چهارباغ

روایت‌هایی ناب از مدرسه چهارباغ

از دبیرستان علوم معقول و منقول تا درآمدزایی مراسم ختم

امروز اگر از خیابان چهارباغ به داخل خیابان آمادگاه بپیچید، همان اوایل خیابان، سمت چپ بر روی دیوار مدرسه چهارباغ، یک قاب کاشی توجه شما را به خود جلب می‌کند؛ تابلویی که با خط ثلث روی آن نوشته شده است: «دبیرستان علوم معقول و منقول». از خود می‌پرسید این تابلو اینجا چه می‌گوید. این مطلب پاسخ به این پرسش است؛ درضمن از یک مرکز مهم فرهنگی اصفهان پرده‌برداری می‌کند که چند دهه در خیابان چهارباغ محفل عاشقان کتاب و ادب و شعر بوده است؛ یعنی کتابخانه فرهنگ که امروز به جای آن کتابخانه مدرسه علمیه امام صادق(ع) قرار گرفته است.

سیر و سفر در مسیر گردشگری معماری با چاشنی علم‌اندوزی
چهارباغ عرصه «بی‌واسطگی» جهان سنت است
چگونه جذابیت مبلمان شهری در تعلق ما به شهر مؤثر است؟

چند تصویر از تاریخ اجتماعی چهارباغ

وقتی در مهم‌ترین معبر شهر تفکیک جنسیتی وجود داشت

خیابان چهارباغ در شهر اصفهان جایگاهی دارد که هم نکات مثبت و هم نکات منفی، خواه‌ناخواه به آن تحمیل می‌‌شوند. قصه چهارباغ فقط در کالبد خیابان و جدول‌بندی آن خلاصه نمی‌شود؛ بخش مهم آن معطوف به «چهارباغیان» است؛ یعنی کسانی که در چهارباغ می‌روند و می‌آیند. اصولا خیابان بدون مردم معنا ندارد. خیابان وقتی خیابان است که مردمی از آن گذر کنند. این مردم هم جزوی از تاریخ و هویت خیابان محسوب می‌شوند؛ پس باید موردمطالعه قرار گیرند. رفتار، نگاه، رویکرد، کنش، وسیله نقلیه، آواز و خلاصه همه‌چیز آن‌ها در خیابان به همین امر معطوف می‌شود.

اصفهان فقط چهارباغ نیست!

منتقدان در دهه چهل می‌گفتند چرا این‌قدر به چهارباغ می‌رسید؟!

اصفهان فقط چهارباغ نیست! جمله کوتاهی که تاریخی شصت‌ساله دارد. دست‌کم از دهه چهل که مدیران شهری تصمیم گرفتند به سرووضع اصفهان برسند، یکی از آفت‌ها این بود که اصفهان را با چهارباغ اشتباه بگیرند و تمام هم‌وغم و فکر و ذکر خود را معطوف به چهارباغ کنند. مطلبی که در ادامه می‌آید، نقد مطبوعات نسبت به این رویکرد مدیران شهری و شهرداری‌هاست. 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - چهارباغ