چهارباغ

روایت‌هایی ناب از مدرسه چهارباغ

از دبیرستان علوم معقول و منقول تا درآمدزایی مراسم ختم

امروز اگر از خیابان چهارباغ به داخل خیابان آمادگاه بپیچید، همان اوایل خیابان، سمت چپ بر روی دیوار مدرسه چهارباغ، یک قاب کاشی توجه شما را به خود جلب می‌کند؛ تابلویی که با خط ثلث روی آن نوشته شده است: «دبیرستان علوم معقول و منقول». از خود می‌پرسید این تابلو اینجا چه می‌گوید. این مطلب پاسخ به این پرسش است؛ درضمن از یک مرکز مهم فرهنگی اصفهان پرده‌برداری می‌کند که چند دهه در خیابان چهارباغ محفل عاشقان کتاب و ادب و شعر بوده است؛ یعنی کتابخانه فرهنگ که امروز به جای آن کتابخانه مدرسه علمیه امام صادق(ع) قرار گرفته است.

چهارباغ عرصه «بی‌واسطگی» جهان سنت است
چگونه جذابیت مبلمان شهری در تعلق ما به شهر مؤثر است؟
در رکاب تاریخ چهارصدساله از سی‌وسه‌پل تا دروازه دولت

چهارباغ ما انسان‌های مدرن

چهارباغ عرصه «بی‌واسطگی» جهان سنت است

هر جهان، وجهه‌های خاص خویش را داراست؛ «جهان سنت» وجوهی دارد و «جهان مدرن» وجوهی دیگرگونه. این وجوه، در علم، دین، هنر، سبک زندگی و... مشهودند، اما شاید بتوان عنوان داشت اساسی‌ترین وجه تمایز این دو جهان، تمایز «انسان» برآمده از هر عصر است؛ بدین معنا که «خواجه حافظ شیرازی» و «مهدی اخوان ثالث» علی‌رغم هم‌صنف بودن، متعلق به دو جهان متمایزند؛ همانگونه که «هراکلیت» و «کانت» نیز هم. حافظ، مخلوق جهان سنت است و در عین حال خالق آن؛ همانگونه که کانت برخاسته از عصر مدرن است و هم‌زمان، تداوم‌بخش آن. به عبارت رساتر، هر جهان، انسان مختص خویش را دارد.

مبلمان شهری ماندن، بازگشتن

چگونه جذابیت مبلمان شهری در تعلق ما به شهر مؤثر است؟

ممکن است بسیاری از ما با شنیدن واژه مبلمان شهری تنها به یاد سکوها یا نیمکت‌هایی بیفتیم که گاه و بیگاه در نقاطی از شهر به آن‌ها برمی‌خوریم. اما واقعیت آنجاست که این‌ها تنها بخشی از مبلمان شهری محسوب می‌شوند. به گستره وسیعی از وسایل، نمادها، بناهای کوچک و بزرگ، دستگاه‌ها و حتی فضاهای با کاربری مشخص در شهر، مبلمان شهری می‌گویند. اکنون ممکن است از خودمان بپرسیم آیا سطل آشغال، تندیس‌ها، خرده‌بناها، قسمت‌های مختص نشستن و گفت‌وگو، آب‌نماها و بسیاری چیزهای دیگر هم جزئی از مبلمان شهری محسوب می‌شود؟ با این تعریف کلی و وسیع، بله.

سی‌وسه‌پل، چهارباغ بود روی آب!

در رکاب تاریخ چهارصدساله از سی‌وسه‌پل تا دروازه دولت

غمه‌سرایی پرندگان، همهمه شیرین رهگذران، صدای شرشر آب و وزش باد در میان شاخسار درختان؛ این صدای آشنای این روزهای چهارباغ است. صدایی که با تصویری یگانه و بی‌مانند همراه می‌شود. نهری مصفا در میان گذرگاهی باستانی که درختان پرتعداد همچون نگینی آن را در میان گرفته‌اند. چهارباغ از روزی که شاه‌عباس کلنگش را به زمین زد تا امروز بارها چهره عوض کرده و زخم تاریخ بر گوشه‌گوشه آن دیده می‌شود؛ اما همچنان ایستاده و آغوش گشوده تا دوچرخه‌هایمان را زین کنیم و از سی‌وسه‌پل تا دروازه دولت آن را رکاب بزنیم.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - چهارباغ