سینما

ما به جنگ نیاز داشتیم، نه جنگ به ما!

روایت حجت‌الاسلام «علیرضا باطنی» از مدرسه «ملاعبدالله» اصفهان تا عملیات«کربلای چهار»/ بخش اول
می‌گوید هفده سالم بود، رفتم جبهه؛ اما چهره‌ام، بیست-بیست‌ویک‌ساله، نشانم می‌داد. پنجم ابتدایی را که می‌خواند، مدرسه را کنار می‌گذارد و راه «حوزه» را پیش می‌گیرد و در امتداد آن راه «انقلاب» و «جنگ» را...! انقلاب که پیروز می‌شود، مسئولیت مدرسه علمیه «ملاعبدالله» را بر دوشش می‌گذارند؛ همان مدرسه‌ای که هنوز هم در انتهای بازار میدان امام، جا خوش کرده و چراغش روشن است! سال 59 در میان همه فعالیت‌های علمی، تبلیغی و فرهنگی که اینجا در اصفهان داشته است، «غیررسمی» راه «گلف» و «آبادان» را پیش می‌گیرد و چندماهی را به رتق‌وفتق امور جنگ در همان حوالی می‌پردازد؛ اما به‌مرور احساس می‌کند حضور چندماهه‌اش در جبهه به فعالیت‌هایش ضربه می‌زند و همین می‌شود که بیشتر «اصفهان» می‌ماند و منتظر تا عملیاتی طراحی شود و «رزمی تبلیغاتی» برود جبهه! او جنگ را از «شکست حصر آبادان» شروع می‌کند و تا «کربلای چهار» پیش می‌برد و بعدازآن به «اسارت» و چهارسال زندگی در خاک عراق می‌رسد، که سال‌ها پیشش دومرتبه، از آن فرار کرده بود. روایت حجت‌الاسلام «علیرضا باطنی» از آن سال‌ها، ساعت‌ها زمان می‌خواهد و یک دل سیر گوش؛ ما اما در یک گفت‌وگوی سه‌ساعته با این رزمنده روحانی، تنها توانستیم تا قبل از اسارتش را روایت کنیم و باقی حرف‌ها از آن سال‌ها بماند برای فرصتی دیگر!

ضرورت حرکت به سمت توسعه پایدار ساختمان‌ها

توسعه پایدار بدون توجه به شهرها و شهر‌نشینی، بی‌معنی خواهد بود
یکی از مهم‌ترین مزایای استفاده از انرژی خورشیدی کاهش هزینه‌ها و حتی فروش برق اضافه تولیدی است؛ چرا که از این طریق هزینه‌های تحمیلی بر کشور و جامعه به شدت کاهش می‌یابد همچنین با این اقدام، نه تنها در صورت‌حساب برق صرفه‌جویی می‌شود، بلکه اگر برق بیشتری تولید شود، مازاد آن دوباره به شبکه منتقل و برای این مقدار مبلغ پاداشی توسط شرکت برق پرداخت خواهد شد. با توجه به اینکه سیستم‌های انرژی خورشیدی به طور کلی نیاز به تعمیر و نگهداری زیادی نداشته و حتی هیچ‌گونه سر و صدایی ندارند، تکنولوژی استفاده از انرژی خورشیدی روز‌به‌روز در حال توسعه بوده و تاکنون در سیستم‌های کوچک و بزرگ مانند نیروگاه‌ها، بخش کشاورزی، تجارت، منازل، لوازم شخصی و تزئینی به کمک مردم آمده است و بعضا در صعب‌العبورترین نقاط نیز توانسته نیازهای آن‌ها را برطرف سازد.
روایت سینما دوستی زنده یاد منصورنورپور مدیر تنها سینمای خصوصی اصفهان
وی‌اودی‌ها، مخاطبان ایرانی را به سمت خود کشانده‌اند

تا فراسوی رؤیاها

 وقتی سالن تاریک می‌شود و تصویر بر پرده سپید می‌افتد، گریزگاه ما از رخدادها و آوارها آغاز می‌شود. حالا ماییم و تصویر و نور و رنگ و یک خیال خوش؛ با سینماست که ما تا فراسوی رؤیاها می‌رویم. تا خود خود خود آرزو، آرزویی که تنها در سینما شکل بی‌شکلش را به رخ می‌کشد.
سینما هنوز هم حال خوشش را از آدمی دریغ نکرده است، چنان جادو می‌کند و آدمی را زیر و زِبر می‌کند که دلت می‌خواهد تا ابد در نبرد تن به تنِ نور و تاریکی و رنگ، دل ببازی و بخندی و بچرخی و بغض کنی.

چراغ سینما قدس روشن می‌ماند

روایت سینما دوستی زنده یاد منصورنورپور مدیر تنها سینمای خصوصی اصفهان

منصورنورپور رئیس انجمن سینماداران ایران و سینما قدس اصفهان در 85 سالگی و به علت کرونا درگذشت و صبح دیروز درباغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. روایتی کوتاه از شرح عاشقی او بر سینما و داستان سینماسازی و سینماداری اش را در گفتگو با برادرش مسعود نورپور بخوانید.

زاون در قاب سه دوست

خسرو نشان، احمد طالبی‌نژاد و علی خدایی در زادروزِ زاون قوکاسیان از دوستی و همکاری با او می‌گویند

هفت سال از رفتنش گذشته است؛ اما عجیب که نه تصویرش از ذهن شهر پاک‌شده و نه جای خالی‌اش پر. زاون قوکاسیان متولد 7 اردیبهشت 1329 در اصفهان بود. تا زنده بود جز در هوای شهرش نفس نکشید و جز به آبادانی‌اش نیندیشید و البته که موفق هم شد نام و نشان اصفهان را پیش روی جهانی بگذارد. هر چند رفتنش به قول احمد طالبی‌نژاد چون رفتن زاینده‌رود، ریشه خیلی چیزها را در شهر خشکاند و باعث شد اصفهان به قوت و قدرت قبل در نظرها نباشد، اما برکات حضورش  آن‌قدر هست که هنوز و هر بار بخشی از آن را از تاریخ بیرون بکشی و به امید گرفتن برگی برای آینده پیش چشم بنشانی.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - سینما