود، او را به پادگان الرشید می‌برند، در آنجا مهمان اتاق شکنجه می‌شود و بعد از سه ماه او را به اردوگاه 19 تکریت که اردوگاه افسران است انتقال می‌دهند. در آن‌جا یکی از خلبان‌ها به او و دوستانش می‌گوید فرار کنید و همین صحبت، جرقه فرار را در ذهن او ایجاد می‌کند. برای فراهم‌کردن امکانات فرار تلاش می‌کند، اما گم‌شدن یک نبشی، عراقی‌ها را حساس می‌کند و او در دام می‌افتد. حسینی را تفتیش می‌کنند و تنها یک نقشه و چاقو پیدا می‌کنند.

«یک» به «سی‌و‌هشت»!

با جانباز آزاده «سرهنگ حسین حسینی» از روزهای انقلاب تا روزهای اسارت (بخش اول)

عاشق ارتش است، اگر زندگی شانسی برای بازگشت داشت، باز هم انتخابش ارتش بود. سال 59 وارد دانشکده افسری می‌شود و ســـال 62 به‌عــنوان ستـــوان دوم فارغ‌التحصیل. به عنوان نفر برگزیده دوره مقدماتی مرکز پیاده شیراز انتخاب می‌شود.شیراز برای ماندن او اصرار دارد؛ اما او جبهه را انتخاب می‌کند. خودش می‌گوید غیرت یک ارتشی قبول نمی‌کند دشمن وارد کشورش شود و او آرام باشد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - خاطرات جنگ