سریال ایرانی

چرا «می‌خواهم زنده بمانم» یک درام سیاسی است؟

فصل اول سریال «می‌خواهم زنده بمانم» به پایان رسید؛ سریالی که در میان شمار نسبتا چشمگیر سریال‌های ساخته‌شده ایرانی و با ارائه یک روایت نسبتا اجتماعی‌سیاسی و تا حدودی عاشقانه مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد. سریال می‌خواهم زنده بمانم از منظر سیاست و بررسی ساختارهای قدرت خرد و کلان، سریال کاملا سیاسی و در بخش‌هایی عاشقانه است. سریالی که با صدای بلند قرار است زنده بماند، در بلا و گرفتاری‌های انسان‌های گرگ‌صفت غرق نشود و روایت کند.

بالاخره زنده ماند!

ساترا چه نقشی در رفع حاشیه‌های «می‌خواهم زنده بمانم» داشت؟

طی هفته گذشته، حاشیه‌های توقیف 30 ساعته «می‌خواهم زنده بمانم» داغ‌ترین بحث شبکه نمایش خانگی بود. سریالی که ابتدای هفته را با شائبه توقیف آغاز کرد، در میانه هفته توقیف شد و در انتهای هفته نیز مشکلش رفع و منتشر شد. مقوله توقیف و ممیزی در سینما و شبکه نمایش خانگی، بحث چندان جدیدی نیست و دیگر مخاطبان و سینماگران، بر روی تمامی ابعاد این اتفاق آشنایی کامل دارند. اما آن‌چه سبب شد تا موضوع توقیف موقت «می‌خواهم زنده بمانم» این‌چنین برسر زبان‌ها بیفتد، دستور به توقف پس از 14 قسمت پخش بود. اتفاقی که تاکنون مشابه چندانی نداشته و این شاید برای نخستین بار است که یک سریال پس از انتشار 14 قسمت، این‌گونه تهدید به توقف شده و از گردونه پخش کنار برود.

نگاهی به پنج قسمت ابتدایی سریال خاتون
چرا «احضار» اثر موفقی در ژانر وحشت نبود؟
مروری بر سریال‌های تلویزیون در ماه مبارک رمضان

سونامی شبکه نمایش خانگی

وی‌اودی‌ها، مخاطبان ایرانی را به سمت خود کشانده‌اند

شبکه نمایش خانگی تا ابتدای نیمه دوم دهه 90، حال‌وروز چندان خوشایندی نداشت. برنامه‌ریزی میان‌مدت این مدیوم برای پا گذاشتن به عرصه تولید، عملا به شکست انجامیده بود و تمام رزومه درخشان خود را معطوف به ابتدای دهه 90 و تولیداتی چون «قلب یخی» می‌دید. در میانه دهه 90، این مدیوم با یک پسرفت آشکار، به همان رسالت چند دهه قبل خود یعنی انتشار فیلم‌هایی که اکران عمومی خود را به پایان رسانده بودند، بازگشت.

جدال نظارت بر سر شبکه نمایش خانگی

انتقال مدیریت شبکه نمایش خانگی از وزارت ارشاد به صداوسیما چه تبعاتی دارد؟

رقابت سینما با تلویزیون، طی دهه‌های گذشته، همواره مراتبی از شدت و ضعف را به خود دیده است. در مقاطعی نظیر ماه‌رمضان، سینما، قافیه رقابت را به سریال‌های تلویزیونی می‌باخت و در مواقعی نظیر نوروز یا تابستان، این سینماها بودند که می‌توانستند مخاطبان بیشتری را به نسبت تلویزیون به سمت سالن‌ها بکشانند.اما این رقابت عجیب، طی چهار پنج سال اخیر، تاحدودی از میان رفت و هر رسانه، ترجیح داد بدون رقم‌زدن حاشیه‌ای، مسیر خود را طی کند. پس از چند سال سکوت و انفعال از ابتدای امسال این رقابت وارد فضای جدیدی شد؛ فضایی که تلویزیون آغازگر آن بود. از ابتدای امسال، خبری در خروجی خبرگزاری‌ها منتشر شد مبنی بر اینکه مدیریت شبکه نمایش خانگی بر عهده صداوسیماست؛ خبری که در ابتدا کسی آن را جدی نگرفت، اما در ادامه و با اجبار وی‌اودی‌ها به دریافت مجوز صداوسیما بر روی تولیدات این شبکه، وضعیت کاملا جدی شد. ریشه این اتفاق را باید در شیوع «کرونا» دانست. تا پیش از اسفند 98، بسترهای اینترنتی پخش فیلم در ایران، اقبال چندانی نداشتند و فیلم‌ها و سریال‌ها، استقبال خوبی از افتتاحیه نمایش خود در این بسترها به عمل نمی‌آوردند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - سریال ایرانی