محرومیت

نگاهی میان‌رشته‌ای به فقر و حاشیه‌های شهری در ایران
پرسه در خاطرات مردی که با خنده در فوتبال سر می‌برید

فقر ‌ زیر سایه حاشیه‌ها

نگاهی میان‌رشته‌ای به فقر و حاشیه‌های شهری در ایران

رشد اقتصادی سریع و گام‌نهادن در یک شیب تند صنعتی‌شدن در ایران، در دهه‌های 30 تا 50 خورشیدی، اگرچه در ظاهر شکل و شمایل کشور را به‌روز کرد، اما همراه بود با پایه‌گذاری تغییری که بعدها نیز عامدانه یا سهوا  پی گرفته شد: میل به شهر گستری. اگر در دهه 20 و ماقبل، عمده جمعیت ایران جمعیتی مبتنی بر کشاورزی و عمدتا روستانشین بود که ذیل یک نظام عمیقا نابرابر می‌زیست؛ ورود کارخانه‌ها اما کمکی به تغییر قشربندی اجتماعی نکرد. درواقع این تغییر تنها سیل جدیدی از مهاجران را به شهرها گسیل داشت که در حاشیه‌ها اسکان داده شدند و همچنان ذیل نظامی نابرابر به زندگی‌شان ادامه می‌دادند. در این یادداشت بر آنم تا موضوع را از منظر تغییر سیمای شهرها و مسئله حاشیه‌نشینی و فقر از همان دهه‌ها تا امروز موردبررسی قرار دهم.

من اشتباهی بودم

پرسه در خاطرات مردی که با خنده در فوتبال سر می‌برید
اول: می‌خندد، جواب خیلی سؤال‌ها را با خنده می‌دهد، می‌گوید: وقتی انتقاد می‌کردند، برای اینکه لجشان را در بیاورم، می‌خندیدم. می گویند در فدراسیون فوتبال با خنده سر می‌برید. دوم: اصالتش نایینی است و مثل همه نایینی ها با «خفت» قالی آشناست، متولد اصفهان است و بزرگ شده تهران. سال‌ها رکوردار رشته ۱۱۰ متر بامانع کشور بوده و علاوه بر ریاست چند دوره فدراسیون دوومیدانی، سرپرستی فدراسیون ورزش‌های رزمی، ژیمناستیک، بولینگ و بیلیارد، سوارکاری، شطرنج، قایقرانی و اسکی را برعهده داشته اما همه این‌ها یک طرف و هشت ساله ریاستش در فدراسیون فوتبال هم یک طرف. سوم: علی کفاشیان انگار همان آقای شادابیان «خنده بازار» است، هر چند گلایه مند است چرا از او برای تقلید از شخصیتش اجازه نگرفته‌اند. دونده و مدیر و رئیس و خیلی سابق‌های دیگر دست به دست هم داد تا با همان خنده‌های همیشگی‌اش که بعضی وقت‌ها روی مخ بود، مهمان ویژه نامه هفته ورزش شود.
اشتراک در RSS - محرومیت